<
spacer

سال 1389؛

سال نافرمانی مدنی، سال اتحاد، تشکل و سازماندهی برای جمهوری ایرانی

(جمهوری لائیک،دمکرات و دادمحور)،  

سال سرپیچی نیروهای نظامی - امنیتی از ولایت فقیه،

و سال اتمام حجت ملت ایران با فاشیست اسلامی

 
 
http://www.kle.nw.schule.de/wbrsx/faecher/philosophie/demokratie.gif
 
تریبون ایران، تریبونی مستقل، فراحزبی، فرادینی، فراقومی و فرانژادی است.
 
تریبون ایران، تریبون پیکار سیاسی برای جمهوری ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون پشتیبانان جمهوری، لائیسیته و دمکراسی در ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون پایبند به آزادی های سیاسی، دمکراسی فزاینده و جامعه سوسیال است.
 
تریبون ایران، تریبون افشای استبداد دینی، استبداد سلطنتی، ستم طبقاتی، قوم گرایی و نژادپرستی در ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون خبری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروند ایرانی است.
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجو

نظرات ما

شبح جمهوری ایرانی بر فراز میهن!

شبح جمهوری ایرانی بر فراز میهن!

 واکنش آیت الله ها نسبت به سخن مشائی و مقایسه آن با جمهوری ایرانی، باین دلیل است که شبح جمهوری ایرانی بر فراز ایران به پرواز درآمده و از یکسو خواب را از حاکمان جمهوری اسلامی ربوده است و از سوی دیگر رویاهای سینه چاکان حکومت های شاهنشاهی، اسلام دمکراتیک و سوسیالیزم استالینی را بر باد داده است.

فریاد استقلال آزادی جمهوری ایرانی دلاوران جنبش خیابانی، چون پتکی بر سر مدافعان حکومت اسلامی وارد شد، بطوریکه امروزه هر ریسمان سیاه و سفیدی را به این خواست مبارزات صد ساله اخیر ملت ایران ربط می دهند.

 
فاشیسم قومی بیدار می شود!

فاشیسم قومی بیدار می شود!

ارتجاع پان اسلامیستی در 31 سال گذشته جامعه و ملت ما را با حربه دین شقه شقه کرده و کشور را به پرتگاه سقوط نزدیک کرده است. در شرایطی که مردم ایران زیر بار سرکوب، استبداد، بیکاری و فقر در حکومت دینی، جان شان به لب رسیده است، همزاد ارتجاع مذهبی، ارتجاع قومی زیرکانه پا بمیدان گذاشته و کوشش می کند تا همبستگی ملی ایرانیان در برابر دیکتاتوری اسلامی را خدشه دار کند.


آنها که سیاست های حکومتگران ایران را دنبال می کنند، بخوبی آگاهند که سالیان درازی ست که گروهی سیاست دامنه زدن به درگیری های قومی را پیش گرفته اند تا روند ایجاد اراده واحد ملی - دمکراتیک در برابر جمهوری اسلامی را ناممکن سازند.

مرتجعینی که زیر نام هواداران تیم های فوتبال به ایجاد شکاف میان اقوام ایرانی دامن می زنند، اقشار و لایه های عقب مانده، و از جنس همان تفاله هائی در جامعه هستند که حزب الله و بسیج و سپاه را تشکیل دادند و فجایع سه دهه گذشته را مرتکب شده اند.

کسانی که در استادیوم های ورزشی علیه اقوام آذری، فارس و ایرانیان مهاجرتبار شعار می دهند، آگاهانه یا ناآگانه در راه ایجاد شکاف در جامعه ایران گام گذاشته اند، تا جنبش آزادیخواهانه و ملی دمکراتیک ملت ایران را بانحراف بکشانند.

برای مقابله با جنبش های فاشیستی قومی – نژادی باید جنبش های سیاسی اجتماعی دانشجویان، زنان و کارگران و ملت ایران را نسبت به ظهور ارتجاع وفاشیسم قومی – نژادی هوشیار کرد.هر قدر حضور سازمان های سیاسی اجنماعی مدرن شهروندی در جامعه قدرتمندتر گردد، دامنه امکان ترکتاری ارتجاع قومی محدودتر می شود.

فاشیسم دینی، قومی،نژادی در چامعه ای سربلند می کنند که جنبش های سیاسی اجتماعی حضور فعال ندارند و در ایران امروز جنبش زنان، جنبش دانشجویان و جنبش کارگران سنگرهای شکست ناپذیر مبارزه علیه ارتجاع و فاشیسم در هر جهره ای هست

اقبال اقبالی

01.08.2010

برگرفته از : ایرانگلوبال

 
در برابر جنگ افروزی حکومت اسلامی در منطقه
در برابر جنگ افروزی حکومت اسلامی در منطقه

سالهاست که امریکا، فرانسه، انگلیس و ... از صدقه سیاستهای پان اسلامیستی و ماجراجویانه رژیم اسلامی، همسایه های دیوار به دیوار کشور ما شده اند و به اعتبار حضور آنها، شیخ های حاشیه آبهای خلیج فارس هم ساز گزافه گوئی های تجاوزطلبانه علیه منافع ملت ایران را سر داه اند.

حکومت اسلامی که با شعار جهانی شدن پا بمیدان گذاشت، در گام نخست، استقرار نظام اسلامی در ایران، متحمل شکست تاریخی و استراتژیک گردید و ملت ایران در خیزش بزرگ خود، جمهوری ایرانی را در برابر جمهوری اسلامی قرار دادند. واقعیت اینست که جمهوری اسلامی از منظر سیاسی، دینی، فرهنگی و اخلاقی سقوط کامل کرده است.

حکومت اکنون بر دو پایه ارگان های سرکوب وغارت سرمایه ملت ایران تعادل خود را حفظ کرده است و در جستجوی راه هائی برای پیشگیری از آرایش مبارزاتی جنبش ملی در مقابل کل نظام می باشد. یکی از راههای دور زدن تضادهای داخلی، راه اندازی جنگ خارجی و پیشمرگ اعراب فلسطینی و لبنانی شدن و پیگیری سیاست های ماجراجویانه در منظقه می باشد.

گرچه سران حکومت اسلامی از شعارهای تند و تیز و توخالی زمان خمینی عقب نشینی کرده اند ولی هنوز مبانی اندیشه های تسلط گرایانه و توسعه طلبانه اسلام سیاسی، موتور ایجاد تشنج و درگیری در منطقه می باشد و امکان شعله ور شدن درگیری های منطقه ای را نامحتمل نمی سازد.

آنچه که موجبات نگرانی ملت ایران و جامعه جهانی را فراهم ساخته است، همانا کوشش حکومت اسلامی برای دستیابی به اهرم هائی برای تداوم تحمیل حکومت قرون وسطائی به ملت ایران، صدور آن به دیگر کشورها و تبدیل کشور ما به پایگاه و ستاد تروریسم اسلامی در جهان است.

حکومت قرون وسطائی جمهوری اسلامی بلحاظ سیاسی، دینی و فرهنگی جاذبه و گیرائی برای اکثریت جامعه ایران و جامعه جهانی ندارد و از همینرو همواره به اهرم های تحمیق و تحمیل خود در عرصه داخلی و جهانی رو آورده است. تا زمانی که رژیم ماهیتا تجاوزکار کنونی در قدرت است، هرگز امکان جنگ داخلی و منطقه ای منتفی نخواهد شد.

حضور رژیم پان اسلامیست در منطقه استراتژیک خاورمیانه (کانون رقابت های قدرت های جهانی)، نقش مخرب و ویرانگر در سرنوشت مردم ایران و منطقه داشته است و خود عامل بازتولید تشنج، جنگ و درگیری های ملی و منطقه ای است.

جمهوری پان اسلامیستی برهبری خمینی – خامنه ای در سه دهه گذشته ضربات جبران ناپذیری بر جامعه، تاریخ و فرهنگ ایران وارد ساخته است. پس از اینکه ماهیت آزادی و ایرانی ستیز حکومت برای مردم آشکار شد، در یکسال گذشته ایرانیان به جهان نشان دادند که هیچ پیوندی با فرهنگ و منش فسیل های عصر شترچرانی ندارند.

مدافعان جمهوری اسلامی بدلیل منفوریت اسلام سیاسی، کوشش می کنند تا بتدریج زیر پرچم دروغین ایراندوستی و ملی گرائی بخزند و در همسوئی کلامی با جنبش ملی، از ایراندوستی ملت برای اهداف پان اسلامیستی استفاده کرده و جنبش ملی را نیز از مضمون ایراندوستانه، آزادیخوانه، سکولار و مردمی اش تهی سازند.

پان اسلامیسم در ایران، نه تنها ربطی به منافع ملی، تاریخی و فرهنگی ایران ندارد، بلکه بعنوان یک گرایش تاریخی ضد ایرانی در جامعه، در خدمت نفی زبان، فرهنگ و تاریخ ایران قرار گرفته است. سیاست حاکمان امروز، تداوم تاریخی سیاست های تجاوزکارانه بیابانگردان مغول از شمال و اعراب از جنوب به ایران است.

ما در آستانه قرن 21 هم هنوز شاهد روحیات خصمانه و تجاوزکارانه علیه ایران و ایرانی هستیم که در سیمای کریه پان اسلامیست ها، پان عربیست ها و پان ترکیست ها مشاهده می شود. وقتی ما به کردستانی می نگریم که عمرش بدرازای تاریخ می رسد، چون آینه ای نقش سه گرایش تاریخا تجاوزکارانه پان عربیسم، پان ترکیسم و پان اسلامیسم را به واضح ترین شکل در آنجا مشاهده می کنیم.

ما در دورانی بسر می بریم که سیاست های چند دهه آتی در ایران و منطقه را رقم می خورد و پیروزی و یا شکست جنبش ملی دمکراتیک در ایران می تواند نقش تعیین کننده در سرنوشت آزادی، صلح و دمکراسی در منطقه ایفاء کند.

اینروزها گمانه زنی هائی مبنی حمله نظامی به ایران از سوی برخی از کارشناسان سیاسی مطرح شده است که بحث حول سیاست اصولی نسبت به جنگ و کار آگاهگرانه در جامعه اهمیت ویژه ای می یابد.

ملت ایران هیچ منافعی در جنگ و دشمنی با دیگر کشورها نداشته و ندارد و اگر جنگی رخ دهد جنگی میان مدافعان حکومت اسلامی و دیگران است که بهترین گزینش سیاسی، نفی جنگ و جنگ طلبی و جلوگیری از رفتن جوانان و ایراندوستان در قتلگاهی ست که جمهوری اسلامی برایشان آماده کرده است.

مدافعان جمهوری اسلامی در 30 سال گذشته بکرات در عمل نشان داده اند که ایران و ملت ایران تنها ابزاری در خدمت اهداف پان اسلامیستی شان است و بس!

تجربه جنگ با عراق که نتیجه تحریکات خمینی مبنی بر تعویض رژیم پان عربیستی عراق با حکومت پان اسلامیستی بود، شعله های جنگ 8 ساله را برافروخت و کشور ما را نیم قرن بعقب راند، بیش از یک میلیون انسان از دو ملت ایران و عراق در آتش جنگ سوختند و جلاد جماران هم نتوانست "پرچم اسلام را در قدس باهتزاز درآورد".

آزادی و سربلندی کشور و ملت تاریخی ایران، هدف اصلی نیروی جنبش ملی می باشد و تفاوت جنبش آزادیخواهانه ملی با جنبش های ارتجاعی در اهداف آنهاست که یکی منافع ملی ایرانیان و آزادگی و خوشبختی شهروند ایرانی را جستجو می کند و دیگری از منظر اسلام و منافع اسلام (و نه ایران)، و تسلط دین و فرهنگ عرب بر جهان، مواضع سیاسی خود را تبین و تعقیب می کند.

در صورتی که جنگی رخ دهد، ملت ایران نمی تواند گوشت جلو توپ حکومت اسلامی شود و خود پایه های استبداد و بیدادگری در ایران را تحکیم کند. دشمنی هارتر و کینه جوتر از حکومت اسلامی در جهان امروز در مقابل ملت ایران قرار ندارد و از همینرو ما باید نخست با دشمنی که در خط مقدم جبهه ایستاده است تصفیه حساب کنیم و سپس دفاع از ایرانی آزاد و دمکراتیک برای رهائی از سیطره متجاوزین، شایسته بزرگترین فداکاریها می باشد و در خاتمه کلام؛

دفاع از ایران آری، ولی همسوئی با جمهوری اسلامی هرگز!

اقبال اقبالی
 
22.07.2010

 

 

تغییر سایز نوشته ها

Larger FontSmaller Font

مطالب ویژه

16 آذر؛ دیکتاتوری نه! جمهوری ایرانی آری!

با شعارهای نه به دیکتاتوری،

استقلال آزادی جمهوری ایرانی

به استقبال 16 آذر می رویم!

 

 

پیروان جناح فاشیستی حکومت قصد دارند در تظاهرات 16 آذر، شعارهای محوری جنبش دمکراتیک و آزادیبخش ملت ایران را منحرف کنند.

آنها از اتحاد و یکپارچگی ملت ایران بر سر شعارهای مرگ بر دیکتاتوری، و آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی هراس دارند.

 شعارهای آزادیخواهانه، دمکراتیک، ملی و ایران محور، حلقه های اتحاد و پیوند ملت ایران، و نیز پاسخگوی خواست ها و مطالبات  مشترک همه اقشار، طبقات اجتماعی و شهروندان جامعه می باشند که چون قطب نما مسیر آزادی، دمکراسی و جدائی دین از حکومت را نشان داده و بر راه جنبش ملت ایران روشنائی خواهند افکند.

مطالبات گذر از دیکتاتوری و استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی، را در روح و روان شهروند ایرانی هدایت کنیم و بعنوان مظاهر اتحاد دمکراتیک ایرانیان، بر بیرق جنبش حک کنیم.

تریبون ایران

29.11.2009

 
شعارهای پیشنهادی برای راهپیمائی قدس

شعارهای پیشنهادی برای راهپیمائی قدس

 

 

زندانی سیاسی آزاد باید گردد     دیکتاتوری در ایران ملغا باید گردد

بس ، بس ، بس ،     شکنجه بس!

بس ، بس ، بس،        تجاوز بس !

بس ّ بس ، بس،         اعدام بس !

بس ، بس ، بس،      حکومت اسلامی یس!

کارگر، دانشجو، معلم،               اتحاد، اتحاد، اتحاد

نه غزه، نه لبنان،      جانم فدای ایران!

نه سرخ، نه سبز، نه سیاه       رنگین کمان پرچم ما!

قدس اینجاست، زندان اینجاست، ایران اینجاست؛

حکومت اشغالگر اینجاست !

 

حکومت ؛ ایرانی، ایرانی، ایرانی

سیاست ؛ ایرانی، ایرانی، ایرانی

قدرت ؛ ایرانی، ایرانی، ایرانی

رهبری؛ شورائی ، شورائی ، شورائی

 

شعار هر ایرانی،      جمهوری ایرانی

 

27 شهریور با شعار مرگ بر دیکتاتوری،   استقلال آزادی جمهوری ایرانی،

بیرق جنبش ملی را بر افرازیم !

زنده باد همبستگی و همپیمانی ملی - دمکراتیک ملت ایران در راه برچیدن حکومت اسلامی!

تریبون ایران

 

 
نگرانی امام جمعه از شعار استقلال، آزادی، جمهوری ايرانی

نگرانی امام جمعه از شعار استقلال، آزادی، جمهوری ايرانی

امام جمعه موقت تهران امروز در نماز جمعه گفت: نسل اولي ها به ياد دارند که امام در مورد جمهوري اسلامي در زمان رفراندوم گفتند جمهوري اسلامي نه يک کلمه بيشتر و نه يک کلمه کمتر. حال اگر عده ای بگويند استقلال، آزادي و جمهوري ايراني، اينها براي ما قابل قبول نيست.

آخوند احمد خاتمي گفت، هر کس از جمهوري اسلامي، اسلامي اش را نخواهد دشمن ماست و به صراحت هم مي گويم هر کس شعار استقلال آزادي و جمهوري ايراني سر مي دهد، دشمن جمهوری اسلامی است.

امام جمعه موقت تهران همچنین گفت، در راهپيمايي روز قدس در تهران و شهرستانها تعدادی شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر دادند، دیدید که رسانه هاي دشمن بر سر اين چه کردند.

آخوند احمد خاتمي گفت، به خوبي مي شود خط درست و غلط را تشخيص داد. راه نجات از فتنه ها فقط ولايت مداري است، سفينه النجات ما حضرت ولي عصر (ارواحنا له الفدا ) است و در غيبت آن حضرت، امضاي امام زمان پاي حکم نايبش يعني ولايت فقيه است.

برگرفته از : ایران پرس نیوز

 
«۹۰ نفر در مورد کهریزک شکایت کرده‌اند»

«۹۰ نفر در مورد کهریزک شکایت کرده‌اند»

اکنون زمان آن فرا رسیده است که نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر با شکنجه شدگان کهریزک ملاقات کنند و  دادگاههای علنی برای محاکمه آدمکشان حکومت اسلامی در داخل کشور به سید علی و دولت او تحمیل شود.

امروز دادگاههای علنی برای محاکمه سران امنینی - اطلاعاتی رژیم ؛

فردا دستگیری سران رژیم و محاکمه آنها به جرم جنایت علیه بشریت در دادگاه بین المللی لاهه!

 
باز هم در باره ما!

باز هم "در باره ما"!

در پی مشکلی که برای سایت تریبون ایران پیش آمد و مدت کوتاهی سایت از کار افتاد، بسیاری از مقالات ( از آغاز سال 2007 تا کنون)، از صفحه سایت محو شدند و از جمله  "در باره ما"!

هدف از راه اندازی سایت تریبون ایران؛ پشتیبانی از آزادی، دمکراسی، لائیسیته و جمهوری در ایران بوده و هست. مانع اصلی تحقق اهداف گفته شده رژیم اسلامی است، از اینرو سیاست ما در خدمت برچیدن کلیت رژیم ناجمهوری اسلامی و مقابله با استبداد در همه اشکال آن قرار دارد.

آزادی، دمکراسی و جمهوریت موضوع  جامعه ایران و جنبش های اجتماعی جوانان، زنان و کارگران است. رژیم ناجمهوری اسلامی مانع اعتلاء جنبش ملی مبتنی بر جنبش های اجتماعی است و کنار زدن رژیم، الویت نخست جنبش آزادی و دمکراسی در ایران است.

تریبون ایران، تریبون پشتیبانی از جنبش آزادی، دمکراسی ، لائیسیته ؛

تریبون ایران، تریبون پشتیبانی از جنبش های اجتماعی کارگران، زنان و جوانان؛

و تریبون ایران، تریبون پشتیبانی از جنبش ملی برای جمهوری ایران است!

اقبال اقبالی

This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it

 
استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی

فیلم؛ 8 مرداد تهران:

استقلال،

آزادی،

جمهوری

ایرانی

http://www.youtube.com/watch?v=ThQxtAyOwqw         

 

زندان ها به شکنجه گاه آزادیخواهان،ایراندوستان و دگراندیشان تبدیل شداند! 

جنایتکاران حاکم برایران چند هزار از آزادیخواهان، دگراندیشان و همقطاران سابق خود را در زنان های قرون وسطائی شان مورد شدیدترین شکنجه های وحشیانه قرار داده اند تا با شکستن آنها و وادارشان به توبه، برای رژیم ننگین خود کسب مشروعیت کنند.

ملت ایران بر مبنای تجربه، شناخت و آگاهی 30 ساله، به ولایت فقیه نه گفته اند و دولت وقت، هیچگونه مشروعیت سیاسی ندارد. سیاست فرستادن افراد شکنجه شده  پشت تریبون دفاع از ولایت فقیه و جنایات او برای حکومت اسلامی نه تنها مشروعیت نمی آفریند بلکه به ضد خود تبدیل شده و خشم خفته ملت را بیشتر بر می افروزد.

  جناح فاشیستی حکومت می خواهد با تکیه بر سرنیزه خود را به ملت ایران تحمیل کند و این بمعنای اعلام جنگ اقلیتی ناچیز و تبهکار با ملتی به وسعت ایران!

پس از تاجگذاری احمدی نژاد، مبارزات مردم ایران برای آزادی و دمکراسی در مسیری شکوهمند و در اشکال گوناگون تداوم خواهد یافت و گوهر آزادیخواهانه و دمکراتیک مطالبات مردم در جامعه طنین می افکند.

آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی شعار استراتژیکی است که از درون مبارزات خیابانی برخاست و زمان آن رسیده است که ایراندوستان و آزادیخواهان با این تراز، حرکت خود را تنظیم کرده و علائق سیاسی خود را تحت الشعاع این شعار محوری قرار ندهند تا با اتحاد بزرگ نیروی ملی، دمکرات و آزادیخواه ، پوزه دیکتاتوری بخاک مالیده شود. در همین جا ما پیشنهاد می کنیم تا تشکیل مجلس موسسان نظام نوین در ایران، پرچم ما ، پرچم سه رنگ ایران با نقش شعار " آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی" باشد.

برای رهائی زندانیان سیاسی،

برای برچیدن دیکتاتوری،

برای آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی

همگام و همصدا شویم!

تریبون ایران 05.08.2009

 

 
 
فرهنگی

بيانيه‌ی کانون نويسندگان ايران به مناسبت دهمين سالگرد چاپ ايميل
30 تير 1389,ساعت 14:45:10

 بيانيه‌ی کانون نويسندگان ايران به مناسبت دهمين سالگرد درگذشت احمد شاملو

هرگز از مرگ نهراسيده‌ام

اگرچه دستان‌اش از ابتذال شکننده‌تر بود.

هراسِ من - باری- همه از مردن در سرزمينی‌ست

که مزد گورکن

از بهای آزادیِ آدمی

افزون باشد...

يک دهه از سکوت سرشار از ناگفته‌های شاعر سترگ ما، بامداد شعر معاصر ايران، می‌گذرد؛ و ما هنوز هم‌چنان همه در انتظارِ چيدن سپيده‌دم آزادی و عشق و انسان از لابه‌لای عاشقانه‌ها، شبانه‌ها، سرودها، غزل‌های ناتمام، هجرانی‌ها و ديگر نجواهای او روزان و شبان را يکی پس از ديگری در نبودِ او تجربتی مکرر داريم.

شاعری که عشق مضمون اصلی آثار اوست، سراينده‌ی ستايش‌گرِ عشق به انسان، آزادی و عدالت اجتماعی. شاعری که هماره ستيز بی‌امان با آزادی‌کُشی،‌ اختناق و سرکوب جوهره‌ی کلام اوست، و ساليان خود همه به پاسداری از حرمتِ قلم و بيان سپری کرد.

حتی عنوان آثار و اشعار شاملو از دغدغه‌های بی‌دريغ او- عشق، آزادی، انسان، بهروزی مردم و ارزش‌های انسانی- حکايت دارد: آهن‌ها و احساس (۲۹-۱۳۲۶) که در لهيب آتش برافروخته‌ی فرمانداری نظامی وقت ضبط و سوزانده شد؛ مرثيه‌های خاک (۱۳۳۰) که بارها به تيغ سانسور گرفتار آمد و، شرحه‌شرحه از دلِ خاک، جوانه‌های آن در سبک‌ِ نوِ هوای تازه (۳۵-۱۳۲۶)، باغ آينه (۳۹-۱۳۳۶) و لحظه‌ها و هميشه (۴۰-۱۳۳۹) سر برمی‌آوَرَد و او را در مقام شاعری بزرگ برای هميشه در پهنه‌ی سخن‌سُفته‌گی و سخن‌سنجی جاودانه می‌سازد.

آن‌گاه عشق و انسان و آزادی بار ديگر در پيکر آيدا در آينه (۴۳-۱۳۴۱)، آيدا،‌ درخت و خنجر و خاطره (۴۸-۱۳۴۵)، ققنوس در باران (۴۵-۱۳۴۴)، مرثيه‌های خاک (۴۸-۱۳۴۵)، شکفتن در مه (۴۹-۱۳۴۸)، ابراهيم در آتش (۵۲-۱۳۴۹)، دشنه در ديس (۵۶-۱۳۵۰)، ترانه‌های کوچک غربت (۵۹-۱۳۵۶)، مدايح بی‌صله (تا ۱۳۶۹)، در آستانه (۷۶-۱۳۶۴)، و حديث بی‌قراریِ ماهان (۷۸-۱۳۵۱جلوه می‌کند و به اوج کمال و شکوفايی می‌رسد.

اما شاملو، در کنار اين همه، از طريق پلِ ارتباطیِ زبان به مرزها و عرصه‌های ادبی و زبانیِ فرهنگ‌های ديگر نيز ره می‌پويد و بر مخاطبان و علاقه‌مندان راه می‌نمايد: غزلِ غزل‌های سليمان را بازسرايی می‌کند، هايکوهای ژاپنی را به ارمغان می‌آورد، از زبان لنگستون هيوز اعماق سياه آفريقا را درمی‌نوردد و دردها و رنج‌های تاريخی آن را با صدايی رسا فرياد می‌زند. ترانه‌های ميهن تلخ را از زبان يانيس ريتسوس و ديگر گرفتارآمدگانِ حکومت سرهنگان يونان بيان می‌دارد؛ و از زبان گارسيا لورکا در ترانه‌های شرقی افشای چهره‌ی قداره‌بندان و پاگون‌به‌دوش‌ها و مرتجعان را بازمی‌سرايد. در تمامی اين آثار گويی تمهيدی انديشه‌ورزانه در کار است تا اين شرايط را با اوضاع زادبومِ خويش هم‌خوان بيابد و به بازسرايی آن‌ها بنشيند، ناگفته‌ها را از دل سکوت طولانیِ مارگوت بيکل بيرون بکشد و به چيدن سپيده‌دمان عشق و آزادی برخيزد.

شاملو شعر را برای مردم می‌سرود، مردمی که ستم‌باره‌گان و زورمداران هماره در درازنای تاريخ تسمه از گرده‌ی آنان کشيده‌اند و ردّی طولانی و عميق از زخم‌های شلاق بر گونه‌ها و پشت آنان نهاده‌اند؛ پس به افشای ستم و سياهی دست برآورْد. شاعری که هرگزش هراس از مردن به اقليم او راه نبود مگر «مردن در سرزمينی که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد»؛ شاعری که فقر را به‌درستی نقطه‌ی پايان هر گونه شرف و عزت می‌دانست: "دريغا که فقر چه به‌آسانی احتضارِ فضيلت است"، اما هرگز "نواله‌ی ناگزير را گردن خم نکرد."

"نان را در سال بی‌باران"، چون يارانه، "جُل‌پاره‌يی به رنگِ بی‌حرمتِ دل‌زدگی و به طعمِ دشنامی دُشخوار و آغشته به بوی تقلب" می‌ديد؛ هم‌ از اين‌رو ترجيح می‌داد چنين نام و "نانی را هرگز نبويد و نپويد و نچشد، و گرسنه به بالين سرنهادن را گواراتر از فرو دادن آن" می‌دانست. ستم و خودکامه‌گی را نيز احتضار و مرگِ آزادی و انسانيت می‌خوانْد؛ و اين همه را مايه‌ی نکبت و حقارت و وهنِ انسان! زيرا انسان نزد او چنان جايگاهی داشت که به‌صراحت سرود:

در غيابِ انسان

جهان را هويتی نيست !

پس گريه‌ی سلاخانِ دل‌سپرده به قناری‌های کوچک و به مسلخِ بردن‌شان،‌ و کبابِ قناری بر آتشِ سوسن و ياس در معرکه‌ی دست‌افشانی و پای‌کوبی و گردن‌فرازیِ پس از پيروزی را دگرگونه سرودی ساخت زيبِ اِفشای سيمای کريه و صدای انکرِ ستم‌کاران و سياه‌انديشان. گرچه با خشم و درد حتی "کريه" و "انکر" را صفاتی ابتر می‌دانست زيرا به‌تنهايی گويای خون‌تشنگیِ آنان نيست، گويی برای توصيف دقيقِ آنان بايد همه‌ی واژه‌های پلشت را به خدمت گرفت!

در تعريض به نابکاران تاريخ که خود را دوست‌دار و مهرورز و غم‌خوارِ مردم معرفی می‌کنند، "دوست داشتن" را "بسوده‌ترين کلام" می‌دانست و معيار سنجش انسان‌ها را "آن‌چه دوست می‌دارند:"

رذل

آزارِ ناتوان را

دوست می‌دارد

لئيم

پشيز را و

بزدل

قدرت و پيروزی را

پس بيهُده نيست که "دهانِ ‌بسته" را حکايتِ وحشتِ فريبکار از لو رفتن، و "دستِ بسته" را بازداشتنِ آدمی از اعجازش می‌ديد، اما خون‌ِ‌ ريخته را حرمتی به مزبله‌افکنده و مابه‌ازای سيرخواریِ شکم‌باره‌گان و رجاله‌گانِ قدرت‌مدار.

. . . و از نگاه او، در هجوم درد و اندوه، شادی‌ِ لبخند تنها بهره‌ی کسانی بود که بزرگ‌ترين جا را به خود اختصاص نمی‌دهند و جای کافی برای ديگران دارند، و کلام و کلمه‌ی عفو بر زبان‌شان جاری است.

برای گرامی‌داشتِ ياد احمد شاملو، شاعر بزرگ آزادی، در دهمين سالگرد درگذشت او، روز ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۴ بعدازظهر آرامگاه‌ او را گلباران می‌کنيم.

کانون نويسندگان ايران

۳۰ تيرماه ۱۳۸۹

ارسال نظر

 
شکوه میرزادگی: تیرگان و آرش کمانگیر، استوره ای از خرد و چاپ ايميل
10 تير 1389,ساعت 18:09:47

تیرگان و آرش کمانگیر، استوره ای از خرد و عشق

 

http://www.ariarman.com/images/Arash_logo.jpg

 اين روزها ما ديگرباره در آستانه ی تيرگان ايستاده ايم، در آستانه ی سالگرد جان باختن قهرمانی ملی  برای آزاد شدن مردمان سرزمينمان از هیولای جنگ و از رنج های چندين ساله. و اگر چه اکنون نيز با رنج ها و زخم های تازه ای درگیر هستيم اما همچنان «می رقصيم که نيافتیم»؛ و اگر نتوانيم از ترس محتسب برقصيم، چهره  و تن یکديگر را به آب می شوييم تا غبار رنج های چندین ساله مان را بشوييم و توان بازايستادن و زنده ماندن و نجات دوباره ی سرزمين مان را داشته باشيم. در هر تيرماه ايرانی آرشی ديگر تير در کمان می کند تا مرز دوست و دشمن را بر صفحه ی فرهنگی ايرانزمین تعيين کند.

گفتم:
من بر کدام بلندا بايستم
که تير پروازم
تا آن سوی زمين برود
و مرز ميهن من را
نه روی خاک
روی شعور و تاريخ
تعيين کند؟
گفتی: هنوز دماوند*

تيرگان بر شما فرخنده باد.

ارسال نظر

ادامه مطلب...
 
شهره آغداشلو: از کارگاه نمایش تا اسکار چاپ ايميل
04 خرداد 1389,ساعت 21:55:56

شهره آغداشلو: از کارگاه نمایش تا اسکار

http://celebfa.files.wordpress.com/2009/09/shohreh-aghdashloo-celebfa-com.jpg 

شهر آغداشلو، هنرپیشه ایرانی‌تبار هالیوود، به هنگام دریافت جایزه امی در سال ۲۰۰۹

 شهر آغداشلو، هنرپیشه ایرانی‌تبار هالیوود، به هنگام دریافت جایزه امی در سال ۲۰۰۹
شهره آغداشلو و هوشنگ توزیع برای نمایش تاتر "یک ایرانی د ر بهشت" به شهر کلن آلمان آمده بودند. در فرصت یکی دو ساعته که پیش از شروع نمایش داشتیم با شهره آغداشلو به گفت و گو نشستیم. بهانه‌ای برای این که از هر دری سخن بگوئیم. از تاتر و سینما و چگونگی ورود او به این دو عرصه هنری.

شهره آغداشلو بازیگر تاتر و سینما، در برونمرز و در شهر لس آنجلس کار مداوم تاتری‌اش را با "کارگاه نمایش هفتاد ونه" همراه با هوشنگ توزیع آغاز کرد. حاصل این همکاری نمایش‌های "بوی خوش عشق"، "کافه اکبر آقا نوستالژی" و چند نمایش دیگر است. شهره اما در هالیوود نیز توانست جایگاه خود را بیابد و در درازای هشت سال گذشته به موفقیت‌های بزرگی دست یابد. جایزه "امی" را  در سال ۲۰۰۹بدست آورد. و در سال ۲۰۰۴ نامزد دریافت جایزه اسکار شد. گفت و گوی با شهره آغداشلو اما به سال‌ها پیش، زمانی که او فقط شانزده سال داشت و تازه وارد کار تاتر شده بود باز می‌گردد.

ارسال نظر

ادامه مطلب...
 
داريوش آشوری و «پرسه ها و پرسش ها» چاپ ايميل
01 خرداد 1389,ساعت 08:34:32

داريوش آشوری و «پرسه ها و پرسش ها»

http://www.perslit.com/g1110daryushashuri.jpg

                                                        داريوش آشوری

توسط فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)

کتاب «پرسه ها و  پرسش ها» که در هفته های اخير منتشر شد،۲۹ مقاله داريوش آشوری را در باره برخی از مهم ترين چهره های فرهنگ و سياست ايران و برخی از مهم ترين پرسش های نظری در ايران معاصر در بر می گيرد.
داريوش آشوری از انگشت شمار متفکران خلاق ايرانی در عرصه فلسفه، سياست نظری،علوم انسانی و زبان شناسی،از معتبرترين مترجمان متون دشوار فلسفی و علوم اجتماعی و از خلاق ترين چهره های فرهنگی ايران است.

ارسال نظر

ادامه مطلب...
 
پیشنهاد اصلاحی به روابط عمومی شهرداری منطقه 5 اسلامشهر: چاپ ايميل
26 ارديبهشت 1389,ساعت 13:22:24

پیشنهاد اصلاحی به روابط عمومی شهرداری منطقه 5 اسلامشهر:

 
هرکس اردسترنج خود بخورد با آسانسور از پل صراط خواهد گذشت - محمد

ارسال نظر

 
ساعدی: قدم به قدم تا مرگ چاپ ايميل
01 آذر 1388,ساعت 23:44:51

ساعدی: قدم به قدم تا مرگ

http://www.dibache.com/images/Picturse/gholamhossein_saedi.jpg

 
نام ساعدی اما در تاریخ تئاتر با هویت ایرانی ماندگار خواهد ماند. اگر چه دیگرانی چون عبد‌الحسین نوشین یا مصطفی اسکویی بودند که به تئاتر شخصیتی در خور بخشیدند. اما آنچه از آنان بر جای ماند ترجمه‌هایی است از نویسندگان بزرگ غربی که به روی صحنه آمده است.

ساعدی اما بدون وام گرفتن از دیگران خود دست به کار شد و نمایشنامه‌هایش را با شناسنامه‌ای ایرانی به دورترین نقاط ایران برد. جلال آل احمد علت را در طرح اساسی مشکلات مملکت می‌داند: «عزاداران بیل، درددل یک روشنفکر درمانده نیست که روی بساط کتاب فروشی‌ها باز شده باشد، ادا و اطوار ندارد، لاهوت و ناسوت نیست، صحبت از آب می‌کند. از گاو. از بدوی‌ترین وسایل زندگی ده، یعنی اساسی‌ترین مشکل مملکت».

ساعدی از دو چیز می‌ترسید: یکی از خوابیدن و دیگری از بیدار شدن. در دومین روز آذرماه سال ۱۳۶۴ خورشیدی، او بیدار نشدن را ترجیح داد و در حالی که همچنان در آرزوی زیستن در وطن بود، چشم از جهان فروبست.

ارسال نظر

ادامه مطلب...
 
آیین برف چال در دامنه دماوند، یک روز مادرشاهی چاپ ايميل
31 فروردين 1388,ساعت 22:29:08

 

آیین برف چال در دامنه دماوند، یک روز مادرشاهی

 

یکی از آیین‌های کهن ایران‌شهر، مراسمی است به نام برف چال. مراسمی که تاریخش به ۶ قرن می‌رسد. مراسمی که پس از گذشت قرن‌ها هنوز بر جاست و بسیاری را از گوشه و کنار ایران به این منطقه سر سبز شمال جذب می‌کند. امسال نيز به همت شورای شهر روستای آب اسك و اهالي اين روستا این مراسم در هفته اول ارديبهشت ماه برگزارمي‌شود.

    image

محل اصلی برگزاری این آیین دیرین، روستایی است به نام "آب اسک" لاریجان، واقع در دامنه چکاد دماوند. روستایی واقع در ۹۰ کیلومتری تهران، واقع در مسیر تهران به آمل.

مراسم برف چال چنین است: روزی از بهار، روزی از هفته اول اردیبهشت، مردان روستای آب‌اسک به منطقه برف چال می‌روند. برف چال، در واقع چاله‌ای است که مردان در آن برف می‌انبارند. و طبق رسمی دیرین، چاهی حفر می‌شود به قطر ۵ متر و عمق ۱۲ متر. آنگاه مردان آب‌اسک، برف‌ها را قطعه قطعه کرده و در این چاه انبار می‌کنند. مراد از این کار در سده‌های پیشین انبار آب بوده است برای گله و انسان، در آن هنگام که طبیعت از عرضه آب به دام و دامدار در این منطقه تن می‌زده است.

جالب اینجاست که در چنین روزی، روستا کاملا در اختیار زنان قرار دارد و هیچ مردی را به آن راهی نیست. زنان ضمن پاسداری از روستا در غیاب همسران، پدران و پسران خود، مراسم زن شاهی یا مادرشاهی را برگزار می‌کنند.

این آیین پس از گذشته ۶۰۰ سال هنوز همچون آیینی متبرک جشن گرفته می‌شود و بسیاری از مشتاقان آیین‌های کهن را از گوشه و کنار کشور به خود جلب می‌کند. این مشتاقان در این روز برای دیدن این آیین دیرین، به دامنه قله دماوند می‌آیند و با مردان روستای آب‌اسک در برف چال و با زنان این روستا در دامنه چکاد دماوند این آیین کهن را ارج می‌نهند.

نوشته شده بر اساس اطلاعات سایت "شمال نیوز" و "خبرگزاری میراث فرهنگی"

گزارش دیدنی سال گذشته از وبلاکی که در پی می‌آید:

http://arashtn53.wordpress.com/2008/04/22/%d9%88%d8%b1%d9%81-%da%86%d8%a7%d9%84/

http://www.iranglobal.info/payvand3_2.php?adr=http://www.foroneiran.com/

ارسال نظر

 
آموزش زبان مادرى فارسی _ گفتگو با بهرام توکلی چاپ ايميل
20 دي 1387,ساعت 10:45:58

آموزش زبان مادرى فارسی


فرزانه‌فر – شما محتواى كتاب‌هاى فارسى نظام آموزشى ايران را براى آموزش زبان مادرى فارسى در سوئد مناسب نمى‌دانيد. اگر ممكن است دلايل مشخص خودتان را براى نامناسب دانستن اين كتاب‌ها بفرمائيد؟
توکلی- اساساً كتاب‌هاى آموزشى نظام آموزشى ايران همان‌طور كه از اسمش مشهود است، براى نظام موجود در ايران در نظر گرفته شده‌اند. اين كتاب‌ها طبق تعريف مشخص وزارت آموزش و پرورش، براى پرورش نسل مسلمان و هوادار نظام اسلامى برنامه‌ريزى شده‌اند. هرچند بنابه تجربه تاريخى در ساير نظام‌هاى توتاليتر و ايدئولوژيك، با اين‌گونه روش‌ها بيشتر به نتيجه معكوس رسيده مى‌شود.
لازم است براى روشن شدن محتواى كتاب‌ها توضيح بيشترى بدهم. كتاب‌هاى مورد استفاده فارسى نظام آموزشی جمهورى اسلامى را بايد از چند زاويه بررسى كرد:
۱- محتواى تبليغات مذهبى- ايدئولوژيك.
تبليغات مذهبى و ايدئولوژيك بطور سيستماتيك چه بصورت مطالب و داستان‌هايى كه انسان مسلمان در آنها جايگاه والايى پيدا مى‌كند، و چه به صورت طرح داستان‌گونه از بزرگى امامان و شخصيت‌هاى مذهبى در كتاب‌ها مستتر است. تبليغات مستقيم و غير مستقيم حتا در تمرين‌ها و سئولات درسى مطرح شده‌اند. بطور مثال براى آموزش فعل برگزاركردن در كتاب اول ابتدايى، نوشته شده: "نماز جماعت را در مسجد برگزار كردند". و يا در درس مسجد محله ما در همان كتاب اين پرسش‌ها آمده است: "اسم مسجد محل خود را بگو!" و "آيا تابحال به مسجد رفته‌اى؟ چرا؟"
سئوال اينست که مؤلفان كتاب با طرح اين پرسش‌ها به دنبال چه هستند. بچه ۷ ساله اگر به مسجد نرفته است، چه دليلى مى‌تواند داشته باشد جز اين كه پدر و مادر مؤمن و معتقدى ندارد؟
۲- نقش فرودست زن.
كوچك كردن نقش زن بجز پوشاندن سر دختران خردسال و زنان با حجاب اسلامى به صورت‌هاى تحقيرآميز ديگرى صورت مى‌گيرد. زن به عنوان مادر و زن خانه، كسى كه هميشه وظيفه آشپزى و رفت و روب به عهده اوست تعريف مى‌شود و مرد نان‌آور خانه است، كسى كه در اجتماع حضور دارد و اوست كه بهر حال داناتر است و مى‌تواند به پرسش‌هاى فرزندان پاسخ دهد! يعنى برترى مردان نسبت به زنان و يا فرودست شمردن زنان.
۳- نامناسب بودن كتاب‌ها بلحاظ شكل و محتوا و ادبيات.
شكل و محتواى آموزشى و ادبيات به كار رفته در اين كتاب‌ها متناسب با دانش و آگاهى اجتماعى دانش‌آموزان خارج از كشور نيست. اين كتاب‌ها براى دانش‌آموزانى كه در ايران زندگى مى‌كنند و درس مى‌خوانند نگاشته شده‌اند. سطح ذخيره واژگانى اين دانش‌آموزان به هيچ‌وجه قابل مقايسه با سطح پايين ذخيره واژگانى دانش‌آموزان خارج از كشور نيست. همين‌طوربرخى از مطالبى كه در رابطه با مسايل و مناسبات اجتماعى مردم داخل ايران است، قابل فهم دانش‌آموزان ما نيست. چه بسا خود ما بزرگسالان هم در درك نظرات و پيام‌هاى مختلف اجتماعى، هم‌وطنان ساكن ميهن دچار مشكل مى‌شويم. خشونت و رفتار ناپسند قهرمانان مطالب آموزشى هم گاهى قابل پذيرش نيست. بطور مثال در درس گاو كتاب چهارم با تصويرى مشمئزكننده از مردى با روپوش خونين و با ساطورى در دست بر بالاى سر شاهزاده كه زانو زده است، مى‌خوانيم كه چگونه بوعلى مشكل بيمارى روانى شاهزاده‌اى را كه تصور مى‌كند گاو است و بايد قربانى شود را حل كرده است. او با اين ترفند كه قصابى براى ذبح شاهزاده آمده ولى چون شاهزاده (گاو خيالى) لاغر است از كشتن او صرفنظر مى‌كند. و با اين ترفند شاهزاده با خوردن غذاى بيشتر و چاق شدن براى اين كه قصاب او را بپسندد، درمان مى‌شود. از اين گونه مثال‌ها در كتاب‌هاى درسى فراوان يافت مى‌شود.

ارسال نظر

ادامه مطلب...
 
spacer

spacer
كليه حقوق اين وب سايت نزد Tribuneiran محفوظ ميباشد.
Copyright (C) 2008