<
spacer

سال 1389؛

سال نافرمانی مدنی، سال اتحاد، تشکل و سازماندهی برای جمهوری ایرانی

(جمهوری لائیک،دمکرات و دادمحور)،  

سال سرپیچی نیروهای نظامی - امنیتی از ولایت فقیه،

و سال اتمام حجت ملت ایران با فاشیست اسلامی

 
 
http://www.kle.nw.schule.de/wbrsx/faecher/philosophie/demokratie.gif
 
تریبون ایران، تریبونی مستقل، فراحزبی، فرادینی، فراقومی و فرانژادی است.
 
تریبون ایران، تریبون پیکار سیاسی برای جمهوری ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون پشتیبانان جمهوری، لائیسیته و دمکراسی در ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون پایبند به آزادی های سیاسی، دمکراسی فزاینده و جامعه سوسیال است.
 
تریبون ایران، تریبون افشای استبداد دینی، استبداد سلطنتی، ستم طبقاتی، قوم گرایی و نژادپرستی در ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون خبری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروند ایرانی است.
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجو

نظرات ما

شبح جمهوری ایرانی بر فراز میهن!

شبح جمهوری ایرانی بر فراز میهن!

 واکنش آیت الله ها نسبت به سخن مشائی و مقایسه آن با جمهوری ایرانی، باین دلیل است که شبح جمهوری ایرانی بر فراز ایران به پرواز درآمده و از یکسو خواب را از حاکمان جمهوری اسلامی ربوده است و از سوی دیگر رویاهای سینه چاکان حکومت های شاهنشاهی، اسلام دمکراتیک و سوسیالیزم استالینی را بر باد داده است.

فریاد استقلال آزادی جمهوری ایرانی دلاوران جنبش خیابانی، چون پتکی بر سر مدافعان حکومت اسلامی وارد شد، بطوریکه امروزه هر ریسمان سیاه و سفیدی را به این خواست مبارزات صد ساله اخیر ملت ایران ربط می دهند.

 
فاشیسم قومی بیدار می شود!

فاشیسم قومی بیدار می شود!

ارتجاع پان اسلامیستی در 31 سال گذشته جامعه و ملت ما را با حربه دین شقه شقه کرده و کشور را به پرتگاه سقوط نزدیک کرده است. در شرایطی که مردم ایران زیر بار سرکوب، استبداد، بیکاری و فقر در حکومت دینی، جان شان به لب رسیده است، همزاد ارتجاع مذهبی، ارتجاع قومی زیرکانه پا بمیدان گذاشته و کوشش می کند تا همبستگی ملی ایرانیان در برابر دیکتاتوری اسلامی را خدشه دار کند.


آنها که سیاست های حکومتگران ایران را دنبال می کنند، بخوبی آگاهند که سالیان درازی ست که گروهی سیاست دامنه زدن به درگیری های قومی را پیش گرفته اند تا روند ایجاد اراده واحد ملی - دمکراتیک در برابر جمهوری اسلامی را ناممکن سازند.

مرتجعینی که زیر نام هواداران تیم های فوتبال به ایجاد شکاف میان اقوام ایرانی دامن می زنند، اقشار و لایه های عقب مانده، و از جنس همان تفاله هائی در جامعه هستند که حزب الله و بسیج و سپاه را تشکیل دادند و فجایع سه دهه گذشته را مرتکب شده اند.

کسانی که در استادیوم های ورزشی علیه اقوام آذری، فارس و ایرانیان مهاجرتبار شعار می دهند، آگاهانه یا ناآگانه در راه ایجاد شکاف در جامعه ایران گام گذاشته اند، تا جنبش آزادیخواهانه و ملی دمکراتیک ملت ایران را بانحراف بکشانند.

برای مقابله با جنبش های فاشیستی قومی – نژادی باید جنبش های سیاسی اجتماعی دانشجویان، زنان و کارگران و ملت ایران را نسبت به ظهور ارتجاع وفاشیسم قومی – نژادی هوشیار کرد.هر قدر حضور سازمان های سیاسی اجنماعی مدرن شهروندی در جامعه قدرتمندتر گردد، دامنه امکان ترکتاری ارتجاع قومی محدودتر می شود.

فاشیسم دینی، قومی،نژادی در چامعه ای سربلند می کنند که جنبش های سیاسی اجتماعی حضور فعال ندارند و در ایران امروز جنبش زنان، جنبش دانشجویان و جنبش کارگران سنگرهای شکست ناپذیر مبارزه علیه ارتجاع و فاشیسم در هر جهره ای هست

اقبال اقبالی

01.08.2010

برگرفته از : ایرانگلوبال

 
در برابر جنگ افروزی حکومت اسلامی در منطقه
در برابر جنگ افروزی حکومت اسلامی در منطقه

سالهاست که امریکا، فرانسه، انگلیس و ... از صدقه سیاستهای پان اسلامیستی و ماجراجویانه رژیم اسلامی، همسایه های دیوار به دیوار کشور ما شده اند و به اعتبار حضور آنها، شیخ های حاشیه آبهای خلیج فارس هم ساز گزافه گوئی های تجاوزطلبانه علیه منافع ملت ایران را سر داه اند.

حکومت اسلامی که با شعار جهانی شدن پا بمیدان گذاشت، در گام نخست، استقرار نظام اسلامی در ایران، متحمل شکست تاریخی و استراتژیک گردید و ملت ایران در خیزش بزرگ خود، جمهوری ایرانی را در برابر جمهوری اسلامی قرار دادند. واقعیت اینست که جمهوری اسلامی از منظر سیاسی، دینی، فرهنگی و اخلاقی سقوط کامل کرده است.

حکومت اکنون بر دو پایه ارگان های سرکوب وغارت سرمایه ملت ایران تعادل خود را حفظ کرده است و در جستجوی راه هائی برای پیشگیری از آرایش مبارزاتی جنبش ملی در مقابل کل نظام می باشد. یکی از راههای دور زدن تضادهای داخلی، راه اندازی جنگ خارجی و پیشمرگ اعراب فلسطینی و لبنانی شدن و پیگیری سیاست های ماجراجویانه در منظقه می باشد.

گرچه سران حکومت اسلامی از شعارهای تند و تیز و توخالی زمان خمینی عقب نشینی کرده اند ولی هنوز مبانی اندیشه های تسلط گرایانه و توسعه طلبانه اسلام سیاسی، موتور ایجاد تشنج و درگیری در منطقه می باشد و امکان شعله ور شدن درگیری های منطقه ای را نامحتمل نمی سازد.

آنچه که موجبات نگرانی ملت ایران و جامعه جهانی را فراهم ساخته است، همانا کوشش حکومت اسلامی برای دستیابی به اهرم هائی برای تداوم تحمیل حکومت قرون وسطائی به ملت ایران، صدور آن به دیگر کشورها و تبدیل کشور ما به پایگاه و ستاد تروریسم اسلامی در جهان است.

حکومت قرون وسطائی جمهوری اسلامی بلحاظ سیاسی، دینی و فرهنگی جاذبه و گیرائی برای اکثریت جامعه ایران و جامعه جهانی ندارد و از همینرو همواره به اهرم های تحمیق و تحمیل خود در عرصه داخلی و جهانی رو آورده است. تا زمانی که رژیم ماهیتا تجاوزکار کنونی در قدرت است، هرگز امکان جنگ داخلی و منطقه ای منتفی نخواهد شد.

حضور رژیم پان اسلامیست در منطقه استراتژیک خاورمیانه (کانون رقابت های قدرت های جهانی)، نقش مخرب و ویرانگر در سرنوشت مردم ایران و منطقه داشته است و خود عامل بازتولید تشنج، جنگ و درگیری های ملی و منطقه ای است.

جمهوری پان اسلامیستی برهبری خمینی – خامنه ای در سه دهه گذشته ضربات جبران ناپذیری بر جامعه، تاریخ و فرهنگ ایران وارد ساخته است. پس از اینکه ماهیت آزادی و ایرانی ستیز حکومت برای مردم آشکار شد، در یکسال گذشته ایرانیان به جهان نشان دادند که هیچ پیوندی با فرهنگ و منش فسیل های عصر شترچرانی ندارند.

مدافعان جمهوری اسلامی بدلیل منفوریت اسلام سیاسی، کوشش می کنند تا بتدریج زیر پرچم دروغین ایراندوستی و ملی گرائی بخزند و در همسوئی کلامی با جنبش ملی، از ایراندوستی ملت برای اهداف پان اسلامیستی استفاده کرده و جنبش ملی را نیز از مضمون ایراندوستانه، آزادیخوانه، سکولار و مردمی اش تهی سازند.

پان اسلامیسم در ایران، نه تنها ربطی به منافع ملی، تاریخی و فرهنگی ایران ندارد، بلکه بعنوان یک گرایش تاریخی ضد ایرانی در جامعه، در خدمت نفی زبان، فرهنگ و تاریخ ایران قرار گرفته است. سیاست حاکمان امروز، تداوم تاریخی سیاست های تجاوزکارانه بیابانگردان مغول از شمال و اعراب از جنوب به ایران است.

ما در آستانه قرن 21 هم هنوز شاهد روحیات خصمانه و تجاوزکارانه علیه ایران و ایرانی هستیم که در سیمای کریه پان اسلامیست ها، پان عربیست ها و پان ترکیست ها مشاهده می شود. وقتی ما به کردستانی می نگریم که عمرش بدرازای تاریخ می رسد، چون آینه ای نقش سه گرایش تاریخا تجاوزکارانه پان عربیسم، پان ترکیسم و پان اسلامیسم را به واضح ترین شکل در آنجا مشاهده می کنیم.

ما در دورانی بسر می بریم که سیاست های چند دهه آتی در ایران و منطقه را رقم می خورد و پیروزی و یا شکست جنبش ملی دمکراتیک در ایران می تواند نقش تعیین کننده در سرنوشت آزادی، صلح و دمکراسی در منطقه ایفاء کند.

اینروزها گمانه زنی هائی مبنی حمله نظامی به ایران از سوی برخی از کارشناسان سیاسی مطرح شده است که بحث حول سیاست اصولی نسبت به جنگ و کار آگاهگرانه در جامعه اهمیت ویژه ای می یابد.

ملت ایران هیچ منافعی در جنگ و دشمنی با دیگر کشورها نداشته و ندارد و اگر جنگی رخ دهد جنگی میان مدافعان حکومت اسلامی و دیگران است که بهترین گزینش سیاسی، نفی جنگ و جنگ طلبی و جلوگیری از رفتن جوانان و ایراندوستان در قتلگاهی ست که جمهوری اسلامی برایشان آماده کرده است.

مدافعان جمهوری اسلامی در 30 سال گذشته بکرات در عمل نشان داده اند که ایران و ملت ایران تنها ابزاری در خدمت اهداف پان اسلامیستی شان است و بس!

تجربه جنگ با عراق که نتیجه تحریکات خمینی مبنی بر تعویض رژیم پان عربیستی عراق با حکومت پان اسلامیستی بود، شعله های جنگ 8 ساله را برافروخت و کشور ما را نیم قرن بعقب راند، بیش از یک میلیون انسان از دو ملت ایران و عراق در آتش جنگ سوختند و جلاد جماران هم نتوانست "پرچم اسلام را در قدس باهتزاز درآورد".

آزادی و سربلندی کشور و ملت تاریخی ایران، هدف اصلی نیروی جنبش ملی می باشد و تفاوت جنبش آزادیخواهانه ملی با جنبش های ارتجاعی در اهداف آنهاست که یکی منافع ملی ایرانیان و آزادگی و خوشبختی شهروند ایرانی را جستجو می کند و دیگری از منظر اسلام و منافع اسلام (و نه ایران)، و تسلط دین و فرهنگ عرب بر جهان، مواضع سیاسی خود را تبین و تعقیب می کند.

در صورتی که جنگی رخ دهد، ملت ایران نمی تواند گوشت جلو توپ حکومت اسلامی شود و خود پایه های استبداد و بیدادگری در ایران را تحکیم کند. دشمنی هارتر و کینه جوتر از حکومت اسلامی در جهان امروز در مقابل ملت ایران قرار ندارد و از همینرو ما باید نخست با دشمنی که در خط مقدم جبهه ایستاده است تصفیه حساب کنیم و سپس دفاع از ایرانی آزاد و دمکراتیک برای رهائی از سیطره متجاوزین، شایسته بزرگترین فداکاریها می باشد و در خاتمه کلام؛

دفاع از ایران آری، ولی همسوئی با جمهوری اسلامی هرگز!

اقبال اقبالی
 
22.07.2010

 

 

تغییر سایز نوشته ها

Larger FontSmaller Font

مطالب ویژه

16 آذر؛ دیکتاتوری نه! جمهوری ایرانی آری!

با شعارهای نه به دیکتاتوری،

استقلال آزادی جمهوری ایرانی

به استقبال 16 آذر می رویم!

 

 

پیروان جناح فاشیستی حکومت قصد دارند در تظاهرات 16 آذر، شعارهای محوری جنبش دمکراتیک و آزادیبخش ملت ایران را منحرف کنند.

آنها از اتحاد و یکپارچگی ملت ایران بر سر شعارهای مرگ بر دیکتاتوری، و آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی هراس دارند.

 شعارهای آزادیخواهانه، دمکراتیک، ملی و ایران محور، حلقه های اتحاد و پیوند ملت ایران، و نیز پاسخگوی خواست ها و مطالبات  مشترک همه اقشار، طبقات اجتماعی و شهروندان جامعه می باشند که چون قطب نما مسیر آزادی، دمکراسی و جدائی دین از حکومت را نشان داده و بر راه جنبش ملت ایران روشنائی خواهند افکند.

مطالبات گذر از دیکتاتوری و استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی، را در روح و روان شهروند ایرانی هدایت کنیم و بعنوان مظاهر اتحاد دمکراتیک ایرانیان، بر بیرق جنبش حک کنیم.

تریبون ایران

29.11.2009

 
شعارهای پیشنهادی برای راهپیمائی قدس

شعارهای پیشنهادی برای راهپیمائی قدس

 

 

زندانی سیاسی آزاد باید گردد     دیکتاتوری در ایران ملغا باید گردد

بس ، بس ، بس ،     شکنجه بس!

بس ، بس ، بس،        تجاوز بس !

بس ّ بس ، بس،         اعدام بس !

بس ، بس ، بس،      حکومت اسلامی یس!

کارگر، دانشجو، معلم،               اتحاد، اتحاد، اتحاد

نه غزه، نه لبنان،      جانم فدای ایران!

نه سرخ، نه سبز، نه سیاه       رنگین کمان پرچم ما!

قدس اینجاست، زندان اینجاست، ایران اینجاست؛

حکومت اشغالگر اینجاست !

 

حکومت ؛ ایرانی، ایرانی، ایرانی

سیاست ؛ ایرانی، ایرانی، ایرانی

قدرت ؛ ایرانی، ایرانی، ایرانی

رهبری؛ شورائی ، شورائی ، شورائی

 

شعار هر ایرانی،      جمهوری ایرانی

 

27 شهریور با شعار مرگ بر دیکتاتوری،   استقلال آزادی جمهوری ایرانی،

بیرق جنبش ملی را بر افرازیم !

زنده باد همبستگی و همپیمانی ملی - دمکراتیک ملت ایران در راه برچیدن حکومت اسلامی!

تریبون ایران

 

 
نگرانی امام جمعه از شعار استقلال، آزادی، جمهوری ايرانی

نگرانی امام جمعه از شعار استقلال، آزادی، جمهوری ايرانی

امام جمعه موقت تهران امروز در نماز جمعه گفت: نسل اولي ها به ياد دارند که امام در مورد جمهوري اسلامي در زمان رفراندوم گفتند جمهوري اسلامي نه يک کلمه بيشتر و نه يک کلمه کمتر. حال اگر عده ای بگويند استقلال، آزادي و جمهوري ايراني، اينها براي ما قابل قبول نيست.

آخوند احمد خاتمي گفت، هر کس از جمهوري اسلامي، اسلامي اش را نخواهد دشمن ماست و به صراحت هم مي گويم هر کس شعار استقلال آزادي و جمهوري ايراني سر مي دهد، دشمن جمهوری اسلامی است.

امام جمعه موقت تهران همچنین گفت، در راهپيمايي روز قدس در تهران و شهرستانها تعدادی شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر دادند، دیدید که رسانه هاي دشمن بر سر اين چه کردند.

آخوند احمد خاتمي گفت، به خوبي مي شود خط درست و غلط را تشخيص داد. راه نجات از فتنه ها فقط ولايت مداري است، سفينه النجات ما حضرت ولي عصر (ارواحنا له الفدا ) است و در غيبت آن حضرت، امضاي امام زمان پاي حکم نايبش يعني ولايت فقيه است.

برگرفته از : ایران پرس نیوز

 
«۹۰ نفر در مورد کهریزک شکایت کرده‌اند»

«۹۰ نفر در مورد کهریزک شکایت کرده‌اند»

اکنون زمان آن فرا رسیده است که نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر با شکنجه شدگان کهریزک ملاقات کنند و  دادگاههای علنی برای محاکمه آدمکشان حکومت اسلامی در داخل کشور به سید علی و دولت او تحمیل شود.

امروز دادگاههای علنی برای محاکمه سران امنینی - اطلاعاتی رژیم ؛

فردا دستگیری سران رژیم و محاکمه آنها به جرم جنایت علیه بشریت در دادگاه بین المللی لاهه!

 
باز هم در باره ما!

باز هم "در باره ما"!

در پی مشکلی که برای سایت تریبون ایران پیش آمد و مدت کوتاهی سایت از کار افتاد، بسیاری از مقالات ( از آغاز سال 2007 تا کنون)، از صفحه سایت محو شدند و از جمله  "در باره ما"!

هدف از راه اندازی سایت تریبون ایران؛ پشتیبانی از آزادی، دمکراسی، لائیسیته و جمهوری در ایران بوده و هست. مانع اصلی تحقق اهداف گفته شده رژیم اسلامی است، از اینرو سیاست ما در خدمت برچیدن کلیت رژیم ناجمهوری اسلامی و مقابله با استبداد در همه اشکال آن قرار دارد.

آزادی، دمکراسی و جمهوریت موضوع  جامعه ایران و جنبش های اجتماعی جوانان، زنان و کارگران است. رژیم ناجمهوری اسلامی مانع اعتلاء جنبش ملی مبتنی بر جنبش های اجتماعی است و کنار زدن رژیم، الویت نخست جنبش آزادی و دمکراسی در ایران است.

تریبون ایران، تریبون پشتیبانی از جنبش آزادی، دمکراسی ، لائیسیته ؛

تریبون ایران، تریبون پشتیبانی از جنبش های اجتماعی کارگران، زنان و جوانان؛

و تریبون ایران، تریبون پشتیبانی از جنبش ملی برای جمهوری ایران است!

اقبال اقبالی

This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it

 
استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی

فیلم؛ 8 مرداد تهران:

استقلال،

آزادی،

جمهوری

ایرانی

http://www.youtube.com/watch?v=ThQxtAyOwqw         

 

زندان ها به شکنجه گاه آزادیخواهان،ایراندوستان و دگراندیشان تبدیل شداند! 

جنایتکاران حاکم برایران چند هزار از آزادیخواهان، دگراندیشان و همقطاران سابق خود را در زنان های قرون وسطائی شان مورد شدیدترین شکنجه های وحشیانه قرار داده اند تا با شکستن آنها و وادارشان به توبه، برای رژیم ننگین خود کسب مشروعیت کنند.

ملت ایران بر مبنای تجربه، شناخت و آگاهی 30 ساله، به ولایت فقیه نه گفته اند و دولت وقت، هیچگونه مشروعیت سیاسی ندارد. سیاست فرستادن افراد شکنجه شده  پشت تریبون دفاع از ولایت فقیه و جنایات او برای حکومت اسلامی نه تنها مشروعیت نمی آفریند بلکه به ضد خود تبدیل شده و خشم خفته ملت را بیشتر بر می افروزد.

  جناح فاشیستی حکومت می خواهد با تکیه بر سرنیزه خود را به ملت ایران تحمیل کند و این بمعنای اعلام جنگ اقلیتی ناچیز و تبهکار با ملتی به وسعت ایران!

پس از تاجگذاری احمدی نژاد، مبارزات مردم ایران برای آزادی و دمکراسی در مسیری شکوهمند و در اشکال گوناگون تداوم خواهد یافت و گوهر آزادیخواهانه و دمکراتیک مطالبات مردم در جامعه طنین می افکند.

آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی شعار استراتژیکی است که از درون مبارزات خیابانی برخاست و زمان آن رسیده است که ایراندوستان و آزادیخواهان با این تراز، حرکت خود را تنظیم کرده و علائق سیاسی خود را تحت الشعاع این شعار محوری قرار ندهند تا با اتحاد بزرگ نیروی ملی، دمکرات و آزادیخواه ، پوزه دیکتاتوری بخاک مالیده شود. در همین جا ما پیشنهاد می کنیم تا تشکیل مجلس موسسان نظام نوین در ایران، پرچم ما ، پرچم سه رنگ ایران با نقش شعار " آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی" باشد.

برای رهائی زندانیان سیاسی،

برای برچیدن دیکتاتوری،

برای آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی

همگام و همصدا شویم!

تریبون ایران 05.08.2009

 

 
 
نظرات ما

شبح جمهوری ایرانی بر فراز میهن! چاپ ايميل
24 مرداد 1389,ساعت 20:25:43

شبح جمهوری ایرانی بر فراز میهن!

 واکنش آیت الله ها نسبت به سخن مشائی و مقایسه آن با جمهوری ایرانی، باین دلیل است که شبح جمهوری ایرانی بر فراز ایران به پرواز درآمده و از یکسو خواب را از حاکمان جمهوری اسلامی ربوده است و از سوی دیگر رویاهای سینه چاکان حکومت های شاهنشاهی، اسلام دمکراتیک و سوسیالیزم استالینی را بر باد داده است.

فریاد استقلال آزادی جمهوری ایرانی دلاوران جنبش خیابانی، چون پتکی بر سر مدافعان حکومت اسلامی وارد شد، بطوریکه امروزه هر ریسمان سیاه و سفیدی را به این خواست مبارزات صد ساله اخیر ملت ایران ربط می دهند.

ارسال نظر

ادامه مطلب...
 
فاشیسم قومی بیدار می شود! چاپ ايميل
11 مرداد 1389,ساعت 00:08:53

فاشیسم قومی بیدار می شود!

ارتجاع پان اسلامیستی در 31 سال گذشته جامعه و ملت ما را با حربه دین شقه شقه کرده و کشور را به پرتگاه سقوط نزدیک کرده است. در شرایطی که مردم ایران زیر بار سرکوب، استبداد، بیکاری و فقر در حکومت دینی، جان شان به لب رسیده است، همزاد ارتجاع مذهبی، ارتجاع قومی زیرکانه پا بمیدان گذاشته و کوشش می کند تا همبستگی ملی ایرانیان در برابر دیکتاتوری اسلامی را خدشه دار کند.


آنها که سیاست های حکومتگران ایران را دنبال می کنند، بخوبی آگاهند که سالیان درازی ست که گروهی سیاست دامنه زدن به درگیری های قومی را پیش گرفته اند تا روند ایجاد اراده واحد ملی - دمکراتیک در برابر جمهوری اسلامی را ناممکن سازند.

مرتجعینی که زیر نام هواداران تیم های فوتبال به ایجاد شکاف میان اقوام ایرانی دامن می زنند، اقشار و لایه های عقب مانده، و از جنس همان تفاله هائی در جامعه هستند که حزب الله و بسیج و سپاه را تشکیل دادند و فجایع سه دهه گذشته را مرتکب شده اند.

کسانی که در استادیوم های ورزشی علیه اقوام آذری، فارس و ایرانیان مهاجرتبار شعار می دهند، آگاهانه یا ناآگانه در راه ایجاد شکاف در جامعه ایران گام گذاشته اند، تا جنبش آزادیخواهانه و ملی دمکراتیک ملت ایران را بانحراف بکشانند.

برای مقابله با جنبش های فاشیستی قومی – نژادی باید جنبش های سیاسی اجتماعی دانشجویان، زنان و کارگران و ملت ایران را نسبت به ظهور ارتجاع وفاشیسم قومی – نژادی هوشیار کرد.هر قدر حضور سازمان های سیاسی اجنماعی مدرن شهروندی در جامعه قدرتمندتر گردد، دامنه امکان ترکتاری ارتجاع قومی محدودتر می شود.

فاشیسم دینی، قومی،نژادی در چامعه ای سربلند می کنند که جنبش های سیاسی اجتماعی حضور فعال ندارند و در ایران امروز جنبش زنان، جنبش دانشجویان و جنبش کارگران سنگرهای شکست ناپذیر مبارزه علیه ارتجاع و فاشیسم در هر جهره ای هست

اقبال اقبالی

01.08.2010

برگرفته از : ایرانگلوبال

ارسال نظر

 
در برابر جنگ افروزی حکومت اسلامی در منطقه چاپ ايميل
01 مرداد 1389,ساعت 12:03:52
در برابر جنگ افروزی حکومت اسلامی در منطقه

سالهاست که امریکا، فرانسه، انگلیس و ... از صدقه سیاستهای پان اسلامیستی و ماجراجویانه رژیم اسلامی، همسایه های دیوار به دیوار کشور ما شده اند و به اعتبار حضور آنها، شیخ های حاشیه آبهای خلیج فارس هم ساز گزافه گوئی های تجاوزطلبانه علیه منافع ملت ایران را سر داه اند.

حکومت اسلامی که با شعار جهانی شدن پا بمیدان گذاشت، در گام نخست، استقرار نظام اسلامی در ایران، متحمل شکست تاریخی و استراتژیک گردید و ملت ایران در خیزش بزرگ خود، جمهوری ایرانی را در برابر جمهوری اسلامی قرار دادند. واقعیت اینست که جمهوری اسلامی از منظر سیاسی، دینی، فرهنگی و اخلاقی سقوط کامل کرده است.

حکومت اکنون بر دو پایه ارگان های سرکوب وغارت سرمایه ملت ایران تعادل خود را حفظ کرده است و در جستجوی راه هائی برای پیشگیری از آرایش مبارزاتی جنبش ملی در مقابل کل نظام می باشد. یکی از راههای دور زدن تضادهای داخلی، راه اندازی جنگ خارجی و پیشمرگ اعراب فلسطینی و لبنانی شدن و پیگیری سیاست های ماجراجویانه در منظقه می باشد.

گرچه سران حکومت اسلامی از شعارهای تند و تیز و توخالی زمان خمینی عقب نشینی کرده اند ولی هنوز مبانی اندیشه های تسلط گرایانه و توسعه طلبانه اسلام سیاسی، موتور ایجاد تشنج و درگیری در منطقه می باشد و امکان شعله ور شدن درگیری های منطقه ای را نامحتمل نمی سازد.

آنچه که موجبات نگرانی ملت ایران و جامعه جهانی را فراهم ساخته است، همانا کوشش حکومت اسلامی برای دستیابی به اهرم هائی برای تداوم تحمیل حکومت قرون وسطائی به ملت ایران، صدور آن به دیگر کشورها و تبدیل کشور ما به پایگاه و ستاد تروریسم اسلامی در جهان است.

حکومت قرون وسطائی جمهوری اسلامی بلحاظ سیاسی، دینی و فرهنگی جاذبه و گیرائی برای اکثریت جامعه ایران و جامعه جهانی ندارد و از همینرو همواره به اهرم های تحمیق و تحمیل خود در عرصه داخلی و جهانی رو آورده است. تا زمانی که رژیم ماهیتا تجاوزکار کنونی در قدرت است، هرگز امکان جنگ داخلی و منطقه ای منتفی نخواهد شد.

حضور رژیم پان اسلامیست در منطقه استراتژیک خاورمیانه (کانون رقابت های قدرت های جهانی)، نقش مخرب و ویرانگر در سرنوشت مردم ایران و منطقه داشته است و خود عامل بازتولید تشنج، جنگ و درگیری های ملی و منطقه ای است.

جمهوری پان اسلامیستی برهبری خمینی – خامنه ای در سه دهه گذشته ضربات جبران ناپذیری بر جامعه، تاریخ و فرهنگ ایران وارد ساخته است. پس از اینکه ماهیت آزادی و ایرانی ستیز حکومت برای مردم آشکار شد، در یکسال گذشته ایرانیان به جهان نشان دادند که هیچ پیوندی با فرهنگ و منش فسیل های عصر شترچرانی ندارند.

مدافعان جمهوری اسلامی بدلیل منفوریت اسلام سیاسی، کوشش می کنند تا بتدریج زیر پرچم دروغین ایراندوستی و ملی گرائی بخزند و در همسوئی کلامی با جنبش ملی، از ایراندوستی ملت برای اهداف پان اسلامیستی استفاده کرده و جنبش ملی را نیز از مضمون ایراندوستانه، آزادیخوانه، سکولار و مردمی اش تهی سازند.

پان اسلامیسم در ایران، نه تنها ربطی به منافع ملی، تاریخی و فرهنگی ایران ندارد، بلکه بعنوان یک گرایش تاریخی ضد ایرانی در جامعه، در خدمت نفی زبان، فرهنگ و تاریخ ایران قرار گرفته است. سیاست حاکمان امروز، تداوم تاریخی سیاست های تجاوزکارانه بیابانگردان مغول از شمال و اعراب از جنوب به ایران است.

ما در آستانه قرن 21 هم هنوز شاهد روحیات خصمانه و تجاوزکارانه علیه ایران و ایرانی هستیم که در سیمای کریه پان اسلامیست ها، پان عربیست ها و پان ترکیست ها مشاهده می شود. وقتی ما به کردستانی می نگریم که عمرش بدرازای تاریخ می رسد، چون آینه ای نقش سه گرایش تاریخا تجاوزکارانه پان عربیسم، پان ترکیسم و پان اسلامیسم را به واضح ترین شکل در آنجا مشاهده می کنیم.

ما در دورانی بسر می بریم که سیاست های چند دهه آتی در ایران و منطقه را رقم می خورد و پیروزی و یا شکست جنبش ملی دمکراتیک در ایران می تواند نقش تعیین کننده در سرنوشت آزادی، صلح و دمکراسی در منطقه ایفاء کند.

اینروزها گمانه زنی هائی مبنی حمله نظامی به ایران از سوی برخی از کارشناسان سیاسی مطرح شده است که بحث حول سیاست اصولی نسبت به جنگ و کار آگاهگرانه در جامعه اهمیت ویژه ای می یابد.

ملت ایران هیچ منافعی در جنگ و دشمنی با دیگر کشورها نداشته و ندارد و اگر جنگی رخ دهد جنگی میان مدافعان حکومت اسلامی و دیگران است که بهترین گزینش سیاسی، نفی جنگ و جنگ طلبی و جلوگیری از رفتن جوانان و ایراندوستان در قتلگاهی ست که جمهوری اسلامی برایشان آماده کرده است.

مدافعان جمهوری اسلامی در 30 سال گذشته بکرات در عمل نشان داده اند که ایران و ملت ایران تنها ابزاری در خدمت اهداف پان اسلامیستی شان است و بس!

تجربه جنگ با عراق که نتیجه تحریکات خمینی مبنی بر تعویض رژیم پان عربیستی عراق با حکومت پان اسلامیستی بود، شعله های جنگ 8 ساله را برافروخت و کشور ما را نیم قرن بعقب راند، بیش از یک میلیون انسان از دو ملت ایران و عراق در آتش جنگ سوختند و جلاد جماران هم نتوانست "پرچم اسلام را در قدس باهتزاز درآورد".

آزادی و سربلندی کشور و ملت تاریخی ایران، هدف اصلی نیروی جنبش ملی می باشد و تفاوت جنبش آزادیخواهانه ملی با جنبش های ارتجاعی در اهداف آنهاست که یکی منافع ملی ایرانیان و آزادگی و خوشبختی شهروند ایرانی را جستجو می کند و دیگری از منظر اسلام و منافع اسلام (و نه ایران)، و تسلط دین و فرهنگ عرب بر جهان، مواضع سیاسی خود را تبین و تعقیب می کند.

در صورتی که جنگی رخ دهد، ملت ایران نمی تواند گوشت جلو توپ حکومت اسلامی شود و خود پایه های استبداد و بیدادگری در ایران را تحکیم کند. دشمنی هارتر و کینه جوتر از حکومت اسلامی در جهان امروز در مقابل ملت ایران قرار ندارد و از همینرو ما باید نخست با دشمنی که در خط مقدم جبهه ایستاده است تصفیه حساب کنیم و سپس دفاع از ایرانی آزاد و دمکراتیک برای رهائی از سیطره متجاوزین، شایسته بزرگترین فداکاریها می باشد و در خاتمه کلام؛

دفاع از ایران آری، ولی همسوئی با جمهوری اسلامی هرگز!

اقبال اقبالی
 
22.07.2010

 

ارسال نظر

 
در آستانه یکمین سالگرد خیزش ملی خرداد 1388 چاپ ايميل
20 خرداد 1389,ساعت 19:50:50
در آستانه یکمین سالگرد خیزش ملی خرداد 1388
 

 توازن قوا در شرایط کنونی بسود جنبش ملی نمی باشد، هرچند به علت پتانسیل عظیم جنبش های اجتماعی دانشجویان، زنان و کارگران، در شرایطی معین می تواند توازن قوا بسرعت تغییر کند.

در یک جنبش هدفمند سیاسی اجتماعی، اصلی ترین مسئله رسوب اندیشه های جمهوریخواهانه، آزادیخواهانه، دمکراتیک و لائیک در اعماق جامعه و آرایش جنبش سراسری و اراده واحد در برابر جمهوری اسلامی است.

تا زمانی که توازن قوا بنفع جنبش سراسری تغییر نیافته است، جنگ فرسایشی (مبارزه مدنی) بهترین راهکار بنظر می رسد.

ارسال نظر

ادامه مطلب...
 
ماجراجوئی حکومت اسلامی در منطقه به بهانه کمک به غزه! چاپ ايميل
17 خرداد 1389,ساعت 13:34:29

ماجراجوئی حکومت اسلامی در منطقه به بهانه کمک به غزه!

مدیر امور بین الملل جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران از اعزام و ارسال دو کشتی حامل مواد غذایی،اقلام دارویی و لوازم طبی تا پایان هفته جاری برای غزه خبر داد. وی افزود: کشتی های حامل کمک های بشر دوستانه و امدادگر به طور مستقیم و بدون واسطه از سوی کشور خودمان اعزام شوند.

نماینده ولی فقیه هم اعلام کرده است که: " نیروی دریائی سپاه "با همه توان و امکانات خود برای برقراری امنیت کاروان های اعزامی به غزه اقدام عملی خواهد کرد". و منتظر دستور ولی فقیه هستند.

بحران مشروعیت سیاسی، ایدئولوژیک، اخلاقی و ... سراسر حکومت اسلامی را فرا گرفته است و برای گریز از مشکلات لاعلاج داخلی و انحراف اذهان ملت ایران و جامعه جهانی از ناتوانی ها و درماندگی اش، می تواند موضوع کمک به غزه را بهانه ای برای آتش افروزی در منطقه و درگیری نظامی با اسرائیل قرار دهد.

کمک رسانی به مردم فلسطین و ساکنان غزه موضوعی ست که از طریق سازمان ملل ویا در چارچوب نهادهای بین المللی بشر دوست و صلح طلب دنبال می شود و کمک های ملت ایران هم در چارچوب اقدامات متعارف انساندوستانه جهانی می تواند مطرح باشد. کاسه داغ تر از آش شدن پان اسلامیست های حاکم بر ایران می تواند موجب پیامدهای ناگواری برای منافع کشور و ملت ما گردد.

حکومت اسلامی مسئله غزه را در جایگاهی فراتر از منافع ملی ما قرار می دهد و از آنجا که ایران و ملت ایران در تفکر پان اسلامیستی رهبران جمهوری اسلامی، تنها بعنوان ابزاری برای تحقق اهداف و منافع اسلام فهمیده می شود؛ بایستی نسبت به اقدامات ماجراجویانه ولی فقیه هوشیار بود و اجازه ندهیم که هستی ایران و ملت ایران قربانی منافع اسلام سیاسی و سیاست های ماجراجویانه حکومت اسلامی در منطقه گردد و فریاد میلیون ها ایرانی در جنبش خیابانی را پر طنین تر سر دهیم که:

نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران!

 

ارسال نظر

 
جشن و پایکوبی بوسعت ایران، در میان رقص شعله های جشن سور چاپ ايميل
26 اسفند 1388,ساعت 11:09:09

 

جشن و پایکوبی بوسعت ایران، در میان رقص شعله های جشن سور،

جشنی که فقط مبنای ایرانی دارد و نه شرعی – اسلامی!

سیاسی ترین جشن سال تاریخ ما، سیاسی ترین چهارشنبه سوری ایرانیان در همه شهرها و محلات ایرانزمین، شکوهمندانه تر از همیشه و با شعارهای ضدحکومتی برگزار شد.
بار دیگر ملت ایران با گلوی خونین فریاد برآورد که ما ایرانی هستیم و می خواهیم ایرانی بمانیم و ما را سر تسلیم در برابر سلطه فرهنگی، سیاسی و نظامی خلفای اسلامی نیست!

ایرانیت از ایران رخت نخواهد بست و این پایداری و مقاومت را پایانی نیست!
 
به ایران و ایرانیت بنگرید؛ که چه عاشقانه در آغوش شعله های آتش جشن سوری شادمانه می رقصد و فریاد مرگ بر خامنه ای، بوسعت ایران طنین انداز شده است!

ما هرگز نمی توانیم ابعاد و شکوه جشن چهارشنبه سوری امسال را، آنگونه که بوده، منعکس کنیم، ولی "مشت نمونه خروار است" !

دیروز مردم ایران در شهرها و روستاهای کشور، با بیزاری از حکومت اسلامی، و با آگاهی به اینکه چهارشنبه سوری هیچگونه مبنای اسلامی ندارد و جشنی تمام عیار ایرانی ست، در  مشهد، تهران، رشت، شاهین شهر، بندرعباس،بروجرد،تبریز،چالوس،اردبیل،کرج، اصفهان،بوکان، شیراز، اهواز، آبادان، شهرکرد، کرمان و ... و ... 

         با شعارهای ضد حکومتی به جشن و پایکوبی پرداختند.  

تریبون ایران

undefined

ارسال نظر

 
8 مارس 2010، روز همبستگی جهانی زنان، گرامی باد! چاپ ايميل
15 اسفند 1388,ساعت 02:27:21

8 مارس 2010، روز همبستگی جهانی زنان، گرامی باد!

http://spdnet.sozi.info/hessen/giessen/asfgiessen/images/user_pages/frauenpower.jpg
 

در شرایطی که زنان در بخش بزرگی از جهان، به مطالبات پایه ای خود دست یافته اند و تعمیق برابر حقوقی سیاسی – اجتماعی را در دستور پیکار خود قرار داده اند؛

زنان ایران در اسارت رژیم پیشاقرون وسطائی گرفتار شده و از ابتدائی ترین مطالبات انسانی خود نظیر آزادی پوشش و برابر حقوقی با مردان، و به رسمیت شناختن زن بعنوان انسان کامل، محرومند.

در نظامی که زن شهادتش بعنوان یک انسان کامل برسمیت شناخته نمی شود و با اجراء قوانین نابرابر ارث ، طلاق، پوشش اجباری و ... روزانه هویت و موجودیت او مورد تعرض آشکار و وقیحانه حکومت دینی قرار می گیرد، نمی توان انتظاری جز تکوین بزرگترین جنبش رهائیبخش مدنی – سیاسی زنان در ایران علیه حکومت دینی را داشت؛

جنبشی که پیشاپیش جنبش ملی در راه برکناری ارتجاع اسلامی و برابر حقوقی زنان ومردان و جامعه ای شایسته انسان قرن 21 به پیش می تازد.

جنبش زنان ایران پس از تجربه استبداد و ارتجاع 30 ساله اسلام در ایران، برای آزادی خود بپا خاسته است و زنان ایران نیک می دانند که آزادی زن در ایران یعنی مرگ حکومت اسلامی و جنبش آنها بناچار از روی جسد متعفن حکومت دینی گذر خواهد کرد.

 لشکر عظیم زنان در جنبش خیابانی به پیشتازی گردآفریدهای زمانه، حماسه های بزرگی را آفریده اند و این جنبش در کنار جنبش های پیشرو جوانان و کارگران در وسعتی به بزرگی ایران زمین در برابر حکومت اسلامی قد برافراشته اند و هر روزه آگاهانه تر و تنومندتر می شود.               

8 مارس روز همبستگی زنان و روز تجدید پیمان همه زنان و مردان آزادیخواه برای برچیدن نظام مبتنی بر تبعیض است! 

تریبون ایران، روز زن را به زنان ایران و همه آنهائی که برای رهائی زن می جنگند، شادباش می گوید!

تریبون ایران

6 مارس 2010

ارسال نظر

 
رهبر جندالله به اسارت رژیم تروریستی حزب الله درآمد! چاپ ايميل
05 اسفند 1388,ساعت 09:16:29
رهبر جندالله به اسارت رژیم تروریستی حزب الله درآمد!

دیروز عبدالمالک ریگی با همکاری و مشارکت سرویس های اطلاعاتی و عملیاتی حاضر در منطقه دستگیر شد.جندالله که روی سکه دیگر حزب الله در بلوچستان است، با نام مردم بلوچ و به کام ارتجاع در منطقه، تاریخ ننگینی از آدمکشی، بیرحمی و شقاوت را بجا گذاشته است.
حکومت اسلامی که با ترور، آدمکشی و جنایت علیه بشریت هویت جهانی یافته است، دستگیری رهبر جندالله را بهانه ای برای لاپوشانی تاریخ 31 ساله خود مبنی بر ترور و جنایت علیه بشریت قرار داده و کوشش می کند تا با بزرگنمائی این مسئله، موضوع محوری خود را مبنی بر ناتوانی در ادامه حکومت و خیزش ملی علیه موجودیت حکومت اسلامی را نادیده پندارد.
جنبش ملی در سراسر ایران، از شرق تا غرب و از جنوب تا شمال کشور در تب پیکار برای تغییرات بنیادی در جامعه و برچیدن نظام مبتنی بر تبعیض می سوزد و پیشگامان این جنبش به مبارزه درخشان خود برای برچیدن حکومت حزب الله ادامه می دهند و حکومت اسلامی نمی تواند با جارو جنجال در باره دستگیری ریگی، مطالبات مردم بلوچ و اراده شکست ناپذیر برای آزادی، دمکراسی و جمهوری بدون تبعیض ایرانی را حتی برای لحظه ای بفراموشی بسپارد.
مبارزه جند الله ربطی به مبارزات آزادیخواهانه و دمکراتیک  شهروندان ایران ندارد و در چارچوب رقابت های منطقه ای و درگیری گروه های ارتجاعی- تروریستی اسلامگرا تعریف می شود.
حرکت تروریستی – ارتجاعی جندالله نمونه بارز مبارزات دینی – قومی فاقد چشم انداز در منطقه است که در ارتباط با امیال ارتجاعی شکل گرفته و در جریان سازش ها و زدوبندهای منطقه ای و جهانی خاتمه می یابند ولی آنچه که در عصر کنونی دارای چشم انداز روشن و افق های شکوهمند و پایدار است، همانا جنبش شهروندی برای آزادی، دمکراسی و جمهوری بدون تبعیض است که حکومت اسلامی را از آن گریزی نیست!
حزب الله و جند الله جریانات پیشاقرون وسطائی هستند که با زبان و گفتمان بیگانه با تمدن انسانی، در عرصه سیاست عمل کرده و می کنند و هر دو موانع جدی دمکراسی و آزادی در ایران هستند.
ما، که خود را با جنبش آزادیخوهانه و دمکراتیک برای ساختن ایرانی در شان ملت تعریف می کنیم، از حقوق شهروندی همه ایرانیان از جمله آقای عبدالمالک ریگی دفاع کرده و خواهان برچیدن دستگاه شکنجه، اعدام و بیدادگاههای اسلامی و برقرای دادگاههای عادلانه و منطبق با نرم های شناخته شده و انسانی جهانی هستیم.
ما از جامعه جهانی و نهادهای مدافع حقوق بشر می خواهیم که از حقوق شهروندی و انسانی آقای ریگی دفاع کرده و از خواست ملت ایران مبنی بر؛  پایان دهی به سیستم غیرانسانی و ضد بشری ترور، سرکوب و شکنجه و اعدام در ایران پشتیبانی کنند.
تریبون ایران 24.02.2010

ارسال نظر

 
22 بهمن: آزادی، دمکراسی، جمهوری ایرانی، آری! چاپ ايميل
17 بهمن 1388,ساعت 08:24:16

22 بهمن 1388

آزادی، دمکراسی، جمهوری ایرانی، آری!

جمهوری اسلامی نه !

http://maroufi.malakut.org/091227113318_ashora_tehran1.jpg
پیش بسوی؛ ایرانی آزاد، دمکراتیک، سکولار و سوسیال

ارسال نظر

 
مختصری در باره بیانیه "سبزهای سکولار" چاپ ايميل
25 دي 1388,ساعت 05:29:54

مختصری در باره بیانیه "سبزهای سکولار"

 

بیانیه "پشتیبانان سکولار جنبش سبز ایران" که ساعاتی پیش روی صفحه اینترنت ظاهر شد، در دید اول بسیار خوشحال کننده بنظر می رسید و با خود گفتم که چه خوب که آزادیخواهان سکولار و ایراندوست حرکت برای با هم بودن را آغاز کرده اند؛ ولی با نگاهی  به ساختار و مضمون بیانیه ، که می توانست نظر شخصی فردی تلقی شود تا منشوری برای سکولارهای ایران، کاستی هایی را دیدم که شایسته نیست در برابر آنها سکوت کرد، چراکه؛

سنگ اول چون نهد معمار بد          تا ثریا می رود سکولاریسم کج

- در آغاز بیانیه آمده است که:

"نظام فعلی مسلط بر ايران، در تماميت ساختارها و قانون اساسی اش، مشروعيت و حقانيت خود را بکلی از دست داده است"

دوستان نویسنده اطلاعیه براین اعتقاد هستند که حکومت اسلامی مشروعیت داشته است و گویا بتازگی مشروعیت و حقانیت خود را از دست داده است. این نظریه در رابطه با فاشیسم اسلامی صادق نیست و جمهوری اسلامی از روز اول در تمامیت ساختارها و قانون اساسی اش حقانیت و مشروعیت نداشته است و بخشی از نیروهای جنبش، 30 سال در این رابطه افشاگری کرده اند.

در رابطه با برچیدن (برکناری) حکومت اسلامی، سخنی از ارگان ها و نهادهای فاشیستی سپاه، بسیج و ... بمیان نیامده است و در واقع دوران انتقالی حکومت از جمهوری اسلامی به نمایندگان ملت ایران مسکوت گذاشته شده است.

بیانیه سکولارهای سبز آنچنان غرق "رفع تبعیض" در جامعه شده است که زبان ملی کشور، بعنوان زبان رسمی بفراموشی سپرده شده است و البته اینهم از نتایج دوری و ناآشنائی با جنبش در داخل کشور است.

جنبش سبزی که به ابتکار و اتکاء هزاران رهبری افقی در دل جامعه شکل گرفته و بمبارزه قهرمانانه ادامه می دهد، نمی توان انتظار داشت که بدون توجه به مطالباتی نظیر جمهوری به شما بپیوندند و بقول آقای کاظم علمداری؛

"..."جنبش سبز یک رهبری افقی پیدا کرده که در سطوح مختلف جامعه پراکنده است و کنترل آن فقط از طریق برآورده کردن خواسته های این جنبش اجتماعی قابل تحقق است"
 

- نویسنده گان بیانیه نسبت به این معضل تاریخی جامعه ایران کم لطفی نشان داده اند که؛ استبداد سلطنتی و استبداد دینی مانع تاریخی و اصلی در راه دستیابی ملت ایران به آزادی و دمکراسی بوده اند. تغییرات بنیادی در کشور با برچیدن استبداد اسلامی آغاز می شود و دمکراسی فرآیند دشوار و پیچیده ای ست که به تناسب تعمیق آن در جامعه، تبعیض و بی عدالتی از جامعه رخت خواهند بست.

بنظر من، مشکل اصلی و تاريخی ملت ايران تحمل رنج مدام ناشی از سلطه ی ارتجاع سلطنتی و ارتجاع اسلامی بوده است و جنبش ملت ایران هم بدرستی نفی دیکتاتوری را هدف بلاواسطه خود قرار داده و این مطالبه در شعارهای نه شاه نه دکتر، مرگ بر دیکتاتور تبلور یافته است.
نسل جوان ایران با شعار جمهوری ایرانی؛ جمهوری آزاد، دمکراتیک و لائیک پا بمیدان مبارزه گذاشته اند و  شوربختانه "سکولارهای سبز" در خارج از کشور، هنوز اندر خم یک کوچه اند!

اقبال اقبالی 14.01.2010
 

نظرات (1)

 
سرشت حکومت اسلامی از ترور، سرکوب، بی فرهنگی، خرافات و چاپ ايميل
24 دي 1388,ساعت 02:26:12

سرشت حکومت اسلامی
از ترور، سرکوب، بی فرهنگی، خرافات و ایرانی ستیزی
تنیده شده است!           

جامعه ایران در تب تغییر می سوزد و جناح غالب حکومتی زیر فشار کشنده جنبش آزادیخواهانه ملت ایران، راههای تنفسی اش تنگ تر می شود.
 تضادها و درگیری های جناح های حکومتی افسارگسیخته  تعمیق می یابند و حلقه نیروهای وابسته به ولایت فقیه فشرده تر، هارتر و در آماده باش و آرایش نظامی، علیه جنبش شهروندی ملت ایران صف آرائی می کنند.
ریزش نیروهای وابسته ویا متوهم به رژیم غیرقابل کنترل ادامه دارد و از آنچنان ابعاد و گستردگی برخوردار است که از اعضای خانواده هایشان تا سفرای شان در خارج از کشور و فرار ماموران بلند پایه نظامی – اطلاعاتی و رویگردانی متخصصان و دانشمندان اتمی را در بر گرفته است.
در فضای شکست و ریزش نیروهای حکومتی و فروپاشی بنیادهای سیاسی – عقیدتی نظام در انظار ملت ایران، ابزارهای متداول سلطه گری، کارائی خود را برای حفظ قدرت، از دست داده و شیوه های خشونت آمیز، ترور و سرکوب برای مقابله با جنبش های سیاسی اجتماعی جا باز می کنند.
جناح غالب حکومت اسلامی با پراگماتیسم و عافیت طلبی جناح مغلوب همراه نمی شود و با تکیه بر سرنیزه، سیاست تغییر فضای حاکم بر جامعه بسوی چیرگی جو ترور، وحشت، سرکوب و حکومت نظامی را پیش گرفته است و این اخرین حربه و البته ضعیف ترین و جبونانه ترین تاکتیک مقابله با جنبش آزادیخواهانه ملت ایران است.
ترور، خشونت و سرکوب ابزار نیروئی است که پایه حمایتی اش را از دست داده، موقعیت لرزان و شکننده دارد و در وحشت از حاکمیت اکثریت جامعه ، به حذف فیزیکی مخالفان رو آورده است.

ارسال نظر

ادامه مطلب...
 
سقوط اولین مهره دومینوی سیستم سرکوب و جنایت -سعید مرتض چاپ ايميل
22 دي 1388,ساعت 07:18:15

 سقوط اولین مهره دومینوی سیستم سرکوب و جنایت

-سعید مرتضوی-

http://www.youngcaritas.ch/blog3/wp-content/uploads/domino_cascade.JPG 

حکومت اسلامی در مقابله با خیزش ساختارشکنانه و  آزادیخواهانه ملت ایران سیاست سرکوب، ارعاب و نیز  عقب نشینی موضعی را در دستور کار قرار داده است و از آنجاکه؛

راه گریزی از زیر آوار جنایات افشاء شده وجود ندارد و ماهیت حکومت اسلامی در دهکده جهانی، بعنوان سمبل ارتجاع، سرکوب، جنایت و توحش شناخته شده است،

  از نظر سیاسی – عقیدتی حکومت اسلام در ایران، شکست خورده است و نجات سیاسی - عقیدتی حکومت اسلامی به دغدغه عناصری از جناح مغلوب حکومت تبدیل شده است و جناح غالب در صدد نجات سیستم و حکومت هستند،

در همین راستا جناح غالب اعلام آمادگی کرده است تا عده ای از مهره های فرعی را قربانی کنند و با ویران کردن جنایات بر سر عناصر اجرائی، موضوع را فردی جلوه داده و نیروهای اصلی و کلیت سیستم را نجات دهند و اینگونه که پیداست، قرعه بنام سعید مرتضوی افتاده است.

گرچه اولین مهره دومینوی دستگاه اجرائی حکومت اسلامی توسط خودی ها سرنگون می شود ولی تداوم آن دیگر از اختیار حکومتگران خارج خواهد شد و سقوط مهره های دومینوی دست اندرکاران اجرائی، سیاسی و فقهی حکومت اسلام در ایران تا راس هرم ادامه خواهد یافت!

سعید مرتضوی، مصباح یزدی، علی خامنه ای و  هزاران درنده ای که از اعماق تاریخ ماقبل مدنیت تغذیه شده اند و در سیستم حکومتی بیمار زیسته اند، دامنه جنایاتشان در جامعه و رفتار حیوانی شان با دگراندیشان حتی به خانواده ها و فرزندان "خودی ها" هم سرایت کرده است و از تجاوز ، شکنجه و سلاخی فرزندان یاران دیروز خود هم ابائی نداشته و ندارند.

سرنوشت سه دهه حکومت اسلام در ایران به اینجا رسیده است که، این سیستم حتی برای بخشی از "خودی ها"ی نظام هم غیرقابل تحمل شده است.

خامنه ای امروز  شکنجه، تجاوز و کشتار در کهریزک را بحساب سعید مرتضوی واریز می کند؛

ولی با پرونده 30 ساله جنایت علیه بشریت در سراسر ایرانزمین، در دانشگاهها، در مدارس، در کارخانه ها و ادارات و در ارتباط با ایران و ایرانیت چه خواهد کرد؟

سقوط اولین مهره دومینو (سعید مرتضوی)، افتادن دومین را نیز در پی خواهد داشت، و دومین ، سومین را و سومین چهارمین را و بر این روند جبر حکم می کند و نه اختیار!

                           دیگر شانسی برای دیکتاتوری در افق ایران دیده نمی شود!

اقبال اقبالی  11.01.2010

 

ارسال نظر

 
سید علی، سر زیر برف، به هذیان گوئی ادامه می دهد! چاپ ايميل
20 دي 1388,ساعت 09:33:41

سید علی، سر زیر برف، به هذیان گوئی ادامه می دهد!

 
سید علی نهضت ملت ایران برای آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی را بدرستی به "مخالفان انقلاب و امام" نسبت داده و با تهدید ملت به سرکوب توسط دسته جات فاشیستی اراذل و اوباش، بخود و نیروهای شکست خورده و تار و مار شده اش قوت قلب داده است.
سید که چون ماههای پایان حکومت محمدرضا، قلیلی از عقب مانده ترین اقشار جامعه را با شگردهای شرمگینانه در تهران بخیابان آورده و  "امت"ی را که در سراسر ایران به یک درصد نمی رسند، "ملت" نامیده و ملیونها ایرانی و ملت ایران را "مفسدان و اغتشاشگران" معرفی  کرده و به دستگاههای حکومتی پیام می دهد که؛ ... دیدند که ملت چه می خواهد بنابراین باید وظایف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبی انجام دهند".
سید علی و سران ارگان های سرکوب حکومت پوشالی، ملت ایران را با جانوران کفن پوش تهدید می کنند و آنها  غافل از آنند که میلیونها آزادیخواهی که آماده بزرگترین جانفشانی ها برای آزادی ایران از اسارت عمامه داران مرتجع هستند، اگر سرکوب، تهدید و تجاوز چنین ادامه یابد، در انفجاری ملی و شورشی برق آسا، جوانان ایران در پیشاپیش ملت، مزدوران حکومت اسلامی را سر جایشان خواهند نشاند، و نیز، سید علی و دستیارانش را بخاطر جنایت علیه بشریت، به دادگاههای عادلانه خواهند سپرد. 
اکنون بر همه جهانیان آشکار است که جنبش متمدنانه و مدرن سیاسی – اجتماعی ملت ایران از خشونت و بربریت که تبلور آنرا طی 30 سال گذشته در سیمای حکومت اسلامی تجربه کرده، بیزار است ولی این بدان معنا نیست که ملت ایران بهر قیمت به  شیوه های مسالمت آمیز در جنبش وفادار بماند!
اگر سران حکومت اسلامی  بیش از این، سر زیر برف، به هذیان گوئی و مقابله با جنبش آزادیخواهانه ملت ایران ادامه دهند و از ابزار ناکارای حسن و حسین و اسلام و ...علیه ایرانیت بهره جویند، نه تنها به حفظ فاشیسم اسلامی کمکی نخواهند کرد، بلکه اسلام را نیز بعنوان امری شخصی در انظار مردم منفورتر خواهند ساخت.

ملت ایران در دوران تاریخی و سرنوشت ساز گذر از حکومت اسلامی و انتخاب جمهوری ایرانی قرار دارد و ابزار تحقق اراده ملت، جنبش عظیم و حماسی خیابانی است که از خرداد 1388 در اعتراض به توهین به اراده مردم آغاز شده و بی تردید به تحمیل اراده ملت ایران به اقلیت متجاوز و جنایت پیشه به نتیجه خواهد رسید!

مطالبات ملت ایران در جمهوری ایرانی ، جمهوری آزاد، دمکراتیک و غیردینی تحقق پذیر است و این پرچم جنبش سراسری خیابانی است؛ اینکه این هدف بی واسطه جنبش،  بشیوه متمدنانه و از طریق مراجعه دمکراتیک به آراء مردم و یا از طریق انقلاب قهرآمیز تحقق یابد، بستگی به سیاست های حاکمان دارد که آماده عقب نشینی هستند ویا می خواهند بشیوه گذشته ادامه دهند و چون سید علی، سر زیر برف، به هذیان گوئی ادامه دهند!
 
جمهوری اسلامی نه!
جمهوری ایرانی آری!

تریبون ایران 09.01.2010

ارسال نظر

 
طرح بحث "شورائی برای گذر از دیکتاتوری" چاپ ايميل
13 دي 1388,ساعت 23:09:54
طرح بحث

"شورائی برای گذر از دیکتاتوری"

مقدمه

جنبش خیابانی خرداد 1388 که با پرسش "رای من کجاست"، آغاز شد ، در تداوم و تعمیق خود حول نفی دیکتاتوری، نفی ولایت فقیه و برکناری دولت احمدی نژاد کانونی گردید و در روند رادیکالیزه شدن از "اصلاح طلبان حکومتی سبقت گرفته است.
جنبشی که با بهره گیری از تضادهای جناح های حکومتی در خیابان اعلام موجودیت کرد و عناصری از جناح مغلوب حکومتی در راس آن قرار گرفتند از تناقضی رنج می برد که می بایستی سر باز می کرد
. جناح مغلوب حکومتی موضوع اصلاح فاشیسم اسلامی را در برنامه خود قرار داده و ملت ایران گذر از حکومت اسلامی را نشانه گرفته اند. شعار موسوی بهانه است، کل نظام نشانه است به یک واقعیت تبدیل شده است و مطالبات ملت مبنی بر ایرانمداری،آزادی، دمکراسی، جمهوری ایرانی، که از پشتوانه جنبش خیابانی برخودار می باشند، در برابر سیاست  درجا زدن در  "لجنزار حکومت اسلامی" قرار گرفته است و موضع آقای موسوی در بیانیه شماره 17  واکنش به،تداوم هشدارهای او به شعارهای ساختارشکنانه ( بخوان گذر از سلطه استبداد دینی در ایران) بوده است.
چشم بستن موسوی بر مطالبات ملی نفی دیکتاتوری، نفی ولایت فقیه و به رسمیت نشناختن دولت احمدی نژاد، ناشی از علاقه او به حفظ نظام و تعلقات و پیوندهای 30 ساله او به خانواده حکومت اسلامی است.
اما خانواده ملت ایران که در هیبت جنبشی عظیم و از ورای 30 سال تحقیر، سرکوب، اعدام ، تجاوز به ایران و ایرانیت و حقوق شهروندی سربلند کرده است، چیزی برای از دست دادن ندارد و از همینرو سلحشورانه  پا بمیدان مبارزه  برای نفی دیکتاتوری نهاده است و عامل بنیادی همبستگی و جانبازی و دلاوری شگفت انگیز نسل جوان همانا، ایراندوستی، آزادیخواهی و امید به ساختن دنیائی بهتر و سربلندی و سرفرازی ایران وایرانیت است.     
جنبش کنونی بی تردید حماسه هائی به عظمت مشروطه و بهمن خواهد آفرید که نشانه های آنرا همه جهانیان مشاهده کرده اند که چگونه ملت ایران با دستان خالی در برابر جانوران دست پرورده حکومت اسلامی، با چنگ و دندان از حقوق انسانی خود دفاع می کنند و تن به بالاترین ذلت یعنی پذیرش دیکتاتوری،ولایت فقیه و دولت احمدی نژاد نمی دهند..
عظمت حضور نیرومند و افتخارآفرین ملت ایران در جنبش برکناری دیکتاتوری آنچنان چشمگیر بود که دستگاه سرکوب رژیم در موضع تدافعی و بسیار شکننده ای قرار گرفته است و از هراس انفجار توده ای ، از یکسو آدمکشان فلسطینی، لبنانی و سودانی را اجیر کرده اند و دستگیری های فله ای را در دستور کار قرار داده اند و از سوی دیگر راههای فرار و گریز از خشم فروخفته 30 ساله ملت را بررسی می کنند.
در شرایطی که حکومت اسلامی زیر فشار کشنده عدم مشروعیت ملی و بین المللی و تهاجم بی امان جنبش سبز خیابانی قرار گرفته است و در جستجوی راه فرجی نشسته اند، بیانیه شماره 17 آقای موسوی، چراغ سبزی به مدافعان حکومت دینی در ایران و رویگردانی از شعارهای جنبش سبز خیابانی است.
جنبش سبز ملت، جنبش سبز خیابانی خود را نه با سبز حکومتی – اسلامی، بلکه با هویت ایرانی ، ایرانمداری، آزادیخواهی و سکولاریسم تعریف می کند،بخش های متوهم  به "سبز حکومتی" را باید از زیر بار توهم به اصلاحات در چارچوب حکومت اسلامی نجات داد. فاشیسم اسلامی سد راه ایرانمداری، پیشرفت و دمکراسی می باشد و برای برون رفت از بحران کنونی،  لایروبی این نیرو از قدرت سیاسی به یک ضرورت عاجل و اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. دین باوران "اصلاح طلب" خود مختارند در برابر و یا در کنار این جنبش قرار گیرند!
جنبشی که برای آزادی،دمکراسی، ایرانمداری  و جمهوری غیردینی آغاز شده است، اساسا خودبخودی بوده و بخشا توسط محافل و گروههای مستقل هدایت شده که آنها نیز فاقد هماهنگی و ستاد رهبری ملی،دمکراتیک و سکولار رزمنده بوده که این خود پاشنه آشیل آن می باشد.
جناح مغلوب حکومتی و ایران ستیزان می توانند از خلاء هائی که ایجاد خواهد شد، سوء استفاده کرده، با امتیاز گرفتن از جناح غالب و یا مغلوب حکومتی جنبش را در نیمه راه متوقف کرده و مانع تحقق آرمانهای آزادیخواهانه و دمکراتیک ملت ایران - که در چارچوب حکومت دینی و موروثی تحقق ناپذیرند- شوند.
دستیابی به اهداف جنبش زمانی امکانپذیر است،که اپوزیسیون آزادیخواه و دمکرات با همه قوا، نیرو، امکانات و ظرفیت های جنش در برابر حاکمیت صف آرائی کرده و مبارزه سیاسی خود را هوشمندانه و نقشه مند سازمان داده و برای این منظور، اقدام به ایجاد شورایی ملی آزاداندیش،دمکرات، ایرانمدار، لائیک و جمهوری خواه  برای گذر از دیکتاتوری اسلامی نماید.

مبانی همپیمانی شورای گذر از دیکتاتوری

- خلع ید از حکومت اسلامی از طریق سازماندهی، هماهنگی و  هدایت جنبش برای برکناری حکومت و انحلال دستگاههای سرکوب انتظامی – اطلاعاتی و دسته جات فاشیستی بسیج و سپاه،
انتقال قدرت به ملت ایران از طریق ایجاد پیش شرطهای دمکراتیک انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد و  تشکیل مجلس موسسان نظام نوین
تامین آزادیهای بی قید و شرط احزاب سیاسی، تشکل ها و نهادهای دمکراتیک و اجتماعی در جامعه  در دوران انتقال قدرت به نمایندگان ملت
دفاع از همبستگی و یکپارچگی ملت و میهنمان ایران
تعریف ما از اپوزیسون آزادیخواه نیروهای  ملی، ایرانمدار، آزادیخواه، دمکرات، عدالتخواه  و سکولاری هستند که در سه طیف سیاسی شناخته شده جنبش ملی، جنبش چپ و دین باوران سکولار و لائیک قرار دارند.
"شورای گذر از دیکتاتوری" همانطور که از نامش پیداست، هدف خود را نه کسب قدرت، بلکه نفی استبداد اسلامی و نقشی فرا حزبی، فراقومی، فرادینی و فراایدئولوژیک خواهد داشت که بر اساس مصالح ملی و میهنی اتخاذ سیاست خواهد کرد.
شورای گذار از دیکتاتوری برای هر کدام از طیف های جنبش ملی ، جنبش چپ و دین باوران لائیک حد نصاب مثلن 150 نفر ( کمتر یا بیشتر) تعیین می شود که رای اکثریت (نصف + یک) مبنای تصمیم گیری قرار خواهد گرفت.
کانون اصلی این نیرو با توجه به شرایط مبارزه مخفی در خارج از کشور بوده و با امکان انتقال این نیرو به داخل کشور، کمیت نیروی خارج از کشور به تناسب یک سوم از نیروی خارج از کشور و دوسوم نیروی داخل کشور تغییر یافته تا نقش اصلی و تعیین کننده در تصمیم گیری ها به نیروی داخل از کشور انتقال داده شود.
شورای گذر از دیکتاتوری می تواند در سازماندهی درونی خود در سه عرصه اصلی سیاسی، اجرائی و روابط بین المللی تقسیم کار صورت گیرد و کار کارشناسانه در رابطه با قانون اساسی نوین، اقتصاد، نظام آموزش و پرورش، و ...   را در دستور کار خود قرار دهد.
آنچه در بالا گفته شده است تنها طرحی برای بحث در راستای رفع فقدان آلترناتیو آزادیخواه، ایراندوست، دمکرات و سکولار در شرایط حساس کنونی می باشد، شرایطی که سرنوشت چند دهه ایران را رقم خواهد زد!

 

اقبال اقبالی  
03.01.2010
 
 

ارسال نظر

 
پیرامون بیانیه شماره 17 آقای میرحسین موسوی چاپ ايميل
12 دي 1388,ساعت 15:04:41
پیرامون بیانیه شماره 17 آقای میرحسین موسوی


آقای موسوی در بیانیه  شماره 17 خود ؛ بنا بر سنت عرب مسلکان ( پان اسلامیست ها) حاکم بر ایران، با جملات عربی بیانیه خود را آغاز کرده و گوئی سرسخن شان نه با ایرانیان بلکه با اعراب و عرب مسلکان است  گویا ایشان فراموش کرده اند که در ایران هستند و زبان عربی زبان رسمی کشور ما نیست والبته این امر با منش و تاریخ زندگی و افکار ایشان بعنوان یکی از رهبران حکومت اسلامی که توسط جناح غالب از قدرت محروم گردیده است، قابل درک می باشد.

ملت ایران با شعارهای مرگ بر دیکتاتور لرزه بر اندام حکومت اسلامی انداخته است و ولی فقیه آماده باش نظامی برای جنگ تمام عیار را برگزیده است. در چنین شرایطی که گذر از دیکتاتوری در دستور کار جنبش سبز قرار گرفته است؛ آقای موسوی در بیانیه اخیر، "مسئولیت پذیری مستقیم دولت" را پیش کشیده و با این موضع خود، دولت و ولایت فقیه را برسمیت شناخته، به آنچه که در جنبش خیابانی می گذرد پشت پا زده است. این سیاست عملن در برابر مطالبات جنبش مبنی بر نفی دیکتاتوری و دولت فاشیستی قرار می گیرد و بنظر می رسد که "سبز پیرو حکومت اسلامی" می خواهد راه خود را از "سبز ایرانمدار" (جمهوری ایرانی) جدا کند.

آقای موسوی که همواره گفته اند که خود را یک همراه جنبش سبز می دانند و ما امیدواریم که در آینده مانع پیشرفت و تعمیق جنبش نشوند، آشکارا جنبش آزادیخواهانه، دمکراتیک و ایرانمدارانه  را  تحریف کرده و قصد دارد جنبش تغییرات بنیادی و نفی دیکتاتوری فاشیستی اسلامی را در چارچوب اصول قانون اساسی قرون وسطائی اسلامی حبس کند.

ایشان بکرات گفته اند که که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند.

پس چگونه می خواهد اصول جنبش مدنی و آزادیخواه و سکولار را با  اصلاحات لازم ..را از قانون اساسی استخراج کند، ؟!!!

آقای موسوی دست به تحریف تاریخ زده و خمینی جلاد را مظلوم نشان داده و با اینکار خود راهش را از جنبش جدا می کند او اگر بر باورهای اسلام محورانه تکیه می کند چه بهتر که این ننگ را به جنبش نسبت ندهند.آقای موسوی باید بداند که امروز اسلامگرایان در ایران، تاریخ و سابقه ننگینی دارند و بعنوان نیروی فاشیستی در حال انزوا و اضمحلال کامل هستند و شانسی برای نیرومندتر شدنشان وجود ندارد.  آنچه که در حال گسترش و قدرتمند شدن است همانا ایرانمداری و دمکراسی و سکولاریسم در جامعه ایران است. تردیدی نیست که در آینده نه چندان دور اگر از برکت جنبش سبز سکولار و ایرانمدار در امان بماند، متوجه سخنان نابجایشان در بیانیه شماره 17 خواهند شد.

آقای موسوی در ارائه راه حل برای برون رفت از بحران کنونی از منطقی یاری می جوید که تفاوت کیفی با منطق جناح فاشیستی حکومت ندارد. آقای موسوی با هویت اسلام سیاسی و الهام از خمینی پان اسلامیست می خواهد جنبش ملت ایران، جنبش سیاسی اجتماعی مدرن و سکولار کنونی را به جنبش  پیروان یک بیابانگرد عرب  اباعبدالله حسین  سقوط دهد و بلندگو و پشتوانه این سیاست  بی بی سی، صدای امریکا و شل و کورهای رانده شده از دربار خلیفه می باشند که کوشش می کنند تا حکومت متعفن دینی را بعنوان ابزار تحمیق ملت ایران حفظ کنند.

آقای موسوی می گویند که:  من لازم می‌دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود.

تاکید بر هویت اسلامی برای خروج از بحران یعنی ایستادگی در برابر جنبش آزادیخواهانه ، ایرانمدارانه و غیردینی( لائیک) که اتفاقن هویت اسلامی حکومت را زیر ضرب گرفته و نیروی عظیم جامعه ایران، جمهوری ایرانی را بعنوان آلترناتیو فاشیسم اسلامی قرار داده اند.


آقای موسوی اگر در مقابل خواست ملت قرار گیرد و یا ساز دیگری کوک کند، مردم پشت او را خالی خواهند کرد و ایشان نیز در کنار متحدین جناح غالب حکومتی قرار خواهند گرفت و جنبش سبز خیابانی، همه پیروان استبداد 30 ساله اسلام در ایران را با یک چوب خواهد راند.

واقعیت جامعه ایران اینست که حکومت دینی دیگر شانس ادامه حیات ندارد و کوشش " اصلاح طلبان " برای رنگ و روغن زدن به چهره ضد بشری حکومت اسلامی در ایران و لاپوشانی کردن سه دهه جنایت علیه بشریت  امکان ناپذیر شده است. ظرفیت های سیاسی - دینی حکومت اسلامی و نیز تجربه تاریخی نشان داده است  که حکومت اسلامی اصلاح ناپذیر می باشد و زمان، نه زمان اصلاح حکومت قرون وسطائی و ضد ایرانی اسلام در ایران، بلکه دوران اصلاح اصلاح طلبان است، اگر ظرفیت همراهی با جنبش سبز خیابانی را داشته باشند.

جنبش سبز خیابانی در راه آزادی، دمکراسی، استقلال، لائیسیته و ایرانمداری، از حکومت اسلامی گذر کرده و بهترست که اصلاح طلبان از این شانش برای جبران گذشته هایشان استفاده کنند.

 جنبش سبز در روند تعمیق خود؛
ایران را به سنگر مقاومت علیه فاشیسم اسلامی تبدیل خواهد کرد!

از جنگ زودرس پرهیز کرده و برای تعمیق مطالبات و اشکال مبارزه ، ثقل مقاومت را نه تنها در دانشگاهها، بلکه به محلات، کارخانه ها،ادارات، مدارس و ... انتقال خواهد داد!

شعار محوری جنبش سبز خیابانی، استقلال، آزادی جمهوری ایرانی، با موسوی یا بی موسوی، آلترناتیو حکومت اسلامی، پر رنگ تر خواهد شد!

اگر سبز حکومتی به اصل خویش برگردد ،
جای نگرانی نیست، چراکه نیروی عظیم آزادیخواه، دمکرات و ایرانمدار، بیدار؛ 
و جنبش سبز خیابانی زنده  است! 

سرنوشت جنبش سبز را قهرمانان جنبش خیابانی رقم خواهند زد و رهبران راستین جنبش از درون پیکارهای خیابانی زاده خواهند شد!

استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی
 

اقبال اقبال      01.01.2010

ارسال نظر

 
شورش مردمی در سیرجان علیه حکم اعدام چاپ ايميل
04 دي 1388,ساعت 02:50:18
شورش مردمی در سیرجان علیه حکم اعدام
 
undefined
 چه حقیرند مرگ و مرگ پرستان، در برابر دلاوری و سرفرازی شما
 
دیگر مردم نمی خواهند نظاره گر جنایات و خلافکاری های حکومت اسلامی باشند، دوران یخ بندان اختناق و توهم  و سکوت و بردباری در برابر لاابالیگری پان اسلامیست ها خاتمه یافته و زمان اقدام فرارسیده است؛ نمودهای این تغییر فاز را در مقاومت جوانان برای آزادسازی دختر دستگیر شده توسط اراذل و اوباش بسیج و نیروی انتظامی در آریا شهر تهران و ...  مشاهده شده و نه قاطع به دیکتاتوری در ایران در مبارزات ملت ایران در 6 ماهه گذشته بتدریج خود را تعریف می کند.
نه به دیکتاتوری، نه به حکومت دینی، نه به سیطره اسلام در ایران، نه به اسارت ایران و فرهنگ و منش ایرانی، و نه به اعدام و ... تعریف می شود و هر روز این مطالبات انسانی، دمکراتیک و ایراندوستانه از گلوی خونین ملت ایران، رساتر بگوش جهانیان می رسد.
حکومت اسلامی با کشتار مردم معترض در سیرجان، دست به جنایتی دیگر زد که در تاریخ ننگین و خونبار حکومت اسلام در ایران ثبت خواهد شد.
شورش علیه اعدام در سیرجان و کوشش برای نجات جان اعدامی ها، نمونه اقدام شجاعانه و شکوهمندانه مردم علیه اعدام در ایران است.
ما امروز سیرجان را می بینیم که خونین و خشمگین بپاخاسته است؛ بیمارستان ها مملو از زخمی، کشته و خودروهای اراذل و اوباش حکومت اسلامی در شعله های آتش می سوزند.
حکومت اسلامی در سیرجان حکومت نظامی اعلام می کند؛ با اصفهان و تهران و شیراز و سنندج و اهواز و ... چه خواهند کرد؟
دو اسیر دست بسته را حلق آویز می کنند و عده ای را در سیرجان قتل عام می کنند؛
با جمعیت 70 درصدی جوانان میهن دوست که با شعارهای نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و استقلال، آزادی جمهوری ایرانی به کل حاکمیت اعلام جنگ داده اند چه می کنند؟
پان اسلامیست ها بخاطر کینه و نفرت دینی که با ایران و ایرانیت دارند، نمی توانند از زندگی ملت ایران بیآموزند، لااقل می توانند ازسرنوشت دیکتاتورها درس بگیرند! ایران و ملت تاریخی ایران را نمی توان حذف کرد؛
کسانی که نظام 2500 ساله را بجرم نادیده گرفتن ملت،کنار گذاشتند؛ به تجاوز 1400 ساله هم خاتمه خواهند داد.

                                                                  اقبال اقبالی 24.12.2009
 

ارسال نظر

 
منتظری مرد! چاپ ايميل
29 آذر 1388,ساعت 14:53:48
منتظری مرد!
 
اسلام در سه دهه گذشته در ایران با خمینی و منتظری شناخته شده است. خمینی چهره واقعی اسلام را به ملت ایران و جهان معرفی کرد و منتظری به امر خشونت زدائی اسلام پرداخت و عمر و زندگی خود را در این راه گذراند.منتظری خوش طینت، روستامنش و اسلامزده، همه عمرش آب در شوره زار اسلام ریخت. او در ابتدای انقلاب و تشکیل مجلس خبرگان، در تهیه قانون اساسى جمهورى فاشیستی اسلامی نقش ویژه ای داشت و تئوری ولایت فقیه را تدوین کرد.
منتظری گرچه با سه دهه بربریت، وحشیگری و جنایات اسلام در ایران همراهی نکرد، ولی شوربختانه نتوانست خود را از زندان اندیشه های حکومت دینی رها سازد و با دنیای مدرن، آزاد، دمکرات و سیاستی ایران محور همراه شود.
منتظری بجرم عدم همراهی با حکومت قتل و جنایت علیه بشریت، و ناآلوده شدن دستانش بخون دگراندیشان و آزادیخواهان ایران، مورد غضب دست اندرکاران حکومت اسلامی قرار گرفت و به صفوف غیرخودی های نظام رانده شد.
ایستادگی و پایداری منتظری در برابر  فاشیسم در کردار سیاسی، نقطه قوت زندگی او بود و همین امر باعث گردید که علیرغم وابستگی اش به طیف انگل صفت و ایرانی ستیز روحانیت، تفاوت هایش با هم مسلکانش برجسته شود.
منتظری با رانده شدن از قدرت، از دایره مافیای فاشیسم اسلامی گسست و به زندگی شرافتمندانه ای رو آورد و تا آخرین لحظات عمرش مورد غضب و کینه هم کیشان حکومتی اش قرار گرفته بود و تنها مرگ او به حصر خانگی اش پایان داد.جبهه ضد فاشیستی ملت ایران یکی از همسویان خود را از دست داد؛
ولی مبارزه علیه فاشیسم اسلامی ادامه دارد.
پرتوان باد جنبش آزادیخواهانه، دمکراتیک، غیر دینی ملت برای جمهوری ایرانی!

تریبون ایران  20.12.2009

ارسال نظر

 
16 آذر، شورش مدنی ملت ایران با پیشتازی جنبش دانشجوئی چاپ ايميل
17 آذر 1388,ساعت 14:44:06
16 آذر، شورش مدنی ملت ایران با پیشتازی جنبش دانشجوئی
 

اگر تا چند ماه گذشته کسانی در رابطه با ارزیابی از پتانسیل نهفته جنبش ملی – دمکراتیک و سمت گیری آن برای بزیر کشیدن دیکتاتوری در ایران تردید داشتند و جنبش کنونی را در چارچوب " تقلب انتخاباتی " تعریف می کردند، اکنون با دو واقعه بزرگ 13 آبان و 16 آذر ، دیگر تردیدی باقی نمانده است که مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران به پیشگامی نسل جوانش، گام به دورانی اعتلائی گذاشته است که در شکل و محتوی غنا می یابد، بال می گسترد و اقشار عظیم جامعه را بمیدان نبرد با دیکتاتوری جلب می کند.
ما در مقاله حماسه ملی 13 آبان، فرازی در جنبش اعتلائی ملت ایران بر تفاوت های حرکت روز قدس با 13 آبان اشاره کردیم و اکنون در ادامه همان مطلب، گامهای به پیش جنبش در تظاهرات 16 آذر را مطرح می کنیم.
نخست –
بردباری و مدارا در طیف بسیار گسترده و متنوع سیاسی – اجتماعی جنبش خیابانی، بالا بوده و نشان از تحولی بنیادی در ارزش های نسل جدید دارد. مبارزان جنبش خیابانی بدرستی تمام نیرو را متوجه دیکتاتوری و اهرم های سرکوب کرده اند و باب گفتگو در طیف جنبش ضد دیکتاتوری باز و دمکراتیک ادامه دارد.
نمونه مباحثات به اعدام محکوم شدگان اوین و فضا و روحیه درخشان مقاومت در زندان و در خیابان بسیار آموزنده است. فردی که در ارتباط با مجاهدین محکوم شده است وقتی سیاست های مجاهدین مورد انتقاد قرار می گیرد، صمیمانه می پذیرد و می گوید من برای ایران اعدام می شوم و نه برای مجاهدین. و همین پاسخ نیز از سلطنت طلب شنیده می شود که می گوید مسئله من نه سلطنت، بلکه ایران است. زندانیانی که از خانواده های مختلف سیاسی آمده اند، با مهربانی به گفتگو می نشینند و با یکدیگر سخن می گویند و با شیوه های سنتی حذف دگراندیشان بیگانه اند که این تحول خود یکی از بسترهای مهم نهادی شدن دمکراسی در جامعه می باشد و نشانه های بلوغ فرهنگی جامعه ایران و نسل جوانش را دارد.
دوم؛
"جنبش سبز موسوی – کروبی" که کوشش می کرد جنبش را در دایره حکومت اسلامی تعریف کند، کاملن رنگ باخته است و ما همواره شاهد ریزش نفوذ جناح های مغلوب حکومتی در جنبش خیابانی هستیم و این بخاطر شفافیت یابی مطالبات و خواسته های ملت و برجسته شدن تفاوت های بنیادی در اهداف استراتژیک است که یکی می خواهد در چارچوب حکومت دینی بماند و ملت شعار نفی حکومت دینی و دیکتاتوری را سر می دهد. شعارهای نه شاه، نه دکتر مرگ بر دیکتاتور و استقلال آزادی جمهوری ایرانی، جنبش را در مسیر سومی جز دیکتاتوری شاهنشاهی و اسلامی هدایت می کند.
جنبش همه باهم ی که بر سر تقلب انتخاباتی آغاز شد، در گذر زمان هرچند کوتاه، هویت و اهداف خود را همواره صیقل داده و بعنوان جنبشی مستقل، ملی و دمکراتیک مطرح می گردد.
سوم؛
شعارهای تظاهرات در تمامی شهرهای ایران، بر اساس داده های تا کنونی، حول نفی ولی فقیه، دیکتاتوری و ارگان های سرکوب رژیم کانونی شده است. ترس و وحشت سراسر حکومت و ارگانهای سرکوب را فرا گرفته و چند پاره گی حکومتگران و درهم شکستن وحدت اراده در بالا، موجب ریزش پیاده نظام نیروی سرکوب ولی فقیه گردیده است. پایداری و دلاوری مبارزان جنبش خیابانی در درگیری های 16 آذر، بر تشتت حکومتگران و نیروی سرکوب دامن خواهد زد و باید در انتظار فرار نیروهای سرکوب از جبهه حکومت باشیم.
پس از 13 آبان، 16 آذر ضربه کاری بر مشروعیت، حیثیت و روحیه رژیم اسلامی است که موقعیت ش را بیش از پیش متزلزل  خواهد کرد.   
چهارم؛
در گذشته مبارزان جنبش خیابان در برابر هجوم اراذل و اوباش حکومتی – فاشیستی با شعار ما همه باهم هستیم، می ایستادند و  مورد ضرب و شتم  قرار می گرفتند و دستگیر و راهی زندان می شدند.
تظاهرات 16 آذر پدیده نوینی را بنمایش گذاشت که نشانگر شناسائی و سازماندهی توانائی های خویش در پیکارهای خیابانی است. در گذشته هنگام هجوم  چاقوکشان و چماقداران حکومت برای دستگیری مبارزان، اقدام پیرامونیان خصلت غیرفعال داشت، در حالیکه اکنون بکرات مشاهده شده است که در جریان دستگیری مبارزان خیابانی، مردم در گروههای 100 تا 150 نفره حمله کرده و فرد دستگیر شده را نجات داده اند.
همچنین وقتی به حضور مبارزان جنبش خیابانی با آمادگی قبلی برای دفاع فعال و گوشمالی جانوران ولی فقیه توجه کنیم، رگه های تغییر روحیه جنبش را مشاهده می کنیم که خود را برای تعرض آماده می کند.
جنبشی که با مدارا و عدم خشونت شناخته می شد، در نتیجه سیاست های کثیف سرکوبگرانه، غیرانسانی و بربرمنشانه حکومت اسلامی، کاسه صبرش لبریز گشته و از موضع تدافعی به سیاست تهاجمی روی خواهد آورد که نمونه های آنرا در 16 آذر مشاهده کرده ایم.

16 آذر، شورش مدنی ملت ایران به پیشتازی جنبش دانشجوئی بود که پیام ها و دستاوردهای بزرگی برای مبارزات آزادیخواهانه و دمکراتیک میهن ما داشته است و  نباید فراموش کنیم برداشتن مانع دیکتاتوری اسلامی تنها کار گروه ضربت جنبش های اجتماعی(جنبش دانشجوئی) نیست.
زمان آن فرا رسیده است که جنبش های اجتماعی کارگران، زنان و همه اقشار پیشرو جامعه با مطالبات سیاسی – اجتماعی تعریف شده خود به میان گود آیند و مثلث جنبش ملی ( دانشجویان، زنان و کارگران) را برای ساختن ایرانی آزاد و دمکراتیک تکمیل کنند. در تاریخ نیم قرن گذشته ایران، دانشجویان همواره پلی میان جنبش کارگران و زنان بوده اند و این امر در رابطه با شرایط کنونی هم صادق است.
جنبش دانشجوئی ایران، حلقه پیوند جنبش های اجتماعی زنان، کارگران و جوانان هستند و مهمترین نقش در شرایط فقدان احزاب سیاسی اجتماعی، بر دوش جنبش دانشجویی قرار دارد، چراکه در جوامع استبداد زده اقشار و طبقات اجتماعی فاقد نمایندگی ارگانیگ سیاسی هستند و جنبش دانشجوئی جور احزاب را می کشد و بی جهت نبود که زندان های ایران در دوران استبداد پهلوی و دوران بربریت حکومت اسلامی پر از دانشجویان بودند.
ایران در تب تغییر می سوزد و 16 آذر بهانه ای بود که مردم در بسیاری از شهرهای ایران بخیابان آمدند و شجاعانه سینه در برابر حکومت اسلامی سپر کرده و به دیکتاتوری در ایران نه گفتند.
دیر نیست روزی که رژه زنان و مردان از محلات و کارخانجات و ادارات بسوی دانشگاه ها آغاز شود و در نتیجه پیوند جنبش های اجتماعی؛

آزادی، دمکراسی، عدالت اجتماعی و شرف و حیثیت انسان ایرانی از اسارت رژیم اسلامی رهائی یابد!    

 
                         اقبال اقبالی 08.12.2009

ارسال نظر

 
جمهوری ایرانی، شعار نیروی اجتماعی پیشرو و مدرن جامعه ا چاپ ايميل
16 آذر 1388,ساعت 01:50:40
جمهوری ایرانی، شعار نیروی اجتماعی پیشرو و مدرن جامعه ایران!

.
ملتی که 30 سال پیش پوزه استبداد سلطنتی را به زمین مالید و بر دوش خود استبداد پیشاقرون وسطائی را بقدرت رساند، اکنون با نفی دونظام حکومتی موروثی و دینی، به میدان پیکار برای آزادی، دمکراسی و جمهوریت گام نهاده است.
 گزینش سوم در جامعه ایران با شعار استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی از دل مبارزات خودجوش خیابانی مردم زاده شد و مرزهای روشن استراتژیکی را با دو نظام سلطنتی و دینی بمیان کشیده و جمهوریت را در برابر استبداد سلطنتی و استبداد اسلامی، و ایرانیت در برای اسلامیزاسیون جامعه قرار داده است و این پاسخ شفاف ملی – دمکراتیک به پان اسلامیزم در  شرایط کنونی ایران است.
جنبش پان اسلامیستی خمینی با تکیه بر جنبش های عقب مانده اسلامی، طیف وسیعی از اقشار فرهنگی و اجتماعی تحتانی جامعه را جلب کرده و از آنها بعنوان ابزاری برای اهداف ارتجاعی و پیشاقرون وسطائی اش بهره گرفت. خمینی با برافراشتن بیرق جهانی کردن اسلام، منابع معنوی و مادی میهن ما را قربانی پان اسلامیسم کرد و ملت ایران که به ماهیت ضد ملی و ضد میهنی حکومت اسلامی پی برده، ایرانیت را در برابر عربیزاتسیون (اسلامیزاتسیون) قرار داده است.
شعار جمهوری ایرانی بیانگر شورش و قیامی ملی ایرانیان علیه دیکتاتوری ایرانفروشانی است که هستی کشور را به تاراج داده و زندگی ملت ایران را به منجلاب هدایت کرده اند.
جمهوری ا