|
25 ارديبهشت 1391,ساعت 18:01:25 |
|
در دفاع از "مرتدین" و علیه سلطه دین و فرهنگ تحمیلی !
اقبال اقبالی
دین نا انجا که امری شخصی، وجدانی و بی آزار است ، باعتبار کرامت انسان محترم می باشد؛ ولی هنگامیکه که به ابزار دخالتگری، تحمیق، سرکوب، تبعض، دگراندیش ستیزی و آئین کشی تبدیل می گردد، بجرم تحقیر و توهین به کرامت انسان و انسانیت، موضوع نقد و نفی آزاداندیشان و آزادیخواهان قرار می گیرد. اسلام، دین تحمیل شده به مردمان میهن ما، همواره با منش، فرهنگ، تاریخ و فلسفه ایرانی در تضاد آشتی ناپذیر قرار داشته است. تهاجم دینی و آئینی به ایرانیان، هنوز با مقاومت بخش وسیعی از جامعه مواجه است. برای رهائی از سلطه فاجعه بار سیاسی، دینی و فرهنگی نظام دینی، بایستی جایگاه اسلام را از دو منظر نگریست؛ نخست بمثابه امری خصوصی و وجدانی شهروندان، و دوم بعنوان ابزار حفظ سلطه فرهنگی - دینی مهاجمین آئینی در کشور ما. سلطه نظامی اعراب بر ایران مربوط به قرنهای نخستین اسلام بوده، ولی سلطه دینی و فرهنگی شان همچنان ادامه یافته است. در دوران معاصر شبکه های مافیائی روحانیت شیعه که قبل از قدرت گیری نقش ستون پنجم را داشته اند، اکنون بعنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی، مسئولیت تحمیل سلطه فرهنگی و دینی اعراب دوران قرون وسطی در ایران را عهده دار هستند. سازمانهای سرکوب، تحمیق و چپاول دینی روحانیت شیعه، نهادهائی ایرانی ستیز اند که بر اساس ایدئولوژی آئین کش و فرهنگ ستیز بنا شده و با منافع ملی، سیاسی و فرهنگ و منش ما تضادی آشتی ناپذیر دارند. نفی نهادهای فاشیستی و انتقال امور دینی به امر خصوصی شهروندان؛ همزمان کوشش برای رهائی مردم از زیر آوار خرافات، تحجر، سلطه دین و فرهنگ و سنت های قرون وسطائی؛ راه اعتلاء ملی و شکوفائی جامعه و پلورالیسم دینی، فرهنگی و سیاسی را فراهم میسازد. تنها با راندن اسلام به حوزه خصوصی شهروندان، یکی از پیش شرطهای مهم نهادینه سازی آزادی و دمکراسی در ایران تدارک دیده خواهد شد. سینه چاکان سلطه دین و فرهنگ عرب، از حیله های گوناگون برای سرکوب و مرعوب کردن مردم بهر می گیرند. یکی از این نیرنگ ها، توسل جستن به صدور احکام اسلامی قتل دگراندیشان است. رفتاری بیشرمانه تر از این نیست که شبکه های مافیائی روحانیت هستی یک ملت را قربانی دین، فرهنگ و سنت های بیگانه کنند و حکم قتل فرزندانشان را هم بر اساس قوانین دین تحملی صادر نمایند. برای خاتمه دادن به سلطه گری سیاسی، دینی و فرهنگی اسلامگرایان، نیروی چنبش ملی ناچار است در وسیع ترین جبهه دمکراتیک- لائیک متشکل شوند و آلترناتیو جمهوری ایرانی را در برابر جمهوری اسلامی غیر ایرانی قرار دهند. نیروهای قطب آزادی، دمکراسی و ایراندوست؛ با ضعف سازماندهی، تشتت، پراکندگی، و سنگ اندازی ایران ستیزان پان ترک و پان عرب و پان اسلامیزم مواحه هستند. این قطب از پتانسیل عظیمی برخوردار بوده و در صورت همپیمانی معطوف به جنبش های اجتماعی زنان، دانشجویان و کارگران، می توانند ارتجاع نژادپرست پان ترک و پان عرب را منزوی، و پان اسلامیست ها را به زباله دان تاریخ بفرستند. زمان آن فرا رسیده است که با شفافیت اعلام کنیم که مقدسات فاشیست ها و سلطه گران برای ما پشیزی ارزش ندارند، ولی آزادی ایدئولوژی، مذهب و اندیشه شهروندان را پاس می داریم. اکنون بخش عظیمی در جامعه ایران از حکومت اسلامی و اسلام رو برگردانده، مبارزه خود را تداوم مقاومت 1400 ساله "مرتدین" ایرانی علیه چیرگی متجاوزین دانسته و در آستانه تعیین تکلیف با سلطه اسلام در ایران قرار دارند. دیری ست که تابوت حکومت اسلامی بر سر دستان لرزان اقلیتی ناچیز باد کرده است.ایران در انتظار همپیمانی ملی فرزندانش برای رهائی و سربلندی ش غمگین نشسته است. اگر امروز من و تو ما نشویم؛ و در دفاع از "مرتدین" و علیه سلطه دین و فرهنگ تحمیلی همپیمان نشویم؛ فردا دیر است!
منبع: ایرانگلوبال
ارسال نظر |
|
18 ارديبهشت 1391,ساعت 02:54:43 |
مذاکرات بغداد؛ سازش خیانت بار یا تداوم ماجراجوئی ارتجاعی- پان اسلامیستی؟ اقبال اقبالی بزودی مذاکرات گروه 1+5 در ارتباط با موضوع بهره گیری ایران از انرژی هسته ای در بغداد برگزار می شود و به نظر میرسد که نشست بغداد مرحله نهائی تعیین تکلیف دنیای غرب با پان اسلامیسم است. موضوع اصلی نه انرژی هسته ای و حتی بمب هسته ای، بلکه موجودیت حکومت بربرمنش و قرون وسطائی جمهوری اسلامی ست که با الهام از دستورات دینی بشدت ارتجاعی، قرون وسطائی و بشرستیزانه عصر شترچرانان، می خواهد اهداف سلطه گرانه خود را به جهانیان تحمیل کند و از بی آبروئی، بی اعتباری و بی اعتمادی کامل جهانی برخوردار است. رژیم اسلامی نماد تجاوز آشکار آئینی، فرهنگی و سیاسی به ایران و ایرانیت، پلیدترین دشمن و بزرگترین خطر برای موجودیت جامعه و کشور ما بوده، و سیاست های پان اسلامیستی اش خطری برای کل بشریت است. به قول خانم شلی یخیموویچ (حزب کارگر اسرائیل): برنامه اتمی حکومت ایران، مشکلی برای تمام جهان است. شیخ نشین های جنوب خلیج فارس نیز نگران سیاست های پان اسلامیستی رژیم ملایان هستند. آنها آماده اند تا هزینه های جنگ با ایران را تقبل کنند؛ گرچه تابناک حکومتی و شرکایشان براین اعتقاد اند که: " در شرایطی که ارزیابی طرفین مذاکرات هستهای ایران، از نتایج این گفتوگوها مثبت بود و امید فراوانی نسبت به نتیجهبخش بودن مذاکرات بغداد نیز میرود، رژیم صیهونیستی تلاش دارد با بهانهجوییهای جدید، جلوی چنین توافقی را بگیرد." در واقع آتش بیار معرکه از نظر سران جمهوری اسلامی دولت اسرائیل است، در حالیکه کشورهای عربی هم دوش بدوش اسرائیل از سیاست های حاکمان ایران نگران اند. با این تفاوت که اسرائیل قصد اشغالگری نداشته و اعراب، ادعای ارضی نسبت به خاک کشور ما دارند و پشتوانه اصلی جریانات تجزیه طلب می باشند. با توجه به جبهه جهانی که علیه سیاست های پان اسلامیستی حاکمان ایران ایجاد شده است. موجودیت و منافع میهن ما با تهدیدهای جدی مواجهه گردیده است. رژیم اسلامی ایران تا قربانی کردن ایران، برای دین، فرهنگ و سنت های غیر ایرانی پیش تاخته است. حاکمیت ایرانی ستیزان در میهن ما، عملن کشور را در برابر جهانیان قرار داده است و به نادرست سیاست های جمهوری اسلامی به حساب ملت ایران گذاشته می شود. مهمترین مسئله ما، رساندن پیام ملت ایران به جامعه جهانی، مبنی بر عدم برسمیت شناختن جمهوری اسلامی بعنوان نمایندگان ملت ایران و ناهمخوانی سیاست های پان اسلامیستی با منافع ملی ما می باشد. مذاکرات بغداد از سیاست های کلان غرب برای کشیدن دندانهای زهرآلود رهبری جنبش ارتجاعی - پان اسلامیستی پیروی خواهد کرد تا برای غرب و منطقه بی خطر گردد. جمهوری اسلامی در 33 سال گذشته همه کوشش خود را متوجه اتحاد و همبستگی دینی با کشورهای عربی کرده است که این سیاست هم، آشکارا به شکست انجامیده است. اکثر کشورهای عربی به ائتلاف نانوشته با اسرائیل، علیه ملایان ایران پیوسته اند و برای شعارهای "برادری اسلامی" پشیزی ارزش قائل نشدند. در آستانه بحران کنونی، بیش از هر وقت دیگر، حماقت رژیم های عربی می تواند تهدیدآفرین گردند؛ چراکه براحتی ابزار دست غرب برای رودرروئی با ایران قرار میگیرند وهمسوئی غرب با علائق پان عربیستی اشغالگرانه انها، انگیزه قوی برای تبدیل آنها به پیاده نظام جنگی دیگر است، جنگی که فرماندهی آن توسط غرب و قربانیان انرا فرزندان کشورهای منطقه تشکیل خواهند داد. برخلاف تبلیغات رسانه های پان اسلامیستی، چشم انداز در گیر شدن اسرائیل در جنگ با ایران بسیار نامحتمل تر از کشورهای عربی است. جمهوری اسلامی در شرایطی در مذاکرات بغداد شرکت می کند که در ضعیف ترین موقعیت قرار گرفته است و راهی جز سازش خیانت بار یا ماجراجوئی ارتجاعی- پان اسلامیستی در برابرش وجود ندارد. رژیم اسلامی یا تسلیم می شود و بایستی در قبال خساراتی که نتیجه سیاست های پان اسلامیستی به کشور و مردم ما وارد کرده است پاسخگو باشد، ویا ایران را به گرداب جنگ نابرابر سوق می دهد، که بنظر می رسد در هر دو صورت برای دفاع از ایران و ایرانیان؛ جنبش ملی نخست همه نیروی خود را متوجه دشمن داخلی 33 ساله ش می کند تا پس از رهائی از ننگ حکومت اسلامی، منافع ایران و ایرانیان را چون مردمک چشم پاس دارد. ایرانگلوبال سخن روزG ارسال نظر |
|
16 ارديبهشت 1391,ساعت 11:51:57 |
|
سخنان ملای از غار گریخته در نماز جمعه تهراناقبال اقبالی
شنبه, می 5, 2012
دیروز، روزی دیگر از تجمع پیاده لشکر شکست خورده حکومت اسلامی در نماز جمعه تهران، و تداوم توهین به مکان مقدس دانشگاه بود. سید احمد خاتمی، ملای از غار گریخته و طوطی ولی فقیه، در سخنان خود، عجز و ناتوانی رژیم در حل ابتدائی ترین مسائل جامعه ایران، و نیز عمق فاجعه ایجاد حکومت اسلامی در ایران را به نمایش گذاشت.
او نظر سیدعلی درباره تولید ملی را تکرار کرد و بر اهداف تولید ملی، که همانا مصرف خارجی ست (ساختن "مکتب های خرافات و ترور" و تامین اسلامگرایان لبنان، فلسطین،عراق، ترکیه و ...) را لابلای پوپولیسم اسلامی پنهان کرد. او با انتقاد از گرانی در کشور گفت: بیان مسائل و مشکلات اقتصادی به منظور مچگیری نیست، طرح این مساله یک واقعیت ملموس و دردناک در جامعه است. او گفت: گرانی روزافزون و عدم ثبات عوارض بدی در جامعه دارد. و اما چرا اکنون که قاشق حکومت به ته دیگ رسیده است، عمامه را چرخانده، "جامعه" را جایگزین "امت" کرده و بفکر مردم افتاده اند؟!
مگر نه اینکه حکومت اسلامی در سه دهه گذشته ایران را ملک مطلق امت حزب الله دانسته و هستی کشور را در آخورهای رسمی و غیر رسمی، علنی و غیرعلنی شبکه های روحانیت شیعه، مساجد، محافل و ارگانهای و نهادهای وابسته داخلی و خارجی سرازیر کرده است؟؟؟
اکنون زمان حساب پس دادن است و نه ارائه راه حل هائی که بیش از سه دهه تجربه شده اند و نتایج آنها، شرایط فاجعه بار کنونی ایران ایرانیان است؟! جمهوری اسلامی برای تامین هزینه های جریانات ارتجاعی فاشیستی پان اسلامیستی درایران، منطقه و جهان، نیاز به نیروی کار و زحمت جامعه ایران دارد.سران رژیم بخوبی می دانند که تداوم حکومت در جامعه ای که اکثریت مطلق آن از نظام بیزارند و در انتظار فرصت اند تا کلیت رژیم را بگور سپارند، بدون وحدت اراده میان باندهای قدرت و تکیه بر سرنیزه ناممکن است. ملای از غار گریخته، از منظر حفظ حکومت اسلامی و تداوم چپاولگری مافیاهای روحانیت شیعه در کشور، گرانی روزافزون و عدم ثبات را مضر می داند و خواهان همپیمانی مافیاهای قدرت و ثروت برای تداوم جنایات سی ساله شان است.
تلاش های دست اندرکاران رژیم برای پیشگیری از فروپاشی نظام و ایجاد وحدت اراده در بالا ناممکن بنظر میرسد؛ چرا که بحران رژیم ساختاری ست و فساد، عقب ماندگی و انسان ستیزی در ذات نظام لانه دارد و خود منشاء و عامل اصلی بحران حکومت اسلامی می باشد. همه نمودها حکایت از ناهمخوانی جمهوری اسلامی با نیازهای انسان و جامعه ما دارد که انعکاس خود را در بحران بالائی ها نشان می داده و روند توقف فروپاشی نظام را نامحتمل میسازد.
واقعیت اینست که خرفت ترین جناح های حکومت تلاش می کند تا در میان بالائی ها وحدت ایجاد کند و هوشیارترین شان می خواهند خود را از زیر آوار ریزش نظام کنار کشند. "استخاره های" شرطبندی سر این خر مرده جواب منفی میدهند! "مومنین" می توانند بر سر رها کردن قدرت ویا ننگ ماندن در حکومت اسلامی استخاره کنند و به آینده خود بیاندیشند!
ملا خاتمی یاد آور شد: مسئولین باید الگوی وحدت در جامعه باشند و مشکلات خود را در محافل خصوصی حل کنند و این سوال را مطرح میکنم که چرا علیه یکدیگر توپ خانه رسانهای راه میاندازید؟ این مسائل سبب شادی دشمن و رنجش دوستان میشود. او آشکارا مافیاهای روحانیت را به انتقال مسائل جامعه به پشت پرده، و مخفی کردن جنگ قدرت و ثروت از چشمان نامحرم (ملت ایران) دعوت کرد.غافل از اینکه؛ آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ملای از غار گریخته را چاره نیست!
منبع: ایرانگلوبال اقبال اقبالی ارسال نظر |
|
11 ارديبهشت 1391,ساعت 03:31:55 |
|
روز کارگر، اعتراض به بیداد، سرکوب و قتل 74 تن از «کولبران» کردستان!
اقبال اقبالی
فردا نخستین روز ماه مه، روز دادخواست جهانی کارگران علیه ستم طبقاتی، فقر، فلاکت و بیدادگری ست. رژه مییلونها انسان از جبهه کار در سراسر جهان، نماد جنبشی ست که در برابر بیداد، استثمار و تبعیض زانو نمی زند و بر آرمانهای شریف انسانی، و در راستای زندگی شایسته ساکنان زمین، پافشاری می کند.
پس از تلاشی بلوک شرق، تضادهای جهان دوقطبی، به درون نظام سرمایه داری انتقال یافت و بموازات در هم تنیدگی و فراملی گشتن سرمایه؛ جنبش های دادخواهانه هم در دو دهه گذشته، بیش از پیش چشم به همرزمان فراملی شان دوخته اند و هنوز تا ایجاد تشکلی واحد برای هماهنگی مبارزات جبهه جهانی کار، راه طولانی در پیش دارند.
اگر سوسیالیزم تبلور اراده آگاهانه بخش عظیم جامعه و محصول بلوغ اخلاق، فرهنگ، منش و شعور سوسیالیستی شهروندان است، بنیادهای آن نمی تواند بر سازماندهی دمکراتیک قدرت سیاسی استوار نگردد. سوسیالیسم بوروکراتیک که بنام اکثریت جامعه، منافع اقلیتی را نمایندگی میکرد به شکست انجامید.
سوسیالیسم انسانی و دمکراتیک، رابطه مستقیمی با یگانگی مبارزات ملی و جهانی جبهه کار، و غلبه فرهنگ و منش سوسیالیستی در همه کشورها دارد. وظایف جنبش های دادخواهانه نمی تواند خارج از پاسخگوئی به دو نیاز فوق باشد.
و اما در ایران ما؛ جنبش کارگری هنوز در مراحل ایجاد تشکل های مستقل صنفی و سیاسی خود و تحمیل آن به رژیم بربرمنش جمهوری اسلامی ست. مبارزات کارگری از پراکندگی رنج می برند و هرجا اقدامی برای ایجاد تشکل مستقل صورت گرفته است، رهبران عملی، دستگیر و روانه زندان شده اند و در اشکال مختلف در ایجاد سازمانهای مستقل کارگری اختلال صورت گرفته است.
حلقه مقدم مطالبات کارگران ایران، ایجاد تشکل های مستقل و تحمیل آزادی احراب خود به رژیم اسلامی ست. کارگران ایران در کشوری زندگی می کنند که در نتیجه بیش از سه دهه جباریت، سرکوب و تخریب جمهوری اسلامی، جامعه، اقتصاد، فرهنگ و اخلاق و ... در آستانه تلاشی قرار گرفته، و رهائی شان در گروه نجات جامعه و کشور از سلطه نظام کنونی ست.
برای نجات کشور و جامعه از زیر یوغ ارتجاع اسلامی، می توان از یکسو سازماندهی مستقل صنفی سیاسی، و از سوی دیگر ائتلاف با جنبش های مترقی و پیشرو زنان، دانشجویان و شرکت موثر در جنبش ملی با هدف زندگی بهتر برای شهروندان ایران را مورد نظر قرار داد. با توجه به اوجگیری اعتراضات کارگری، تحمیل تشکل های مستقل سراسری کارگری به رژیم از اولویت نخست برخوردار است.
روز کارگر امسال، روز اعتراض به فقر، بیداد، سرکوب، بیکاری، روز اعتراض به قتل 74 تن از «کولبران» در کردستان، و روز نه به جمهوری اسلامی ست. ارسال نظر |
|
10 ارديبهشت 1391,ساعت 13:40:15 |
|
پزهای پان اسلامیستی و رونمائی تمبر خلیج فارس!
اقبال اقبالی
شبکه مافیائی روحانیت شیعه برهبری خمینی با تصویب قانون اساسی ارتجاعی جمهوری اسلامی، استراتژی را پیش گرفت که محور اصلی آن، تغییر و نابودی ارزش های نیک جامعه ما و تحمیل ضد ارزش های قرون وسطائی اسلامی بود. اصل نخست قانون اساسی با اعتقاد و ایمان به دین، سنت و فرهنگ اعراب 1400 سال پیش آغاز می شود و در اصل دوم از مردم سلب قدرت کرده و حاکمیت را به الله اختصاص داده، که نمایندگانش در این جهان،شبکه فسیلی مافیائی ملاها ست.
تغییر ارزش های فرهنگی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در کشور نمی توانست جدا از سرکوب ارزش های غیر اسلامی متحقق گردد و از همینرو دو خانواده جنبش آزادیخواهانه و دادخواهانه ملی و چپ می بایستی در راه اهداف پان اسلامیستی حاکمیت "ذبح شرعی" می شدند. خانواده جنبش ملی بیشتر از آزادی، حقوق ملی و دستاوردهای تاریخی جامعه ایران دفاع می کرد و خانواده چپ از منظر داد، علیه بیدادگری و ستم گری می جنگید.
تضعیف دو خانواده جنبش چپ و جنبش ملی و حاکمیت سیاه پان اسلامیسم بر کشور، بستر رشد دو ارتجاع دیگر پان عربیسم و پان ترکیسم در دامان جمهوری اسلامی را فراهم کرد.
پان عربیسم زیر پرچم تغییر نام خلیج فارس، تصاحب جزایر ایرانی، اشغال جنوب ایران و تشکیل کشور عربی الاهواز پا بمیدان گذاشت و با شعارهای مقابله با "تغییر ترکیب جمعیتی" و مقابله با "عرب ستیزی" در ائتلاف ارتجاعی با پان ترک ها قرار گرفته اند و تنها به اعتبار حمایت های کشورهای همجوار، قومپرستان را هم بعنوان "مزه" زیر چتر خود کشیده اند.
واقعیت اینست که دسترسی به آزادی، دمکراسی و لائیسیته در جامعه ایران، با سه مانع پان اسلامیسم، پان عربیسم و پان ترکیسم مواجه ست که هر سه از موضع باج خواهی و اشغالگری به ایران، چشم دوخته اند.
پان اسلامیسم در حوزه های ایدئولوژی، سیاست، فرهنگ و اخلاق با شکست مفتضحانه مواجه شده است و با وچود اینکه از همه ظرفیت هایش استفاده کرده است، نتیجه اش تعفن کنونی و بوی مشمئزکننده جنازه ایست که روی دست نیروی نظامی و فرش دلارهای نفتی قرار دارد.
روزنامه های امروز ایران (10 اردیبهشت 1391) با تیتر درشت تمبر خلیج فارس رونمائی شد جلب نظر می کنند و خبر از دومین جشنواره خلیج فارس می دهند.
کسانی این اخبار را درج کرده و چنین جشن هائی را برگزار می کنند که خود با سرکوب خونین خانواده جنبش ملی و جنبش چپ (سرکوب آئینی، سیاسی، فرهنگی و فیزیکی)، زمینه های رشد ارتجاع پان عربیسم و پان ترکیسم را در داخل و خارج از ایران فراهم کرده اند.
کشور و جامعه را به پرتگاه سقوط نزدیک کرده و ایران را به چنان ذلتی کشانده اند که شیوخ عرب هم بخود اجازه می دهند تا مالکیت جزایر ایرانی را زیر سوال ببرند.
پزهای دفاع از ایران و ایرانیت توسط رژیم قرون وسطائی اسلامی، تنها مصرف پان اسلامیستی دارد و نظامی که در تضاد با ایران، ایرانیت، آزادی و انسانیت ایجاد شده است نمی تواند دستهای آغشته بخون فرزندان ایران را پشت دفاع از خلیج فارس پنهان کند!
جمهوری اسلامی برهبری شبکه انگلی و مافیائی روحانیت از موضع پان اسلامیسم موجودیت ایران را بخطر انداخته، و تلاطم های بزرگ پیشاروی ایران دهان گشوده اند.
سرنوشت آینده ایرانی آزاد، دمکراتیک، لائیک و سوسیال، در دست ایراندوستان، ازادیخواهان و جنبش های سراسری کارگری، زنان و دانشجویان است که ناچارند پان اسلامیسم حاکم را کنار نهند و پان عربیسم و پان ترکیسم را منزوی و بی خطر کنند! منبع: ایرانگلوبال ارسال نظر |
|
04 ارديبهشت 1391,ساعت 01:38:14 |
دیدار نوری المالكی با جنایتکاران حاکم بر کشور ما!
سفر نوری المالکی به ایران در شرایطی انجام می گیرد که روابط حاکمان بغداد و ترکیه تیره گشته، مسئله آزادی کرد و کردستان در عراق و ترکیه حدت یافته، شیوخ عرب با دلگرمی نیروهای غرب در خلیج فارس، برای جزایر ایرانی دندان تیز کرده اند و بغداد میزبان نشست غرب با پان اسلامیست ها در آینده نزدیک است. مذاکرات پشت درهای بسته انجام گرفته و تنها تعارفات بی ارزش بازتاب بیرونی یافته اند، در حالیکه به نظر می رسد که مسئله تجاوزگری و دخالتگری ترکیه در کردستان، جنگ قدرت در عراق و موضوع کرد و کردستان، از مهمترین مسائل مورد مذاکره بوده است. حملات هوائی و زمینی ترکیه به کردستان می تواند رابطه دو کشور ترکیه و عراق را وخیم تر کند و پان اسلامیست های ایران که زبان مشترک با اردوغان و نوری المالکی دارند می توانند نقش میانجی گری داشته باشند. نوری المالکی نخستوزیر عراق در دیدار با احمدی نژاد گفت: " جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق میتوانند با همکاری یکدیگر در جهت کمک به ایجاد ثبات و امنیت در منطقه تلاش کرده و چالشهای موجود را با تفاهم و در نظر گرفتن احترام به حقوق ملتها برطرف کنند." نوری المالکی بدون اینکه نامی از ترکیه ببرد، همکاری دوجانبه در رابطه با معضل دخالتگری ها و تجاوزات ترکیه را مد نظر قرار داده است. وی دو روز پیش گفته بود که: تركیه به دلیل سیاست های\'رجب طیب\'اردوغان نخست وزیر خود،به یك كشور دشمن در منطقه تبدیل می شود. خبرگزاری فرانسه درگزارشی از بغداد با اعلام این مطلب افزود:دفتر مطبوعاتی نوری المالكی روزجمعه با انتشار بیانیه ای خاطرنشان كرد كه اظهارات اخیر آقای اردوغان بیانگر دخالت آشكار در امور داخلی عراق است. از سوی دیگر مسعود بارزانی و سران العراقیه توافق کرده اند که در صورت واگذاری کرکوک به اقلیم کردستان، رای کُردها را به نفع ایاد علاوی برای به دست گرفتن پست نخست وزیری عراق به دست آورند.
" سران العراقیه اینک تلاش می کنند با واگذاری کرکوک به اقلیم کردستان و سازش بر سر دیگر مناطق مورد مناقشه رای کُردها را به نفع ایاد علاوی برای به دست گرفتن پست نخست وزیری عراق به دست آورند."
آنچه مسلم است اسلامگرایان عراق، پان اسلامیست های ایران و نژادپرستان ترک نمی توانند در درازمدت بر سر راه آزادی کردستان مانع ایجاد کنند؛ سقوط دیکتاتورها به بن علی، مبارک و قذافی محدود نمی شود، بهار این سالها هم فقط عربی نخواهد ماند و بی تردید بهار کردی هم در راه است!
اقبال اقبالی ارسال نظر |
|
29 فروردين 1391,ساعت 17:36:11 |
در مذاکرات 1 +5 ملت ایران نماینده ندارد! مذاکرات استانبول پشت درهای بسته و دور از چشمان نامحرم ملت ایران سپری شد و تنها تصویر نماینده پان اسلامیست های حاکم بر کشور در کنار کاترین اشتون و تعارفات دیپلماتیک خر رنگ کن بازتاب علنی یافت. پرسش اینست که گوهر تنش میان غرب و رژیم اسلامی چیست و آیا کسی هم در مذاکرات منافع ملی ایران را نمایندگی می کرد؟ آیا حضور رهبران جنبش پان اسلامیستی در مذاکرات استانبول بعنوان نمایندگان کشور ما، توهین آشکار به شعور ملت ایران نیست؟ و چرا اپوزیسیون نسبت به مذاکره با کسانی که با خیانت به ایران و ایرانیان و نقض حقوق انسانی شهروندان کشور و جنایت علیه بشریت تعریف می شوند سکوت می کند؟ مگر جمهوری اسلامی صلاحیت نمایندگی منافع ایران در سطح ملی و منطقه ای را دارد که مذاکرات در سکوت اپوزیسیون برگزار می شود. هدف غرب از مذاکره با رژیم اسلامی اینست که دندان های این رژیم هار را بکشد و جنجال آفرینی هایش را بی خطر کند تا اهداف استراتژیک رونق صنایع نظامی، امنیت سرمایه و تامین انرژی را تضمین کند. در زندان بزرگی بنام ایران بزرگترین فجایع بشری رخ داده است که قربانیانش مردم ایران بوده وغرب در سه دهه گذشته چشم ها و گوش ها را بسته بودند و نخواسته اند ببینند و بشنوند که فاشیسم دینی چه جنایتی علیه بشریت مرتکب می شود. غرب زمانی به "اپوزیسیون" روی خوش نشان می دهد که حکومت اسلامی در برابر کشیدن دندان زهرآلودش مقاومت کند. آنگاه ملت ایران و "اپوزیسیون"، پس از سه دهه اسارت در چنگال خونین پان اسلامیست ها، مورد مهر و محبت غرب قرار می گیرند تا نردبان دستیابی به اهداف شان گردند. غرب در مذاکرات هسته ای با پان اسلامیست های حاکم بر ایران، منافع استراتژیک خود را تعقیب می کند و رژیم اسلامی بعنوان پرچمدار پان اسلامیسم، نه از منظر منافع ملت ایران که از منظر اسلام، جکومت اسلامی و پان اسلامیسم در مذاکرات انرژی هسته ای حضور دارد و در این میان این ملت ایران است که در مذاکرات 1 +5 نماینده ای ندارد! رژیمی که 33 سال به سرکوب کارگران، زحمتکشان، زنان و دانشجویان پرداخته، بی وقفه منافع ملت ایران را قربانی اهداف پان اسلامیستی کرده است و در پیله بردگی دینی - فرهنگی جان می دهد، چگونه می تواند منافع کشور و روح سلحشور و آزادمنشانه ایرانیان را نمایندگی کند؟!!! با توجه به شناخت 33 ساله از ظرفیت های رژیم اسلامی و سیاست های ضد مردمی اش، می توان با قاطعیت گفت که نتیجه مذاکرات 1 +5 در استانبول و بغداد، نتیجه ای جز خیانت به منافع ملت ایران بدنبال نخواهد داشت و سیاست های پان اسلامیست ها در تقابل با ارزش های جامعه و منافع کشورمان قرار دارد. پیش از اینکه سران رژیم قرارداد ترکمنچای دیگری را منعقد کنند ویا ایران را به گرداب جنگ دیگری بکشانند، برای نفی برسمیت شناختن رژیم جنایت پیشه اسلامی در جامعه جهانی، همصدا شویم! منبع: ایرانگلوبال ارسال نظر |
|
02 فروردين 1391,ساعت 09:46:19 |
چرا پیامی متفاوت؟ چهارشنبه, مارس 21, 2012
اقبال اقبالی
خامنه ای در پیام آغاز سال نو سخنانی بر زبان راند که با فلسفه موجودیت جمهوری اسلامی در تناقض آشکار قرار دارد. چرا خامنه ای پس از 33 سال بیاد ایران و ایرانی و ملت ایران افتاده است؟ این ملای روضه خوان چه نقشه ای برای سوء استفاده از ملت ایران دارد و کدام اهداف پلید و خائنانه را در سر می پروراند؟ برای پاسخ به این پرسش باید نشان داد که جمهوری اسلامی و خامنه ای در کجا ایستاده اند و ایرانی گرائی سید در خدمت رفع کدام مشکلات و موانع تداوم سلطه سیاسی، دینی و فرهنگی اسلام در ایران قرار می گیرد.
جمهوری اسلامی با بیش از سه دهه تخریب سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، آئینی و فرهنگی جامعه ایران معنا می یابد. از سال 1357 قشر بی فرهنگ حاکم، تصفیه خونین غیر اسلامی ها(ایرانی ها) از تمامی موقعیت های اجتماعی را دردستور کار قرار داده و اهرم های سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی کشور را به فاتحان (سخنگویان و سربازان اسلام) منتقل کرده اند.
نیروی محرکه انقلاب اسلامی، "امت اسلام" و خوشه چینان آن هم نهادهای وابسته به مافیاهای روحانیت شیعه نظیر سپاه، بسیج، حوزه های ضد علمی و مساجد و ... شدند. در تمام دوران استبداد اسلامی، شیره جان ایران و ایرانیان کشیده و در پیکر پان اسلامیسم تزریق شده است و اکنون ایران بی رمق از خونریزی 30 ساله، در گرداب بحران سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیپلماتیک قرار گرفته و سران شکست خورده و آبروباخته رژیم در تقلای نجات اسلام با ابزار ایران وایرانیت اند.
شکست مشی اسلامیزاسیون جامعه ایران علل گوناگون دارد که مهمترین شان؛ 1- بیگانگی روح و اندیشه ذاتا سرکوبگرانه و تبعیض آمیز اسلام سیاسی با زمان ما، و 2- تحول اجتماعی و فرهنگی در پایه حمایتی حکومت (اقشار حاشیه نشین و عقب مانده فرهنگی اجتماعی) است. طیف حامیان رژیم از ابزار (چماق) دین، فرهنگ و سنت های قدیم عرب به شهروند با فرهنگ ایرانی ارتقاء یافته اند.
در واقع "امت اسلامی" به جامعه شهروندی پیوسته و در آن حل شده است. پیامد این تحول بی اعتبار شدن عصر فتواهاست. دوران سازماندهی جنبش های فاشیستی مذهبی در ایران بپایان رسیده است؛ از اینروست که خامنه ای، احمدی نژاد و ... عمامه ها را چرخانده اند و کوشش می کنند زبان شان را تغییر دهند تا با اکثریت جامعه پیوند برقرار کنند و عمل آنها تقیه و یا توریه است كه "شرعا جایز و در شرایطی واجب است".
آنها برای تداوم سلطه اسلام بر ایران و ایرانیان، دست بدامان ملت ایران می شوند و روضه برای ایران و تاریخ و فرهنگ ایران می خوانند تا از هستی این کشور و ملت، درخت پوسیده آرمان هاشان را آبیاری کنند.
پیام دیکتاتور نوروزستیز، فراتر از دیوارهای مساجد و حوزه های ضدعلمی و محافل و سوروساتچیان حکومتی جدی گرفته نمی شود، چراکه شرایط کاملن تغییر کرده است:
- ملت ایران از نظام اسلامی رو برگردانده و چشم به آینده ای مدرن، آزاد، دمکراتیک و سوسیال دوخته است.
-جامعه جهانی به ماهیت انسان ستیزانه فاشیسم دینی پی برده است.
-قدرت های بزرگ دیگر نمی خواهند با مهره پان اسلامیست بازی کنند و هنوز جای نیروئی که بتواند جنبش ملت ایران برای پائین کشیدن جمهوری اسلامی و ساختن فردائی بهتر را نمایندگی کند خالیست! منبع: ایرانگلوبال
ارسال نظر |
|
01 فروردين 1391,ساعت 12:29:59 |
مصاحبه کلاوس کلبر از شبکه دوم تلویزیون دولتی آلمان با احمدی نژاد
سه شنبه, مارس 20, 2012 

کلاوس کلبر یکی از مطرح ترین مجریان برنامه خبر شبکه دوم تلویزیون دولتی آلمان (ZDF) با محمود احمدینژاد به گفتگو نشست. احمدی نژاد به درخواست دو سال پیش برای مصاحبه دیروز پاسخ داد؛ چراکه خیز مافیای ولی فقیه برای پاک کردنش از دایره حکومتگران را مشاهده کرده و می خواهد با همه امکانات بمقابله بپردازد. بنظر می رسد که مافیای "جریان انحرافی" در انتظار سرنوشت مشابه باند "فتنه گران" حکومتی هستند با این تفاوت که "جریان انحرافی" نمی خواهد فاشیسم اسلامی را چون "اصلاح طلبان" بزک کرده رو سفر ملت ایران قرار دهد و براحتی میدان جنگ قدرت و ثروت را ترک کند. "جریان انحرافی" با پیگیری سیاست های پان اسلامیستی و افزدون مزه ملی گرائی و عدالتخواهی بدوی به آن در گفتار، می خواهد مردم را در صحنه داشته باشد تا با نام آنها به جنایات علیه انسانیت در ایران ادامه دهد. مصاحبه با احمدی نزاد در واقع به مصاحبه احمدی نژاد با مجری برنامه خبر شبکه دوم تلویزیون دولتی آلمان تبدیل شد چون وی برای طفره رفتن از پاسخ، پرسش ها در برابر خبرنگار قرار می داد و با استناد تناقضات دیگران موقعیت خود را توجیه می کرد. احمدی نژادی که کشتار میلیونی یهودیان را انکار می کند چگونه می تواند به جنایت حکومت اسلامی علیه بشریت در ایران اعتراف کند؟ کلاوس کلبر کوشش کرد تا وی را متوجه موقعیت حساس جهانی و پارامتر تنگ بودن زمان نماید ولی او با همان فرهنگ و ادبیات شناخته شده حزب اللهی ها به تمسخر قدرت نظامی اسرائیل (با 250 کلاهک هسته ای) و تهدید به تحریم اقتصادی اروپا پرداخت. پیام پایانی کلاوس کلبر در اوج نومیدی و خستگی از شاخه به شاخه پریدن احمدی نژاد این بود که: در این مصاحبه بهتر می فهمم که چرا می گویند که سران ایران زبان دیپلماسی را نمی فهمند! گزارش دویچه وله از مصاحبه با احمدی نژاد بسیار ناقص است و ویدئو آنرا در یوتوپ می توان دید. ***** ارسال نظر |
|
ادامه مطلب...
|
|
29 اسفند 1390,ساعت 23:53:54 |
|
بهاران خجسته باد بهاران خجسته باد ارسال نظر |
|
29 اسفند 1390,ساعت 23:22:56 |
|
ایران در سال پیشارو!
یکشنبه, مارس 18, 2012 - 23:08 اقبال اقبالی
سال پیش نیز چون 33 سال گذشته، در روی همان پاشنه سرکوب، زندان، قتل، جنایت، تبعیض و چپاولگری رژیم اسلامی برهبری مافیاهای روحانیت شیعه چرخید. با این تفاوت که ریزش نیروهای حکومتی و رشد طیف مخالفان نظام، شتاب چشمگیری یافت. خامنه ای سال گذشته را به اشتباه سال جهاد اقتصادی نامید، در حالیکه سال 1390 سال جهاد پاسدار احمدی نژاد بود. او هدفش از گردوخاک جهاد اقتصادی، ماست مالی کردن سرنوشت هفت میلیارد و 500 میلیون دلار پول نقد و 20 تن طلا به ارزش مجموع 18 میلیارد و 500 میلیون دلار در ترکیه و دلداری به شکم های گرسنه ای بود که سرمایه شان به یغما برده می شود تا تروریست های لبنان، غزه و سوریه را فربه تر کند. بحران اقتصادی در سال 1390 عمیق تر و سفره های اکثریت جامعه خالی تر شد. سیاست گوشمالی و حذف رقبا توسط مافیای ولی فقیه ثقل خود را از "فتنه گران" به "جریان انحرافی" انتقال داد و آخرین روزهای سال 1390، رئیس جمهور برگزیده رهبر، ملاخانه را به لجن کشید و نشان داد که آماده درگیری با مافیای رقیب است. احمدی نژاد دائره المعارف جنایات، دزدی ها و فسادهای اخلاقی سران نظام و بویژه بیت رهبری ست.
در جریان مچ گیری های طرفین، احمدی نژاد حیدر مصلحی وزیر اطلاعات را از وزارت برکنار کرد، چراکه وی برای کنترل مکالمات تلفنی مشاورین رئیس جمهور ، در دفتر رحیم مشائی دستگاههای شنود نصب کرده بود.
پایانه سال 1390 مصادف با تشدید درگیری میان دست اندرکاران نظام و تمرکز ولی فقیه روی مافیای "جریان انحرافی" بوده است که سال پیشارو یکی از کانون های اصلی درگیری بالائی ها خواهد شد. تجربه سه دهه گذشته نشان داده است که هرگاه در بالا اختلافی رخ داده، به حذف جریان ضعیف تر منجر گردیده است.
پایانه سال 1390 مقارن با شکست و انزوای کامل سیاست های پان اسلامیستی مافیاهای روحانیت شیعه بوده است که در تنها ماندن جمهوری اسلامی در کنار بشار اسد نمایان شد. خیزش ها در کشورهای عربی علیرغم حضور اسلامگرایان، مرزهای خود را با اسلامگرایان حاکم بر ایران شفافیت بخشیدند و مانع شدند که جامعه جهانی آنها را با جنایتکاران حاکم بر ایران مقایسه کنند.
رژیم اسلامی به اختلافات دینی دامن زده و شکاف عمیقی میان جریانات اسلامی شیعه و سنی ایجاد کرده است. فتواهای شیعه کشی در کشورهای عربی و اسلام زده، پیامد طبیعی سیاست های پان اسلامیستی جمهوری اسلامی می باشد.
ما در شرایطی سال 1391 را اغاز می کنیم که؛
1- بیگانه ستیزی روضه خوان ها و گنده گوئی در رابطه با بستن تنگه هرمز بهانه ای گردید تا کشورهای عربی تا دندان مسلح گردند و خلیج فارس به پایگاه نظامی قدرت های بزرگ تبدیل شود. جمهوری اسلامی ناجی برزگ اقتصاد جنگی و بهترین خوراک تبلیغاتی و روانی رونق بازار اسلحه در کشورهای خاورمیانه شد و تراست های بزرگ سودهای نجومی خود را مدیون حماقت های رژیم های حاکم در منطقه و بویژه جمهوری اسلامی می دانند. اگر کشورهای صنعتی برای عرضه کالاهای مصرفی از هزینه های گزاف تبلیغاتی و دختران مدل استفاده می کنند، برای فروش اسلحه و داغ نگه داشتن بازار صنایع نظامی از ملاها یاری گرفته اند که هر روضه در یک نماز جمعه، پولسازتر از طنازی صدها مدل است.
2-سیاست مسلح شدن پان اسلامیست ها به سلاح هسته ای ، کشور ما را در تقابل با جامعه جهانی و در انزوای کامل قرار داده است.
3-اصل اولویت اسلام و سیاست های پان اسلامیستی بقیمت فقر، فلاکت، بیکاری، رواج تن فروشی، اعتیاد و بردن کشور و جامعه تا لبه پرتگاه سقوط تمام شده است.
4-معضلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی و دیپلماتیک آنچنان تعمیق یافته و ساختاری اند، که جز با ساختارشکنی و در هم کوبیدن کلیت نظام، افقی برای غلبه بر آنها نمایان نمی شود.
5-سیاست جهانی در منطقه، گذر از دیکتاتوری های عریان، و اردوغانی کردن حکومت هاست؛ رژیم های دینی کم دردسر برای کشورهای عقب مانده (اسلام زده) و رژیم های سکولار و لائیک برای کشورهای پیشرفته!
اردوغان ها و موسوی ها برای ما و سکولارها، سوسیال دمکرات ها و سوسیالیست ها برای انها! این سیاست های از طریق تریبونهائی چون بی بی سیف صدای امریکا و ... به ملت ها تزریق می شود، تا دمکراسی لایق جهان سومی ها (دمکراسی دست دوم) صادر گردد و راه عروج گرایشات دینی بی آزار برای غرب، فرش شود. وضعیت ایران تفاوت های کیفی با سایر کشورهای خاورمیانه دارد و فرمول های افغانستان و عراق و لیبی در موردش صدق نمی کنند.
6- درگیری، انشقاق و بحران در هرم قدرت؛ نارضایتی عمومی و رشد اعتراضات و اعتصابات، و فشار بین المللی و احتمال شعله ور شدن جنگ؛ تصویری پر تلاطم از سال 1391 پیشاروی ما ترسیم می کند.
7-موقعیت جنبش های پیشرو اجتماعی دانشجویان، زنان و کارگران در ایران و رشد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه، اعمال اراده دمکراتیک ملی را اجتناب ناپذیر کرده است.
نیاز به اتحاد جنبش های اجتماعی و برآمدن نماد سیاسی که تبلور اراده ملی مردمان کشور باشد به ضرورتی فوری تبدیل شده است. اگر پیشگامان جنبش به این ضرورت پاسخ ندهند و بر سر حق ملت ایران در تعیین سرنوشت خود متشکل و همپیمان نشوند، دیگران اردوغان ها را بما تحمیل خواهند کرد و عمر استبداد و تبعیض و بیدادگری را طولانی تر! منبع: ایرانگلوبال
ارسال نظر |
|
28 اسفند 1390,ساعت 15:08:16 |
شادباش نوروزی کانون نویسندگان ایران
1391 در آستانهی بهار و تقارن آن با سال نو، از حضیضِ کهنگیِ تحمیلیِ سرکوب و سانسور گلسرخی به سوی نوروز و هر چیز نوِ دیگر پرتاب میکنیم، و نوتر از همه، آزادی! ... ای بس که تازیانهی خونین برق و باد ای بس که تازیانهی خونین برق و باد پیچیده دردناک بر گُردهی زمین، ای بس که سیلِ کف به لب آوردهی عبوس جوشیده سهمناک بر این خاکِ سهمگین، زانگونه مرگبار که پنداشتی، دریغ دیگر زمین همیشه تهی مانده از حیات. اما، زمین همیشه همانگونه سختپشت بیرون کشیده تن از زیر هر بلا ، و آغوش باز کرده به لبخندِ آفتاب زرین و پُرسخاوت و سرسبز و دلگشا سرمای امسال، چنانکه انتظار میرفت، بسی استخوانسوزتر از سالهای پیش بود و گاه بهراستی تا حد فسردنِ خون در رگها پیش میرفت. با این همه، زمین نفس میکشد و، باز هم چنانکه انتظار میرود، هُرم گرمای زمین سوزِ جانگزای سرما را واپس میراند و عرق شرم بر پیشانیاش مینشاند. سربرآوردنِ گرمای جانبخش بهار از اعماق زمین، در حالی که همه چیز بر سلطهی بیچونوچرای انجماد و یخبندان گواهی میدهد، حکایتگر غلغله و غوغایی است که هرچند اکنون چندان هویدا نباشد اما پرخروشتر و نیرومندتر از آن است که به سلطهی سرکوبگرِ سرما تن در دهد. در آستانهی بهار و تقارن آن با سال نو، از حضیضِ کهنگیِ تحمیلیِ سرکوب و سانسور گلسرخی به سوی نوروز و هر چیز نوِ دیگر پرتاب میکنیم، و نوتر از همه، آزادی! با آرزوی این نوترین شکفتنها برای همهی مردم، فرارسیدن بهار و سال نو را شادباش میگوییم. کانون نویسندگان ایران ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ ارسال نظر |
|
25 اسفند 1390,ساعت 11:10:44 |
اکبر هنوز در کوما است نوشته منیره برادران
یک سال پیش بود، ۱۱ مارس روز فاجعه فوکوشیما، که اکبر شالگونی بعد از یک عمل مغزی به خواب کوما رفت. او همچنان بی حرکت روی تخت بیمارستان دراز کشیده است.
اگر بیدار بود حتما می آمد فرانکفورت که در افتتاح نمایشگاه "امید نام من است"، شرکت کند. یادگارهای زیبائی که او در زندان برای دخترش شهره و همسرش ثریا درست می کرد، در جعبه های این نمایشگاه جا گرفته اند: سنگ کوچکی که نام دخترش شهره بر آن کنده شده و بر لبه آن دو ماهی یکدیگر را می بوسند؛ آلبوم عکسی "ساخت زندان" که عکسهای دخترش در آن جمع آوری می شده اند. مجاز در زندان، تنها عکس کودکان بود. و یک ماهی ساخته شده از شش هسته خرما، هدیه برای کرامت است، پسر همرزمش، که پائیز سال ۱۳۶۲ اعدام شد. اکبر آن موقع در زیرزمین ۲۰۹ شکنجه می شد.
از شکنجه هایش کم حرف می زد و از دوستان و همبندیانش، به ویژه از آنها که اعدام شده اند، زیاد می گفت. تابستان ۶۷ را دوام آورد و شاهدی ماند بر آن جنایت. چند هفته پس از آزادی اش در اواخر اسفند ۱۳۶۹، از کشور گریخت و در برلین پناهندگی گرفت. وقتی گالیندوپل در زمستان سال ۷۰ به برلین آمده بود تا با بازماندگان جنایت ۶۷ گفتگو کند، اکبر شهادت داد. در دو بازدیدی که گزارشگر ویژه کیسیون حقوق بشر سازمان ملل از زندانهای تهران داشت، اکبر و دیگر زندانیان "سرموضعی" را از او پنهان کرده بودند. گزارشگر از آن کشتار فجیع اطلاع داشت، ولی از ابعاد آن نه. جزئیاتی که اکبر برایش شرح می داد، برای گزارشگر غیرقابل باور بود. و شهین نوائی که حرفها را ترجمه می کرد، حالش دگرگون می شد.
اکبر غیر از فعالیتهای سیاسی، همواره دل نگران زندانیان بود. برای کمک به آنها که در ایران بودند، برای زندانیان جدید و خانواده های اعدام شدگان و آنها که می خواستند از ایران خارج شوند، چقدر دوندگی می کرد.
اکبر شالگونی، نام شناخته شده زندانهای دهه ۶۰، بی هیچ حرکت و عکس العملی روی تخت بیمارستان دراز کشیده است. آیا کاملا با دنیای بیرون قطع رابطه کرده است؟ کسانی را که به دیدنش می روند، نمی بیند؟ نمی شنود؟ پزشکان می گویند: نه. دو ماه پیش که به دیدنش رفته بودم، دستش را گرفتم و از نمایشگاه امید برایش گفتم و از یادگارهای او. رنگش سرخ شد و گلویش به خرخر افتاد. شهره پرستار را صدا کرد. پرستار گفت خلط در گلویش جمع شده و لوله کمکی تنفس را پاک کرد.
آکبر صدای ما را شنید؟ می خواست مثل همیشه با ما سر شوخی را باز کند؟
در نمایشگاه امید با یادگارهایش در زندان، اکبر حضور دارد و در قلب ما نیز. http://monireh-baradaran.blogspot.com/
ارسال نظر |
|
17 اسفند 1390,ساعت 16:17:42 |
8 مارس روز جهانی زن گرامی باد!
ارسال نظر |
|
13 اسفند 1390,ساعت 06:16:57 |
|
بخشنامه وزارت کشور: حق اعلام نتایج انتخابات را ندارید ، خودمان اعلام می کنیم جمهوری اسلامی از همه امکانات تحمیق گرانه، تبلیغاتی و مالی خود برای جلب مردم بپای صندوق های رای بهره گرفت. حضور مردم در انتخابات ملاخانه بسیار کمرنگ بوده و اخبار و فیلم هائی که از محل رای گیری ها رسیده است؛ از محدود بودن شرکت کنندگان به قلیلی از ساندیس خوران و افراد سنین بالا در انتخابات ملاخانه خبر می دهد. تقلب انتخاباتی در نظام اسلامی امری رایج است، برای پیشگیری از رسوائی رای سازی، وزارت کشور به استانداران و فرمانداران اعلام کرده است که: حق اعلام نتایج انتخابات را ندارید ، خودمان اعلام می کنیم.شرکت در انتخابات آنچنان کمرنگ بوده است که دوربین های دولتی خوراکی برای تبلیغات نداشته و به مصاحبه های ساختگی وکلیشه ای، و روضه خوانی های آخوندی بسنده کرده اند. بیانیه وزارت کشور به استانداران و فرمانداران در راستای پیشگیری از بروز تناقض در کار کارگاه رای سازی حکومت می باشد. حضور هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در انتخابات هم سیلی محکم دیگری به اندیشه واهی اصلاحات و اصلاح طلبی در نظام جمهوری اسلامی بود.
***** عصر ایران نوشته است:
بخشنامه وزارت کشور به استانداران و فرمانداران: حق اعلام نتایج انتخابات را ندارید ، خودمان اعلام می کنیم
جانشین ستاد انتخابات استان اردبیل گفت: فرمانداران و روسای حوزه های انتخابیه و ستاد انتخابات استان اردبیل نتایج انتخابات را اعلام نخواهند کرد.
به گزارش خبرنگار مهر ، عبار دست باز دقایقی پیش در گفتگو با خبرنگاران افزود: طی بخشنامه وزارت کشور استانها حق اعلام نتایج آرا را در حوزه های انتخابیه و حتی ستاد انتخابات استانی را ندارند.
وی با بیان اینکه برای اولین بار نتایج انتخابات به صورت متمرکز و کشوری اعلام می شود، تصریح کرد: وزارت کشور اعلام کرده نتایج استانها به این وزارت اعلام و از طریق وزارتخانه به اطلاع مردم رسانده می شود.
گفتنی است در حالی که خبرنگاران رسانه های گروهی خود را برای اعلام نتایج در ساعات اولیه آماده می کردند با شنیدن این خبر در حال ترک اتاق خبرنگاران ستاد انتخابات استان هستند.
با ابلاغ این بخشنامه به نظر می رسد اعلام نتایج انتخابات که معمولا تا صبح روز بعد از انتخابات اعلام می شد این بار بعد از شمارش آرای تمامی حوزه های انتخابیه کشور اعلام شود که با این روند به نظر می رسد اعلام نتایج انتخابات تا عصر روز 13 اسفند طول بکشد. منبع: ایرانگلوبال شنبه, مارس 3, 2012 - 05:59 اقبال اقبالی ارسال نظر |
|
12 اسفند 1390,ساعت 13:58:58 |
|
جمعه که سیلی خواهد خورد؛ جمهوری اسلامی یا ملت ایران؟
اقبال اقبالی
از منظر جناح های غالب و مغلوب رژیم اسلامی، شرکت در انتخابات مجلس؛ مترادف با مبارزه با استکبار و تائید نظام، و تحریم آن نیز نشان همبستگی با جناح مغلوب (رهبران سبز) و بازهم تائید نظام است. پرسش اینست که آیا براستی شعور سیاسی،اجتماعی و فرهنگی ملت ایران هنوز در چارچوب قد و قواره مرتجعین دینی درجا زده است ویا دیری ست که از دل بیش از سه دهه سیطره بربریت و توحش ، نیروئی نو، آزادیخواه، دمکرات، تبعیض ستیز و سکولار قد برافراشته است؟
خامنه ای دیروز در سخنان پیشاانتخاباتی ملاخانه، تضاد ملت ایران با خلافت اسلامی برهبری مافیای روحانیت را آگاهانه سانسور کرد و شرکت در انتخابات و تائید نظام را سیلی بر چهره "استکبار" تفسیر کرد.
او گفت: به لطف الهی، ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تر از سیلی 22 بهمن به چهره استکبار خواهد زد و عزم و اراده مستحکم خود را به رخ دشمن خواهد کشید تا جبهه استکبار بداند که در مقابل این ملت، کاری از پیش نخواهد برد.
خامنه ای تضاد اصلی ملت ایران با دیکتاتوری قرون وسطائی جمهوری اسلامی را لاپوشانی کرده و با گردوخاک بیگانه ستیزی، می خواهد مردم را بپای صندوق های رای و تائید نظام بکشاند..
دو سوی کشاکش موجود در جامعه ایران را نیروی کهنه و نو تشکیل می دهند؛ یکی چشم از عصر جهالت بر نمی دارد و می خواهد جامعه را به قهقرا بکشاند و دیگری چشم به آینده نو، مدرن و آزاد و دمکراتیک دوخته است. جدال بر سر تداوم سلطه سیاسی، آئینی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی اسلامگرایان بر کشور، یا گذر از نظام دینی و پیوستن به جهان آزاد و دمکراتیک، انتقال قدرت بمردم و برسمیت شناختن حق آنها در تعیین سرنوشت شان است.
جناح های غالب و مغلوب حکومتی هرکدام بشیوه خود می خواهند غل و زنجیر بردگی آئینی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر گردن ملت ایران حفظ گردد؛
خامنه ای شرکت در انتخابات را به بیگانه ستزی اسلامگرایان (مبارزه با استکبار) پیوند می زند و جناح مغلوب حکومتی هم کوشش می کند تا بایکوت انتخاباتی (که اساسا بایکوت نظام است) را بحساب جناح مغلوب حکومتی واریز کند و اعلام کرده اند که: "روز ۱۲ اسفند به نشانه همبستگی با رهبران زندانی جنبش سبز، یک روز را همراه خانواده در حبس خانگی بمانند و این بار اعتراض خود را اینگونه به نمایش بگذارند".
از منظر جناح های غالب و مغلوب رژیم اسلامی، شرکت در انتخابات مجلس؛ مترادف با مبارزه با استکبار و تائید نظام، و تحریم آن نیز نشان همبستگی با جناح مغلوب (رهبران سبز) و بازهم تائید نظام است.
پرسش اینست که آیا براستی شعور سیاسی،اجتماعی و فرهنگی ملت ایران هنوز در چارچوب قد و قواره مرتجعین دینی درجا زده است ویا دیری ست که از دل بیش از سه دهه سیطره بربریت و توحش ، نیروئی نو، آزادیخواه، دمکرات، تبعیض ستیز و سکولار قد برافراشته است؟
واقعیت اینست که سیاست شرکت در انتخابات، رای به ارتجاع و دیکتاتوری در ایران است و تحریم آن هم بخودی خود مترادف با خاتمه دادن به جباریت دینی در ایران نیست. برای اینکه بازیچه دست شبکه مافیائی روحانیت نشویم؛
جنبش ملی را در برابر جنبش ارتجاعی پان اسلامیستی، جدائی کامل دین از حکومت (لائیسیته) را در برابر سلطه دینی - فرهنگی عربی پان اسلامیستها، و اصول جمهوری آزاد، دمکرات، لائیک و سوسیال را در برابر نظام تبعیض بنیاد دینی قرار دهیم.
در خاتمه کلام؛
انتخابات، این واژه شریف هم در فرهنگ سردمداران حکومت اسلامی به فحشاء کشیده شده و بایستی از زیر آوار تحریفات رها گردد. حق کاندید شدن و انتخاب کردن بی قید و شرط و مبارزه انتخاباتی در فضائی آزاد و دمکراتیک ازان شهروندان برابر حقوق کشور است. برای رسیدن به این هدف بایستی انتخابات را از مدار مدافعان نظام، و از انحصار مفعولین دینی خارج کرد و امکان شکوفائی جامعه شهروندی و ایران و ایرانیت را فراهم ساخت. آنروز دیر نیست! منبع: ایرانگلوبال جمعه ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ - 2 مارس 2012 ارسال نظر |
|
09 اسفند 1390,ساعت 05:44:38 |
گامی فراتر از تحریم! وقتی نخستین بار سپاهیان اسلام بخانه مان هجوم بردند، تنها کتاب ها و شناسنامه ای از من بدستشان افتاد. شناسنامه ای که یک مهر درآن نقش بسته بود؛ نه به حمهوری اسلامی! بیش از سه دهه از آن سالها می گذرد و انتخابات کذائی برای تائید و رای به نظام همچنان ادامه دارد.
حکومت در سه دهه گذشته از همه توان خود برای تحمیق، ترغیب و تهدید مردم بهره گرفت و طیف آشتی ناپذیران با فاشیسم اسلامی هم بی وقفه برای ارتقاء آگاهی سیاسی اجتماعی ملت و رهائی آنها از زیر بار دیکتاتوری جنگیدند.
ملت ایران بتدریج راه خود را از رژیم اسلامی جدا کرده و نظام، آبروباخته تر از همیشه، در انزوای بیسابقه تاریخی قرار گرفت. پایه حمایتی رژیم در میان اقشار عقب مانده فرهنگی – اجتماعی نسبتا محو گشته و بقای آن، مشروط به قدرت سرنیزه ارگانها و نهادهای سرکوب شده است.
جمهوری اسلامی از رژیم متکی بر جنبش ارتجاعی – فاشیستی توده ای پان اسلامیستی به دیکتاتوری عریان دینداران استحاله یافته است و این دگردیسی نتیجه بن بست های ساختاری در نظام عقیدتی - سیاسی رژیم می باشد.
بن بست اسلامیزاسیون جامعه و شکست استراتژی تحمیل حکومت اسلامی به ایرانیان، زمینه های بحران حکومتی و اوج گیری جنگ میان بالائی ها را فراهم کرد. انتخابات بمثابه مرجعی برای تقسیم قدرت و ثروت شبکه مافیائی روحانیت شیعه، همواره مورد توجه بوده است تا اینکه شبکه های روحانیت به منفورترین جماعت در جامعه سقوط کردند و پایه حمایتی خود را حتی در میان عقب مانده ترین اقشار فرهنگی از دست داده اند و نتیجتا انتخابات کارائی خود را بعنوان مرجع از دست داد و پشتوانه نظامی و مالی مرجع تقسیم قدرت و ثروت گردید.
در پی گسترش جنگ قدرت و ثروت در هرم نظام، بخش های ضعیف و مرعوب حکومت، به مردم پناهنده شدند تا با عاریه گرفتن از سنت های مبارزات مردمی و همسوئی با جنبش، پوزه رقیب را بخاک بمالند. تضادهای بالائی بر سر تسخیر دولت کانونی شد و بستر رویدادهای 1388 را فراهم ساخت.
جناح غالب حکومت اسلامی که انحصار شاهرگ های قدرت و ثروت جامعه را در دست گرفته است، علاقه ای به انتخابات ندارد و هر انتخاباتی می تواند به تعمیق تضادها در شبکه مافیائی روحانیت منجر گردد و برای موجودیت نظام مخاطره انگیز است.
انتخابات آزاد و دمکراتیک در چارچوب نظام اسلامی ناممکن است, چراکه انتخابات تحت تاثیر مستقیم درک اسلام از انسان و آزادی قرار دارد. آزادی در اسلام دامنه اش به مسلمانان محدود میگردد و نه "گبران" و "مجوسان" و "کافران" و در یک کلام دگر اندیشان!
انتخابات کنونی مجلس از ویژگی خاصی برخوردار است و آن اینست که دامنه حذف و محرومیت از مخالفین سنتی رژیم فراتر رفته و خودی های نظام را هم در بر گرفته است. بطوریکه در ایندوره از انتخابات، مدافعان فاشیسم اسلامی و بنیانگزاران نظام هم از امکان شرکت محروم شده اند.
نه به انتخابات و عدم شرکت در انتخابات اقدامی لازم، ولی ناکافی ست. طیفی از اپوزیسیون بیش از سه دهه جمهوری اسلامی را بایکوت کرده اند و بایکوت بخودی خود راه بجائی نمی برد. اکنون که جبهه ای چنین گسترده انتخابات کذائی رژیم اسلامی را تحریم نموده و پتانسیل عظیمی در برابر ولی فقیه و نهادهای سرکوبگرش صف آرائی کرده اند؛ چرا تنها به تحریم بسنده کنیم؟
زمان آن فرا رسیده است که انتخابات را از انحصار و از چارجوب مدافعان جمهوری اسلامی برهبری روحانیت شیعه نجات داده و زمینه های واقعی اعمال اراده ملت ایران را فراهم سازیم و حق ملت ایران در تعیین سرنوشتش را به رژیم اسلامی تحمیل کنیم.
گامی فراتر از تحریم برداریم؛ بر پشت بام ها فریاد نه به انتخابات و نه به دیکتاتوری سر دهیم، رای دهندگان را شناسائی کنیم، از هر امکان برای فلج کردن حاکمان بهره گیریم، بایکوت را فراگیر کنیم و در یک کلام؛ نه به انتخابات را با نه به کلیت نظام پیوند زنیم تا روزی این وطن، وطن شود و بقول لنگستن هیوز:
...بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود ــ سرزمینی که هنوز آنچه میبایست بشود نشده است و باید بشود! ــ سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد. سرزمینی که از آن ِ من است. ــ از آن ِ بینوایان، سرخپوستان، سیاهان، من، که این وطن را وطن کردند، که خون و عرق جبینشان، درد و ایمانشان، در ریختهگریهای دستهاشان، و در زیر باران خیشهاشان بار دیگر باید رویای پُرتوان ما را بازگرداند.
آری، هر ناسزایی را که به دل دارید نثار من کنید پولاد ِ آزادی زنگار ندارد
اقبال اقبالی
http://iranglobal.info/v2/node/3275 ارسال نظر |
|
09 اسفند 1390,ساعت 02:36:55 |
نه قانون اساسی مشروطه دمکراتیک بود، نه پادشاهان پهلوی ادعای دمکراسی داشتند الاهه بقراط
قانون اساسی مشروطه به مثابه دستاورد انقلاب مشروطه یک گام بزرگ در محدود کردن اختیارات پادشاهان قاجار و دستگاه قدرت مذهبی و تلاش برای تحقق حاکمیت مردم بود. این جنبه نظری قضیه است وگرنه شرایطی که جامعه عقب افتاده ایران در آن بسر میبرد از اعمال حق حاکمیت مردم بسی دور بود.
قانون اساسی که در سال 1285 خورشیدی پنج روز پیش از مرگ مظفرالدین شاه به امضای وی رسید عمدتا به همین حق حاکمیت و اختیارات مجلس شورای ملی مربوط میشد. ولی هنگامی که شور انقلابی مشروطه فرو نشست، دستگاه قدرت مذهبی درون دربار فاسد قاجار که محمدعلی شاهِ به شدت خرافی و مخالف مشروطه بر مسند آن تکیه زده بود، به تجدید قوا پرداخت تا یک سال بعد هم قدرت دربار و هم موقعیت خود را که به شدت در خطر قرار گرفته بود، تحکیم کند. نتیجه از نظر سیاسی، قتل شماری از مشروطه خواهان و به توپ بستن مجلس به دستور محمدعلی شاه و برقراری دوره «استبداد صغیر» در کشور بود، و از نظر حقوقی تصویب «متمم قانون اساسی» که یکسر قلم بطلان بر آرمانهای آزادیخواهانه و تجددگرایانه انقلاب مشروطه میکشید.
تیر خلاص به مشروطه
هرچه در قانون اساسی مشروطه بر نقش مردم و نمایندگان آنها تأکید شده بود، در متمم قانون اساسی اصول متعددی برای تحیکم نقش مذهب و روحانیت شیعه به تصویب رسید تا تمامی آزادیهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را که میشد از مفاد قانون اساسی استخراج کرد، با اگر و مگرهای شرعی و اصطلاح «مضره به دین مبین» محدود کند. پادشاهان پهلوی نیز به حفظ و پاسداری از این قانون اساسی سوگند یاد کردند که نشانی از روح آزادی و دموکراسی در آن وجود نداشت. متمم قانون اساسی، تیر خلاص قانونی روحانیت و دربار خرافی قاجار به انقلاب مشروطه و حق حاکمیت مردم بود که میتوانست با 51 اصل اولیه که به امضای مظفرالدین شاه رسیده بود جان بگیرد.
ملایان در همان کلیات، میخ حق و اختیارات ویژه روحانیت شیعه را چنان محکم میکوبند که هر آنچه پس از آن با ظاهر حقوق مردم و حق حاکمیت ملی میآید، پیشاپیش از محتوا تهی است و زینتی است که بر این میخ آویخته شده است: ارسال نظر |
|
ادامه مطلب...
|
|
02 اسفند 1390,ساعت 00:50:08 |
|
سه شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۰ - 21 فوریه 2012 تقدم و تاًخر وظایف پیشاروی جنبش آزادی و دمکراسی در ایران
اقبال اقبالی
طیفی وسیع، نامنسجم و پراکنده در آرزوی تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران لحظه شماری می کنند و در محافل دوستی، خویشاوندی،فرقه ای و قبیله ای و ... به تلاش های معطوف بدورن دلمشغول اند. در ایران پس از انقلاب بهمن، تنها احزاب بومی کردستان توانستند با جنبش اعتراضی در مناطق کردنشین پیوند برقرار کنند و از جریانات ایدئولوژیک به نیروی سیاسی با پشتوانه توده ای ارتقاء یابند.
جریانات خانواده های جنبش کارگری، جنبش ملی و نیز قومپرستان و شاهپرستان، عملن فاقد ارتباط و پیوند اجتماعی با نیروهائی هستند که سنگ شان را به سینه می زنند. بخشی از آنها بدلیل همسوئی شان با اهداف سلطه جویان جهانی و فزون طلبی همسایگان، تریبون هائی در خارج از کشور دارند که صدای طبل های تو خالی را بازتاب می دهند.
امروز سر سخن من با کسانی ست که تفاوت های نیروهای همراه، با باندها و دسته جات مانع را نمی شناسند و نمی توانند مرزهای وظایف عمده از وظایف غیر عمده را تشخیص داده و با تمرکز بر سر اساسی ترین مطالبات امروز جنبش، مرکز ثقل نیرو را در ایجاد بستر تکوین اراده دمکراتیک ملی در برابر اراده بوروکراتیک ارتجاعی قرار دهند.
بی توجهی به الویت بندی مطالبات جنبش معلول شیفتگی های دینی، قومی، نژادی و ایدئولوژیک ویا گیج سری و عدم بلوغ سیاسی است. وقتی جمهوری اسلامی مانع اصلی هر تحول آزادیخواهانه و دمکراتیک در کشور است، ایجاد همپیمانی ملی برای برچیدن این مانع، نخستین وظیفه مشترک اپوزیسیون آزادیخواه و دمکرات است.
نیروهائی که از این مهم رو برمی گردانند، برای توجیه فرار از زیر پرچم مبارزه مشخص، مطالبات خاص را تا حد عام ارتقاء داده و علائق و سلائق اقشار اجتماعی را پیش شرط گام مشترک قرار می دهند. در واقع شرکت در جنبش همگانی برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی را مشروط به تحمیل اراده محفل، گروه و دسته جات بی ربط با مردم و منافع شان، بر جنبش همگانی می نمایند.
برای ایجاد اراده دمکراتیک و ملی در جامعه، بایستی تفاوت های نیروهای همراه و مانع را شناخت و کوشش کرد تا با اقناع گری نیروهای مانع را به همراهی سوق دهیم و این اصل تفهیم گردد که تنها در یک جامعه آزاد، دمکراتیک، لائیک ، اقشار و طبقات فرهنگی، دینی، قومی، نژادی و طبقاتی می توانند مطالبات بر حق شان را متحقق کنند. مبارزه پراکنده ما تنها عمر استبداد را طولانی تر خواهد کرد و نیروهای اپوزیسیون را به تحلیل خواهد برد.
جنبش آزادیخواهانه همگانی برای برچیدن جمهوری اسلامی، با مبارزه برای برقراری جمهوری آزاد، دمکرات، لائیک و سوسیال معنا می یابد. از آنجاکه مسئله نیروهای آزادیخواه و دمکرات انتقال قدرت به ملت است، نتایج انتخابات کاملن آزاد و دمکراتیک را مرجع قرار می دهند و بدیهی ست که شعور سیاسی جامعه ایستا نبوده و با نهادینه سازی آزادی و دمکراسی در جامعه، همواره راه اقناع توده ها برای احزاب سیاسی باز است.
نیروهای مانع، ظرفیت استفاده از نرم های دمکراتیک برای پیشبرد اهداف خود را ندارند و با یارگیری از اقشار عقب مانده جامعه و کمک های خارجی می کوشند تا اهداف خود را به ملت ایران تحمیل کنند. پادزهر این تاکتیک، نهادینه سازی مکانیزم دمکراسی در جامعه و انتقال قدرت در همه حوزه ها به مردم، از نهادهای محلی تا شهری، استانی و کشوری ست.
اگر کوشندگان جنبش های کارگری، زنان و جوانان با دور زدن ارتجاع دینی، سلطنتی و قومی، برای ایران آزاد، سوسیال و دمکراتیک وارد میدان نشوند، جنبش های کور وعقب مانده (پان اسلامیسم،پان عربیسم و پان ترکیسم)، کشور را بسوی جنگ های بی پایان سوق خواهند داد؛ جنگ هائی که هیچکس از آتش آن در امان نخواهد ماند!
تفکیک تقدم و تاخر وظایف پیشاروی جنبش، نخستین گام برای غلبه بر پراکندگی فاجعه بار اپوزیسیون و نیز ایجاد همپیمانی ملی برای اقدام با گام های بلند است. بایستی سرها را از زیر برف بیرون آورد، ایران و جامعه را بعنوان یک کل دریافت و مبارزه برای رهائی را از زبان کشور و ملتی واحد، و برای خوشبختی و سربلندی همه شهروندانش فریاد زد.
ارسال نظر |
|
02 اسفند 1390,ساعت 00:47:34 |
|
تجمع اعتراضآميز کارگران كارخانه پارسیلون خرم آباد
سه شنبه, فوریه 21, 2012 - 00:00
اخبار اعتصابات، تعطیلی و ورشکستگی کارخانه ها رو بافزایش است. کارگزاران حاکمیت ضد مردمی جمهوری اسلامی خبر از تعطیلی بیش از ۶۰ واحد تولیدی در چند سال اخیر در این استان بوشهر داده و اعلام کرده اند که ۸ واحد بزرگ تعطیل و نیمه تعطیل در بوشهر وجود دارد. کارگران تولید نخ پارسیلون خرم آباد 12 ماه با خانواده هایشان بدون دریافت حقوق دوام آورده اند و بالاخره چاره را دراعتراض جمعی یافتند. شبکه مافیائی روحانیت شیعه پس از کسب قدرت سیاسی، بخاطر نوع زندگی انگلی و بیگانگی شان با کار و تولید، اقتصاد نفتی دلالی را پیشه نموده و ضربات مهلکی بر صنعت و اقتصاد وارد کرده اند که نتیجه ش ورشکستگی، بیکاری و بحران عمومی قریب الوقوع می باشد. صدای ترک های شکستن سامانه صنعتی - اقتصادی کشور و فریادهای کارگران برای کار، نان و آزادی در تجمعات و اعتراضات (هرجند پراکنده و نامنسجم) شنیده می شود. رژیم اسلامی نه فقط کارگران، که اکثریت مطلق جامعه را در گرسنگی، بیکاری و فلاکت غرق کرده است و همچنان بیگانه و بی تفاوت نسبت به سرنوشت ملت ایران، بر طبل پان اسلامیسم می کوبد و آخورهای همکیشانش را در لبنان و فلسطین و ترکیه و ... پر می کند. طبقه کارگر ایران در آستانه خودیابی و ایجاد تشکل های سراسری قرار دارد و بسیاری از رهبران عملی شان به همین جرم به بند کشیده شده اند. تجمع ها و اعتصابات کارگری امروز، دست گرمی برای مبارزات فردای جنش کارگری ست. بنظر میرسد که در شرایط گشایش فضای سیاسی، زمینه های عینی و ذهنی قدرتمندی برای تبدیل شدن این طبقه به نیروی تعیین کننده در جنبش های اجتماعی وجود دارد. *****
ایلنای حکومتی خبر داده است که:
ایلنا: بیش از 150 کارگر كارخانه پارسیلون خرم آباد، بزرگترین تولید کننده نخ آسیا در اعتراض به دریافت مطالبات قانونی شان امروز صبح در مقابل درب ورودي کارخانه تجمع کردند.
به گزارش ايلنا رئیس کانون هماهنگی شورای اسلامی کار لرستان با اعلام اين كه کارخانه پارسيلون به جهت انباشت بدهیها تعطیل شده است، اعلام كرد: این کارخانه دارای 250 کارگر رسمی و 260 کارگر قرار دادی است که همگی بیکار شدهاند.
محمد موسیوند با انتقاد از عملکرد اداره کل نساجیهای کشور به جهت عدم پیگیری در خصوص وضعیت بحرانی این واحد تولیدی عنوان کرد:20 میلیارد تومان تسهیلات برای احیاء کارخانه پارسیلون اختصاص یافته است که اداره کل نساجیهای کشور با عنوان اینکه تولید نخ منسوخ شده است از پرداخت این مبلغ ممانعت می کند.
او در ادامه با این عنوان که کمبود مواد اولیه و نقدینگی مشکل اساسی این واحد تولیدی است، خاطر نشان کرد: این کارخانه اگر بطور کامل احیاء شود گنجایش اشتغال 2500 کارگر را دارا میباشد.
اين فعال كارگري استان لرستان افزود: بیش از 12 ماه است که کارگران تولید نخ پارسیلون حقوق دریافت نکردهاند و همچنین عیدی و سایر مزایای قانونی آنان نیز پرداخت نشده است.
موسیوند با تاکید بر اینکه وضعیت اشتغال استان لرستان مطلوب نیست افزود: از لحاظ بیکاری استان لرستان رتبه آخر اشتغال کشور را کسب کرده است.
او در خاتمه خواستار شد: با 15 میلیارد کمک و سرمایه گذاری در کارخانه پارسیلون که بزرگترین کارخانه تولید کننده نخ آسیاست مشکل کارخانه و کارگران حل خواهد شد. 1390/12/1 - منبع: ایرانگلوبال انتشار از: اقبال اقبالی ارسال نظر |
|
|
27 بهمن 1390,ساعت 11:09:12 |
|
خودسوزی یک کارگر در محوطه کارخانه
پنجشنبه, فوریه 16, 2012 - 06:36
به گزارش آفتاب؛ مصطفی عليزاده، كارگر قسمت رنگ گروه بهمن (مزدا) بعد از ظهر دیروز (25 بهمن) در محوطه كارخانه دست به خودكشی زد و جان باخت. مصطفی علیزاده با با شنیدن خبر نامش در لیست اخراجی ها، راه خاتمه دادن به زندگی در فقر و فلاکت را برگزید. نیروی جبهه کار و زحمت ایران را میلیونها تن از مصطفی علیزاده تشکیل می دهند که قربانیان نظام قرون وسطائی جمهوری اسلامی هستند و هر روز در آتش جهنمی که رژیم اسلامی برای ملت ایران ساخته است می سوزند. راه رهائی از ستم طبقاتی، فقر، فلاکت، بیکاری و عذاب روزانه؛ نه عقب نشینی، تسلیم و خودکشی، بلکه از میان برداشتن مسبب اصلی آن، رژیم جمهوری اسلامی می باشد. تا زمانی که طبقه کارگر متحد کشور در کنار زنان و دانشجویان متشکل، قدرتی دمکراتیک و سوسیال در برابر ارتجاع اسلامی ایجاد نکنند و به جباریت کنونی خاتمه ندهند، مصطفی علیزاده های ملت، در آتش فقر و تبعیض و بیدادگری اسلامگرایان حاکم بر کشور خواهند سوخت.
آفتاب: مصطفی عليزاده، كارگر قسمت رنگ گروه بهمن (مزدا) بعد از ظهر دیروز در محوطه كارخانه دست به خودكشی زد و جان باخت. يكی از كارگران اين كارخانه در تماس با خبرنگار ايلنا با اعلام اين خبر مدعی شد: به نظر میرسد دليل خودكشی مصطفی عليزاده قرارداشتن نام او به همراه تعداد ديگری از كارگران در ليست اخراج پايان سال بوده است.
تریبون ایران ارسال نظر |
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پايان >>
|
| صفحه 1 - 22 از 2858 |