<
spacer
تریبون ایران، تریبونی مستقل، فراحزبی، فرادینی، فراقومی و فرانژادی است.
 
تریبون ایران، تریبون پیکار سیاسی برای جمهوری ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون پشتیبانان جمهوری، لائیسیته و دمکراسی در ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون پایبند به آزادی های سیاسی، دمکراسی فزاینده و جامعه سوسیال است.
 
تریبون ایران، تریبون افشای استبداد دینی، استبداد سلطنتی، ستم طبقاتی، قوم گرایی و نژادپرستی در ایران است.
 
تریبون ایران، تریبون خبری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروند ایرانی است.
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجو

نظرات ما

روزهای سرنوشت ساز ایران - تسلیم یا پیشروی!

روزهای سرنوشت ساز ایران

تسلیم یا پیشروی!

جنبش میلیونی اعتراض به تقلب انتخاباتی با شعار انحلال انتخابات به خیابان ها آمدند و مقابل گلوله، چماق و شکنجه دولت ولی فقیه ایستادند. سرکوب وحشیانه ارگان های فاشیسم اسلامی و ندانم کاری موسوی و کروبی مردم را به زیر تیغ اوباشان بسیج، سپاه ، نیروی قدس و ... فرستاد و در شرایطی که توازن قوا می توانست با دعوت به اعتصاب عمومی تغییر کند ؛ آنها از  سیاست پیشروی خودداری کرده و خود به خانه ها بازگشته و مردم زیر حملات وحشیانه آدمکشان ولی فقیه تنها گذاشته شدند.

زمانی که مردم در خیابان ها قلع و قمع می شدند، میبایستی آنها که مردم را بخیابان ها فراخواندند، در کنارشان و دوش بدوش آنها با ازاذل و اوباش ولی فقیه می جنگیدند و یا حداقل برای پشتیبانی از جنگهای نابرابر خیابانی در تهران ، مردم  را به اعتصاب همگانی و ارتش و پلیس را به یاری مردم دعوت می کردند.

کشور ما لحظات سرنوشت سازی را از سر می گذراند. هنوز تا فرصتی باقی ست، بجای نامه نگاری، چانه زنی پشت درهای بسته و تنها گذاشتن مردم بی دفاع در مقابل دسته جات فاشیستی حاکم؛ می توان به سازماندهی و گردآوری نیرو در خیابان پرداخت.

برای به عقب نشاندن ولایت فقیه  و پیشگیری از کشتار بیشتر مردم در خیابان ها و زندان ها، تنها دو راه  در برابر موسوی - کروبی قرار دارد، تسلیم ویا حرکت به پیش!

 عقب نشینی موسوی – کروبی از مطالبه انحلال انتخابات فرمایشی، حکم مرگ سیاسی آنها را دارد و اگر بخواهند با مطالبات مردم همسو بمانند و توازن قوای کنونی را به نفع جنبش مردم تغییر دهند، بایستی در موضع تهاجمی قرار گیرند و بدون از دست دادن فرصت با؛

 1- اعلام غیرقانونی بودن دولت احمدی نژاد

2- فراخوان  به اعتصاب عمومی

3- فراخوان به ارتش، پلیس و ... برای ایستادن در کنار ملت،

مردم را به مبارزه و پیشروی دعوت کنند.

                                                               تریبون ایران  

 

 
به دفاع از جان زندانیان سیاسی برخیزیم!
 

   به دفاع از جان زندانیان سیاسی برخیزیم!

 

فرزندان دلاور ایران در جنگ های نابرابر خیابانی به اسارت عرب مسلکان در آمده و در شکنجه گاههای رژیم تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند.

برای نجات جان آنها از هر امکان ممکن بهره گیریم!

ما می توانیم با ارسال نامه به سازمان ملل، یاری طلبیدن از نهادهای مدافع حقوق بشر و تقاضا از کشورهای موثر جهان برای وادار ساختن فاشیست های حاکم به آزاد سازی زندانیان سیاسی کشور را در اولویت نخست فعالیت خود در خارج از کشور قرار دهیم.

                                 پیروز باد پیکار قهرمانانه فرزندان ملت ایران در راه آزادی و دمکراسی!

                                              ننگ بر رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی!

                                          تریبون ایران

 
مقاومت علیه فاشیسم را سازمان دهیم!

روزهای سرنوشت ساز ایران

مقاومت علیه فاشیسم را سازمان دهیم!

 

28 سال پیش، زمانی که سال 1360 فرا رسید، خمینی جلاد و چکمه لیسانی نظیر رفسنجانی، خامنه ای و ... فتوای قتل عام مبارزین آزادیخواه و دگراندیشان را صادر کردند. حزب الله و مردم ناآگاهی که لشکر خمینی را تشکیل می دادند به شکار و قتل عام دگر اندیشان و آزادیخواهان می پرداختند و برای استقرار حکومت اسلامی، دستان  فاشیسم اسلامی تا مفرق به خون دهها هزار ایرانی آزادیخواه ویا دگراندیش آغشته شد و

 " گورستانی چندان بی مرز شیار کردند

                                که بازماندگان را هنوز از چشم

                                                                        خونابه روان است."

آن روزهای سیاه آوارگی، آن دوران مقاومت های حماسی در خیابان، زندان، شکنجه گاهها و در برابر جوخه های اعدام حکومت؛  پس از 28 سال بار دگر تکرار می شوند. دوباره نسلی جدید پا به عرصه مبارزه می گذارد که از آگاهی سیاسی- اجتماعی و فرهنگ غنی تری برخوردار بوده و با شجاعتی چون پیشینیانشان قدم در راه مبارزه با فاشیسم اسلامی گذاشته اند.

زمانی که قتل عام و کشتار فعالین سیاسی و دگراندیشان آغاز شد، بخشی از نیروهای جنبش بر اساس تحلیل از ماهیت فاشیستی حکومت به این نتیجه رسیدند که بایستی جبهه ضد فاشیستی علیه حکومت سازمان داده شود. 

ارزیابی عمیق شهید علیرضا شکوهی دبیر اول سازمان راه کارگر از ماهیت رژیم و سیاست ایجاد جبهه ضد فاشیستی، صدائی بود که در دوران تب داغ فرقه گرائی و آرمانگرائی کودکانه طنین نینداخت و از آنجا که نتایج سیاسی این نظریه، ایجاد بلوک ائتلاف وسیع بود، به مذاق مدافعان تز سوسیالیسم از همین فردا و مبارزه مشروط به اتوریته پرولتاریا، سازگار نبود و به تاریکخانه اسناد فرستاده شدند. 

پس از 28 سال دوباره این نظریه در شرایطی نوین و با مختصاتی دگر سربلند می کند و حقانیت خود را فریاد می زند.

فاشیسم اسلامی بشکل جنون آمیزی همه مظاهر ایرانیت، تمدن، سرمایه، فرهنگ، اخلاق و ... را مورد تهاجم قرار داده است، بگونه ای که آتش این جنون به دامان همپالگی هاشان هم افتاده است.

فاشیسم اسلامی در روند سه دهه حکومت، پایه اجتماعی و مشروعیت خود را در ایران از دست داده و بر سه جریان؛ 1) بخشی از تکنوکرات ها، 2) سازمان های فاشیستی نظیر بسیج، حزب الله ، سپاه و .. ،  و 3 )  جنبش های اسلامی و سازمان های فاشیستی برون مرزی متکی شده است.

انتخابات 22 خرداد 1388، به نوعی تصفیه تکنوکراتها از قدرت سیاسی و حذف یکی از پایه های حکومت 30 ساله اسلام در ایران است. تکیه گاه حکومت اسلامی از فردای 22 خرداد 1388، تنها سازمان های فاشیستی داخلی و برون مرزی هستند و در روند سرکوب جنبش های آزادیخواهانه ملت ایران، این نیروها نیز بشدت ریزش خواهند کرد.

 در شرایط کنونی رسوائی حکومت اسلامی و در دوران حدت یابی جنون فاشیسم اسلامی، ایجاد جبهه ضد فاشیسی بیش از هر زمان دیگر بعنوان یک ضرورت مطرح می شود.

زمانی که راهپیمائی های غیرمسلحانه مردم سرکوب می شوند و جوانان قلم بدست هدف گلوله های فاشیست های اسلامی قرار می گیرند، زمانی که دسته جات فاشیستی آرامش و امنیت را از یک ملت ربوده اند؛

چه راهی بهتر از ایجاد جبهه ای ضد فاشیستی بوسعت ایران، در همه جا و از همه اقشار جامعه برای از پادرآوردن حکومت اسلامی وجود دارد؟

فاشیسم اسلامی مغول وار و تازی منشانه سرکوب عریان ملت را پیش گرفته است. سازماندهی مقاومت علیه فاشیسم در جبهه های گسترده و نیز تداوم جنگ های خیابانی فرسایشی می تواند توازن قوا را بسود مردم تغییر داده و شرایط را برای گذر از حکومت اسلامی مهیا سازد.

                                                                              اقبال اقبالی 24.09.2009

 
روزهای سرنوشت ساز ایران!

                    بنام ایران، بنام انسان و بنام آزادی

 ملت ایران با اعتراضات میلیونی خود و جانبازی و فداکاری فرزندان دلیرش، به تقلب انتخاباتی و رژیم متقلب "نه" گفته اند و چهره خشن، قرون وسطایی و بربرمنشانه حکومت اسلامی را به جهانیان معرفی کردند.

حکومت زخم دیده از مبارزات ده روز گذشته، به انتقامجویی از دلاوران صف مقدم پیکارهای خیابانی برآمده است و هزاران بار جنایتکارانه تر از تازیان، مغول ها و فاشیست های هیتلری به خانه های مردم در اصفهان، تهران و ... هجوم برده و جوانان را با خود به بیدادگاههای حکومت اسلامی می برند.

موج حمله به خانه ها و دستگیری جوانان در بسیاری از محلات اصفهان ادامه دارد و اگر ملت ایران همه با هم به خیابان ها نیایند با فاجعه ای صدها بار بدتر از دهه 60 روبرو خواهیم شد.

مردم ایران بر علیه دیکتاتوری قیام کردند و برای پیروزی مجبورند از منطق مبارزه در دوران قیام پیروی کنند و با ماندن در خیابان و اعتصابات سیاسی همگانی، دیکتاتوری را از پای درآورند.

                                                  پیروز باد پیکار آزادی خواهانه و ملی – دمکراتیک ملت ایران!

                                                                  زنده باد همبستگی ملی – دمکراتیک مردم ایران!

                                                                                                     زنده باد آزادی!              

                                                                            تریبون ایران  23.06.2009 

 
روزهای سرنوشت ساز ایران!

 

روزهای سرنوشت ساز ایران!

 

جنبش حق رای کنونی که برای دخالتگری در سرنوشت کشور و جامعه، و در دایره نمایش انتخاب بد و بدتر آغاز گردید، از سوی دولتممداران و ولی فقیه بشکل فاحشی دستکاری شد تا با بیرون آوردن احمدی نژاد از صندوق های رای، سیطره خامنه ای، سپاه و نهادهای فلشیستی را مشروعیت بخشند.

 تقلب انتخاباتی عملن توهین و اهانت آشکار به شعور و اراده جناح رقیب حکومتی، رای دهندگان و ملت ایران بود که مورد تحمل قرار نگرفت و مجرایی برای بروز اعتراضات و مطالبات سه طیف؛ جناح رقیب حکومتی، اصلاح طلبان خارج از حکومت و مردم مخالف رژیم   گشوده شد.

انتخابات مطالبه محور به جنبش ابطال انتخابات تبدیل شد، جنبشی که  بیش از یک هفته از آن سپری نشده است و از حال و هوای جنبش ابطال انتخابات بتریج دور می شود و به جنبش مطالبه محور تغییر شکل می یابد که این بار جنبشی نه برای اصلاحات در چارچوب حکومت ولایت فقیه، بلکه به جنبشی برای نفی دیکتاتوری و آزادی های اساسی در جامعه سمت گیری می کند.

از فردای آشکار گشتن نتایج انتخابات نمایشی، توده های میلیونی به خیابان ها آمدند تا اعتراضات خود را به تقلب فریاد زنند و ملت ایران با این حرکت تاریخی، سرفصل نوینی در مبارزات سیاسی خود گشوده است.    

بیش از یک هفته از تظاهرات مسالمت جویانه میلیونی و پیکارهای گسترده خونین خیابانی می گذرد و با سرعت شگرفی که مختص دوران

سرنوشت ساز تاریخی اند؛ بشکل محسوسی مطالبات و خواسته های ملت به خیابان آمده روزانه صیقل و تعمیق می یابند.

مردمی که با شرکت ویا بایکوت انتخابات برآن بودند که سیاست های ویرانگرانه و ماجراجویانه ولایت فقیه را مهار کنند، با مانع فاشیسم اسلامی که در هیبت ولایت فقیه و دولت متبوع او تبلور یافته است برخورد کرده و با این واقعیت روبرو شدند که رژیم اسلامی تن به قواعد دمکراتیک مبارزه سیاسی نمی دهد.          

شکست سیاست تاثیرگذاری در سیاست های حکومتی به جنبشی برای سیاست گذاری ارتقاء یافته است و ملت ایران با شعارهای " نه شاه، نه دکتر ؛ مرگ بر دیکتاتور" سمتگیری خود را در مخالفت با استبداد تعیین کرده اند.   

بازیگران اصلی حکومت اسلامی در مقابل سیل ناشی از سد شکسته قرار گرفته اند و سرکوب های هفته گذشته و تهدید مسقیم خامنه ای راه عقب نشینی برای رژیم و مردم باقی نگذاشته است و چشم انداز تشدید پیکارهای خونین خیابانی در برابر ملت ایران قرار گرفته است.

مبارزه ای را که مردم ایران در خیابان ها آغاز کرده اند، اگر با اعتصابات عمومی کارخانجات، ادارات، حمل و نقل، مخابرات و ... تکمیل نشود، فاشیسم اسلامی فرصت تهاجم گسترده ای را خواهد یافت و دست  به انتقامجویی بی سابقه ای خواهد زد.

به نظر می رسد که ملت راه خود را بدرستی انتخاب کرده است و با شعار " نترسید، نترسید ، ما همه با هم هستیم "  به پیشروی ادامه می دهد.

پتانسیل عظیم جامعه جوان در مبارزه برای تغییر، همگرایی و شفافیت یابی شتابنده شعارهای مردم در پیکار علیه دیکتاتوری و پشتیبانی و همسویی جهانی از مبارزات ملت ایران؛ عوامل امیدوارکننده ای هستند که در این روزهای سرنوشت ساز، چشم انداز تغییرات بنیادی در ایران را در برابر ملت ما قرار می دهد!

                                                                                     اقبال اقبالی 20.06.2009

 

 
روزهای سرنوشت ساز ایران!

 

روزهای سرنوشت ساز ایران!

 

روسای دول و مردم آلمان، فرانسه، امریکا و ... نسبت به آنچه در ایران می گذرد واکنش نشان داده و جهانیان چشم به پیکار شجاعانه ملت ایران دوخته اند و در انتظار تعیین تکلیف مردم ایران با حکومت اسلامی و پیوستن آنها به جامعه جهانی و کاروان مدرنیته، تمدن و ترقی سیاسی_ اجتماعی و فرهنگی هستند.

ملت ایران در برابر آزمون تاریخی بزرگی قرار گرفته است که می تواند سرنوشت فرزندانش را برای چند دهه رقم زند.

در شرایط کنونی که شعار انحلال انتخابات همه گیر شده است و جنبشی از پائین برای تحمیل آن به بالایی ها اوج گرفته است، می توان شعار انتخابات آزاد و دمکراتیک ( انتخابات بدون فیلتر شورای نگهبان)، با نظارت نهادهای بین المللی را بمیان کشید و راه را برای انتخاباتی نه فقط برای مدافعان نظام اسلامی فراهم کرد..

بر ما پوشیده نیست که دمکراسی و آزادی در ایران  اسلامی تنها یک سراب است و شعار انتخابات آزاد ( انتخابات بدون فیلتر شورای نگهبان) می تواند معیار قضاوت در باره اعتقاد "اصلاح طلبان حکومتی" نظیر موسوی ها، کروبی ها و ... به حق مردم  برای کاندید شدن باشد. آنها با مردم در حق انتخاب کاندیدا و جستجوی آراء همسو شده اند؛ آیا آنها آماده اند تا از حق و آزادی کاندید شدن شهروندان ایرانی دفاع کنند و با شعار ابطال انتخابات و انتخابات بدون فیلتر، همراه شوند؟

اگر آنها مردم را وسیله ای برای اهداف جناحی خود نمی دانند، ضمن شعار ابطال انتخابات 22 خرداد، از انتخابات آزاد، دمکراتیک و بدون فیلتر شورای نگهبان،  پشتیبانی کنند.

نیروهای موسوم به "اصلاح طلبان" در نتیجه درگیری های جناحی به آغوش بخشی از مردم رانده شده اند و اکنون می خواهند با شعار "اصلاحات" از روی اجساد، پیکرهای خونین مردم بالا رفته  و به قدرت سیاسی چنگ اندازند.

همسویی و همراهی "اصلاح طلبان" با مطالبات ملت ایران تا آنجاست که به منافع و مصلحت درازمدت حکومت اسلامی آسیبی وارد نشود، در حالیکه حکومت اصلاح ناپذیر اسلامی مانع پیشرفت، آزادی و دمکراسی در ایران است و مردم بدرستی شقیقه آنرا هدف قرار داده اند.

بنظر نمی رسد که "اصلاح طلبان" به همسویی و همراهی با ملتی ادامه دهند که شقیقه نظام اسلامی را هدف قرار داده اند!

                                                                اقبال اقبالی

 

 
جایگاه شما کجاست؟

جایگاه شما کجاست؟

اینروزها بحث بر سر کاندید شدن آخوند محمد خاتمی، میرحسین موسوی، قالیباف و کروبی و ... در بین طرفداران و متوهمین به رژیم داغ است.

در 30 سال گذشته همواره نیروهای معتقد به نظام را بواسطه تفاوت هایشان به گروههای و دسته های گوناگون تقسیم کرده اند. این تقسیم بندی موجب ایجاد سوء تفاهم در میان مردم گردیده که گویا جناح های درون حکومت به نیروی خیر و شر تقسیم می شوند و تا آنجا که من بیاد دارم بنیانگزار این تفکر آیت الله کیانوری رهبر حرب توده و مبلغینش حجت الاسلام های اکثریتی بودند. 

در کنکاش 30 ساله گذشته ما نتوانستیم حتی با چشم مسلح ( تلسکوپ) یک عنصر غیر شر در بین حکومتگران پیدا کنیم. نیرویی که با کاروان اسلام در ایران براه افتاد و علیه آزادی و دمکراسی جنگید و خنجر بر قلب ایرانیت فرو کرد، راه و هدف خود را آگاهانه برگزیده بود. آدرس کاروان، مسیر حرکت و هدف آن با صدای رسا اعلام شده بود و همه دست اندر کاران نظام  و حامیانشان تاریخ جنایات و بربریت 30 ساله گذشته را رقم زده اند.

پس از 30 سال تجربه عرب مسلکان، خوشبختانه ملت ایران خود را از منجلاب توهم به حکومت و نظام اسلامی بیرون کشید و در این مرحله از پیشرفت مبارزات خود، بدرستی بود و نبود کل نظام به مسئله روز تبدیل شده است و مردم تفاوتی کیفی میان خاتمی و احمدی نژاد قائل نیستند، چراکه حفظ رژیم و نگاه داشتن خنجر خون آلود عرب مسلکان در قلب ایرانیت، اصلی ترین مسئله آنهاست!

براستی وقتی که قرار است عرب مسلکان بر ایران حکومت کنند چه فرقی دارد که مهره حکومتی، آخوند شنگول باشد یا پاسدار تیر خلاص زن!

مشکل اصلی ما و ملت ایران نه افراد؛ بلکه نظام اسلامی، قانون اساسی ارتجاعی و نهادهای سرکوبگر هستند که بایستی به زباله دان تاریخ فرستاده شوند.

به نظر می رسد که در دور جدید انتخابات، عشوه های خاتمی، وعده های احمدی نژاد و فتوای سید علی کارایی ندارند ؛ چون جامعه ایران شکاف عظیمی برداشته است ؛ 

اکثریت جامعه در تکاپوی گذر از نظام، و اقلیت کوچک دست اندرکار حفظ نظام  اند! 

 جایگاه شما کجاست؟

 

 
خطاب به ایرانیان آزاده و میهندوست!

خطاب به ایرانیان آزاده و میهندوست!

 

پیشنهاد برای "هم پیمانی ملی – دمکراتیک در مبارزه علیه دیکتاتوری"     

 

خشم متراکم ملت ایران در جریان نمایش انتخاباتی حکومت اسلامی سر باز نموده و مردم جان به لب رسیده،  گام درخرداد 60  و 18 تیر دیگری نهاده اند.          

جوانان، زنان و مردان ایران به مضحکه انتخاباتی ولی فقیه نه گفته اند و با شعار مرگ بر دیکتاتور برای رودرروئی با دولت احمدی نژاد به خیابان ها آمده اند.

شورش های مردمی در شرایطی آغاز می شوند که;

- جنبش آزادیخواهانه و دمکراسی طلبانه ملت ایران در پراکندگی بسر می برد و فاقد رهبری مدبر، شجاع و مجرب برای سازماندهی مبارزات توده ای در جنگ شهری برای فلج کردن دستگاههای سرکوب رژیم می باشد.

 - نیروی عظیم آزادیخواه ملی و دمکرات هنوز نتوانسته اند زیر پرچم جمهوری ایران، جمهوری ای دمکراتیک و غیر دینی متشکل شوند. بخش هایی از نیروهای اجتماعی هنوز به جناح هایی از فاشیسم اسلامی متوهم هستند.

- فقدان افق روشن سیاسی برای فردای برکناری حکومت اسلامی، و فقدان اراده و قدرت نیرومند  ملی – دمکراتیک که تبلور عظم ملت ایران برای ساختن فردائی آزاد، دمکراتیک و بدور از  تبعیض باشد، حلقه های ضعیف و شکننده این فاز از مبارزات ملت ایران هستند که اگر در کوتاه مدت بر طرف نشوند، معلوم نیست که سرنوشت ایران به کجا کشیده خواهد شد.

امروز زمان آن فرا رسیده است که همه آنهائی که قلب شان برای ایران می تپد، در هرکجای جهان هستند در جنبش فرا دینی، فرا ایدئولوژیک و فراقومی،  برای حکومتی ملی بر پایه؛  جمهوریت، دمکراسی و جدائی دین از دولت، هم پیمان، هم کلام و همصدا شوند و  پیکار آزادیخواهانه ملت ایران را تا برچیدن دیکتاتوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان نظام نوین ملت ایران ادامه دهند.

این بیانیه پیشنهادی در اختیار ایرانیان آزاده قرار می گیرد که پس از بحث ، تبادل نظر و اصلاح، بعنوان پرچم پیکار ملت ایران علیه دیکتاتوری و مبنای پیمان ملی برای آزادی و دمکراسی ملت ایران قرار گیرد.

                                                                                        اقبال اقبالی 23 خرداد ماه 1388

 

 
جندالله و حزب الله دو روی یک سکه

جندالله و حزب الله دو روی یک سکه

بمب گذاری در یکی از مساجد زاهدان منجر به کشته و مجروح شدن تعدادی از هموطنان ما گردید. مسئولیت این اقدام پلید را گروه جندالله که افسارش به آخورهایی در کشورهای عربی بسته شده است؛ پذیرفته است.

جندالله ( لشکر خدای عرب ) با نام الله و شعار همسویی با مطالبات مردم در منطقه بلوچستان؛  ترور ، بمب گذاری و آدمکشی را در دستور کار خود قرار داده است.     

سربریدن، بمب گذاری، ترور و اعمال رذیلانه دیگر، شیوه های شناخته شده گروه های اسلامی نظیر جندالله، حزب الله و ... می باشد که در ایران و سایر کشورهای اسلام زده مرسوم است.

آنچه را جندالله در زاهدان مرتکب شد، هزار بار رذیلانه تر توسط حزب الله در سراسر ایران علیه دگراندیشان انجام گرفته است که در فردای برچیدن حکومت اسلامی ابعاد این جنایات ضد بشری روشن تر خواهند شد.

دوران کارآموزی گروههای ترور در پایگاههای آموزشی رژیم اسلامی با بریدن سر دگراندیشان اسیر ، برای آشنایی عملی با خونریزی ( بنا به  اعتراف یکی از عناصر رژیم در زندان کومله در کردستان)، سوراخ کردن پا با مته برقی ( شکنجه جان باخته، یوسف آلیاری عضو کمیته مرکزی راه کارگر) ، سر بریدن ( فروهرها، دکتر بختیار و ... ) و نمونه های بیشماری از جنایات گروهای اسلامی حزب الله و جندالله و ... وجود دارد که ماهیت بربرمنشانه و پیشاقرون وسطایی آنها را نشان می دهد.

جندالله و حزب الله دو روی یک سکه اند و جنگ جندالله و حزب الله ، درگیری گروههای اسلامی ارتجاعی می باشد که ربطی به مبارزات مردم ایران ندارد و تنها  قربانیان این جنگ، مردم بی گناه هستند.

ما با همدردی با خانواده های قربانیان بمب گذاری در مسجد زاهدان؛  ترور دولتی حزب الله ( حکومت اسلامی) و اقدامات تروریستی جندالله (مزدوران عربستان سعودی و ... ) را همزمان محکوم کرده و براین اعتقاد هستیم که بایستی ریشه های سیاسی - ایدئولوژیک این جریانات  پیشاقرون وسطایی در ابعاد توده ای معرفی  و ماهیت آنها را نزد ملت ایران افشاء و آنها را در جامعه منزوی کرد.

                                                             تریبون ایران

           

 
دفتر تحکیم وحدت در پی سراب - اقبال اقبالی
   

                  دفتر تحکیم وحدت در پی سراب

" کاندیدایی برای گذار از شرایط اضطراری و ایجاد تغییرات حداقلی "    44

لشکر عظیم جنبش دانشجویی ایران را نیروهای سکولار و لائیک، ملی گرا و دمکرات، آزادیخواه و دادخواه  تشکیل می دهند که به علت سرکوب وحشیانه رژیم و فقدان آزادی های سیاسی و اجتماعی از نهادهای علنی محروم هستند و عمدتا موجودیت شان  در حرکت های اعتراضی  نظیر 18 تیر نمودار می شود.        

جنبش دانشجویی از "انجمن های اسلامی" بعنوان سپر پوششی در مقابل سرکوب ارتجاع حاکم، در مبارزه برای اهداف شریف جنبش دانشجویی استفاده کرده است، ولی دفتر تحکیم وحدت با حمایت از جناح های حکومت اسلامی، می خواهد این  جنبش  را به دنبالچه استبداد و دیکتاتوری تبدیل  کند که این سیاست با سنت های آزادیخواهانه و استبدادستیزانه جنبش دانشجویی بیگانه است.

ضرب المثل آلمانی می گوید: نمی توان همزمان در دو عروسی رقصید؛ ولی دفتر تحکیم وحدت قصد دارد با شیخ کروبی و نیروهای جنبش دانشجویی همزمان برقصد که این سیاست متناقض قطعا با واکنش اکثریت عطیم نیروی ملی گرا، آزادیخواه، دادخواه و استبدادستیز در درون جنبش دانشجویی روبرو خواهد شد.

در دور کنونی سیرک "انتخابات" در حکومت اسلامی، نیروهای اجتماعی و کوشندگان سیاسی جنبش زنان و جنبش کارگری  مواضع آموزنده ای اتخاذ کرده اند که  مقاله  "به نام همگرایی به جای کمپین" از کوشنده جنبش زنان پروین اردلان و بیانیه انتخابات و تشکلات کارگری از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، و ...  می تواند برای جنبش آزادیخواه،  مستقل و ملی دانشجویی بسیار آموزنده باشد.     

                                                                             

 

 

 
در اندیشه برکناری رژیم، بیمناک از تجاوز خارجی
 
کارگران هفت تپه را تنها نگذاریم!

       همانگونه که فرزندان کارگران در دانشگاه،  جنبش دانشجویی را تنها نمی گذارند؛ همانگونه زنان کارگر و زنان  کارگران جنبش زنان را تنها نمی گذارند؛ جنبش دانشجویی و جنبش زنان نیز نباید جنبش کارگری را تنها گذارند.  ملت ایران چشم امیدشان به شماست و برای آغاز از همین جا شروع کنیم:

                                                                           کارگران هفت تپه را تنها نگذاریم

 
آیا جنبش ابطال انتخابات، به جنبش ابطال حکومت اسلامی فر

آیا جنبش ابطال انتخابات، به جنبش ابطال حکومت اسلامی فرا می روید؟

 

نمایش انتخاباتی که ناشیانه دستکاری شد، موجب شورش عمومی علیه تقلب کاری جناح احمدی نژاد گردیده است.

مردم نخست با شعارهایی در نفی تقلب انتخاباتی و ابطال انتخابات، به خیابان آمدند و بتدریج در  اعتراضات مردم شعارهایی علیه دیکتاتوری نمایان شد.

اعتراضات سراسری در شهرهای تهران، کرج، اصفهان، شیراز، تبریز و ... با شعارهای ضد دیکتاتوری با شتاب کم سابقه ای گسترش یافته ، همه گیر شده و چشم انداز بحران سیاسی عمومی را در مقابل حکومت قرار می دهد.

رژیم برای حفظ نظام، لشکرهای اراذل و اوباش خود را به جنگ ، سرکوب و کشتار مردم ناراضی فرستاده است و با برقراری حکومت نظامی در شهرهای بزرگ ، می خواهند مردم را مرعوب و خانه نشین کنند.

حمایتی که از کاندیداتوری میر حسین موسوی برای منزوی کردن احمدی نژاد صورت گرفت، امروز با دخالتگری همه اقشار اجتماعی  سمت و سوی دیگری یافته و هر روزه با شتاب چشمگیری وزن و عیار مبارزه ضد دیکتاتوری و ضد حکومتی در شعارهای مردم پر رنگ تر می شود و اگر این روند چند هفته تداوم یابد؛

 اول- نیرویی یارای کنترل این جنبش خودانگیخته را نخوهد داشت و نقش بی خاصیت میر حسین موسوی آشکار و تناقض همسویی او با مطالبات جزیی اقشار اجتماعی شفاف تر خواهد شد.

 دوم- سکان مبارزات بدست نیروهایی خواهد اقتاد که توهمی به حکومت اسلامی ندارند و کلیت نظام را به چالش خواهند کشید.

سوم- شورش های کنونی در تداوم خود زمینه ساز بحران عمومی سیاسی اجتماعی خواهد گردید و گزینه برکناری قهرآمیز رژیم اسلامی به مردم تحمیل شده و مطالبات دوران پس از 22 خرداد، از ظرفیت های سیاسی میرحسین موسوی فراتر خواهند رفت.  

چهارم- میر حسین موسوی گرچه با بخشی از مطالبات قطره چکانی اقشار اجتماعی همسو شده است ولی با آگاهی به جایگاه تشریفاتی رئیس جمهور در سیستم حکومت اسلامی، نه قدرت اجراء وعده هایش،  و نه ظرفیت همراهی با جنبش های اجتماعی را دارد.

پنجم- با رشد آگاهی عمومی از ماهیت غیردمکراتیک انتخابات 22 خرداد و محرومیت حق کاندید شدن و فقدان آزادی سیاسی احزاب و امکان شرکت آنها در انتخابات، مردم تنها به شمارش مجدد آراء و ابطال انتخابات رضایت نخواهند داد، بلکه پیش شرط های انتخابات دمکراتیک را بمیان خواهند کشید.  

مجموعه شرایط جنبش اعتراضی کنونی نظیر تعمیق شعارها ، سراسری شدن جنبش، توده ای شدن  جنگ و گریز با اراذل و اوباش رژیم و محوری شدن شعار آزادی و نفی دیکتاتوری، می تواند چشم انداز فرارویی جنبش ابطال انتخابات به  جنبش ابطال حکومت اسلامی را در پیشاروی ما قرار دهد و برای چنین شرایطی بایستی چاره ای

اندیشید!               

                                                                  تریبون ایران

 
نه به تقلب انتخاباتی، علیه رژیم متقلب!

نه به تقلب انتخاباتی، علیه رژیم متقلب!

اکنون تهران ، کرج ، اصفهان و بسیاری از شهرها به کانون تظاهرات علیه دولت احمدی نژاد و درگیری مردم با اراذل و اوباش نیروی انتظامی تبدیل شده است و بنا به اخبار رسیده سید علی نیروی قدس که متشکل از اعراب لبنانی، فلسطینی و ... هستند، برای قلع وقمع مردم به خیابان ها فرستاده و با بیشرمی در پیامی درباره انتخابات دهم خطاب به ملت ایران اظهار داشت که:
"مشاركت بيش‌از هشتاد درصدي مردم در پاي صندوقها و رأي بيست‌وچهار ميليوني به رئيس جمهور منتخب، يك جشن واقعي است".

شرکت کنندگان متوهم به رژیم اسلامی که در انتخابات شرکت کرده و رای شان بنفع باند سید علی مصادره شده است خشمگین به خیابان ها آمده و بخشن با شعارهای اسلامی دست به اعتراض، تظاهرات زده اند.  

آنها که با آویزان شدن به تناب پوسیده موسوی( نخست وزیر دوران قتل عام دهه 60 ) می خواستند گره ای از مشکلات مردم بگشایند، رای و اراده شان به بازی و مضحکه گرفته شده است.

آری ، امروز روز جشن واقعی ولی فقیه و ملیجک هایش  و روز عزای رای دهندگان متوهم  به فاشیسم اسلامی است. حکومت اسلامی باردیگر نشان داد  که حتی به مدافعین حکومت اسلامی (خودی های نظام ) هم رحم نمی کند و به هر وسیله و شیوه ناجوانمردانه علیه دگرانیشان متوسل می شود.

باندهای حکومتی  که قدرت و ثروت شان مورد تهدید قرار گرفته، کوشش می کنند فرزندان ملت ایران را زیر شعارهای ارتجاعی – اسلامی به خیابان آورده و به پشتوانه آنها موقعیت از دست رفته خود را بازیابند.

شورش های خود انگیخته، تهاجم بی نقشه و بازی در میدان جناح های حکومتی، نتیجه اش بهتر از نمایش انتخابات ولی فقیه نخواهد شد، که فسیلی چون احمدی نژاد را دوباره به قدرت نشانده شد.  

آتش جنگ جناحی حکومتگران را احمدی نژاد روشن کرد و هیزم  این جنگ جناحی (مردم بی گناه کوچه و خیابان) را موسوی ها، هاشمی ها و ... به میدان آورده اند و البته که اگر بهمن سرازیر شود آنها خود نیز در امان نخواهند ماند.  

 مردمی که در نتیجه درگیری های جناحی حکومتگران به میدان آمده اند، اگر خود را از زیر پرچم جناح های فاشیستی درگیر بیرون نکشند و مطالبه رژیم سالم را جایگزین نفی تقلب انتخاباتی نکنند، عملن بازیجه جناح های حکومتی خواهند شد. ما با شعار نه به تقلب انتخاباتی، مبارزه علیه رژیم متقلب را هدف قرار می دهیم.

بایستی جنبش غیر هدفمند خیابانی را بر دوش جنبش های اعتراضی کارگری، دانشجویی و زنان منتقل کرد تا بجای  شعارهای پوپولیستی، مذهبی و قومی، مطالبات جنبش های اجتماعی در صدر قرار گرفته و در تداوم خود زمینه قدرت گیری نهادها و جنبش های اجتماعی و سیاسی کارگران، زنان و دانشجویان را هموار کرد.

در شعارهای خیابانی مان، تغییر رژیم اسلامی، آزادی، دمکراسی، جمهوری و لائیسیته را نشانه گرفته و این مهم را اشاعه داده که؛  اصلاحات در حکومت فاشیستی فریب و سراب است و تغییر،  از مسیر تغییر رژیم میسر است و اجازه ندهیم از روی اجساد جوانان ایران، موسوی هایی که بایستی روی میز محاکمه بنشینند، اهداف قدرت طلبانه و سودجویانه اش را متحقق سازد.

                                            تریبون ایران  

 
دادخواست مردم پارسوماش ( مسجد سلیمان
 دادخواست مردم پارسوماش ( مسجد سلیمان )      

 

امروز روز 100 سالگی کشف نفت در سرزمین بختیاری، روز دادخواست مردمی است که سرمایه شان به غارت رفته و هستی شان در پالایشگاهها، حفاری های چاههای نفت و زیر آفتاب سوزان جنوب سوخته شده است. نفت پارسوماش در صد سال گذشته، چهره ایران را تغیییر داد و از قبل آن قطب صنعتی جنوب شکل گرفت.بزرگترین پلایشگاه نفت خاورمیانه در آبادان ساخته شد؛ بنادر عظیم ایجاد شدند  و  آسمان خراش ها در شهرهای بزرگ کشور به اعتبار و پشتوانه نفت پارسوماش  سر به فلک کشیدند. از دل صنعت نفت جنوب، طبقات و گروه های  مدرن سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زاده شدند.که نقش موثری  در مبارزات سیاسی، اجتماعی وفرهنگی ملت ایران داشته اند.   نقش مردمان پارسوماش (بختیاری) در انقلاب مشروطه و نقش  کارگران و کارمندان پیشرو و مدرن نفت در جنبش های سیاسی- اجتماعی، فرهنگی کشور چه  در زمان جنبش ملی نفت و در انقلاب بهمن بر همگان آشکار است. .پارسوماش، مادر صنعت نفت، پس از کشیدن شیره جانش ، به سرزمینی آلوده به گازهای سمی و فراموش شده ای  فاقد امکانات تولیدی ، اشتغال و ... تبدیل شده است. در ایران استبداد زده کنونی که هستی مادی، معنوی و فرهنگی ملت ایران توسط حکومت اسلامی به نیستی کشیده می شود؛ در شرایط ناعادلانه و تحقیرآمیزی که ملت ایران بسر می برند و دلارهای نفتی در  لبنان و فلسطین و ... هرینه  می شوند؛براستی باید علیه ستم و بی عدالتی حکومت بپا خاست و دادخواست  مردم پارسوماش علیه ظلم و بیعدالتی که بر آنها روا شده است را، همه جا جار زد و در روز 100 سالگی نفت،  نه به سوگ پارسوماش و ایران اسیر در چنگال استبداد   شیون کرد؛  بلکه بایستی  برای سربلندی آن چاره ای  اندیشید.  عاجل ترین مطالبات  شهروندان پارسوماش (مسجد سلیمان) عبارتند است از:ساخت پارسوماش نو ( درجایی از استان که مردم مایل اند) و ایجاد کار، مسکن، بهداشت و ...حفاظت و نگهداری  پارسوماش (مسجد سلیمان ) به عنوان مناطق و آثار تاریخی و ملی ایرانیان. پیشگیری از تخریب بیشتر محیط زیست پارسوماش(مسجد سلیمان)دستیابی به مطالبات فوق و سرنوشت و آینده مردم همه استان های ایران با سرنوشت  آزادی و دمکراسی در ایران گره خورده است.تا زمانی که رژیم اسلامی در ایران حکومت می کند، شانسی برای زندگی بهتر برای مردم ایران وجود ندارد.در سی سال گذشته،  آزادی، رفاه  و زندگی بهتر در انحصار حکومت اسلامی و پیروانش بوده  است. این نظام  ناعادلانه، ضد مردمی و ضد  ایرانی مانع نخست سازندگی کشور است که بایستی به گورستان تاریخ سپرده شود. 

تریبون ایران

 
ایرانیم، به عرب مسلکان رای نمی دهم!

              ایرانیم، به عرب مسلکان رای نمی دهم!      

چهار عرب مسلک برگزیده شورای نگهبان، برای حفظ نظام ، چگونگی سیطره اسلام در ایران و بزک کردن چهره کریه و ننگین حکومت اسلامی  به رقابت پرداختند تا فردا مردم را به پای صندوق های رای فرستاده و به بقاء رژیم یاری رسانند.   

 رقابت در نمایش انتخابات دو هدف را مورد نظر دارد؛ یکی جلب مردم به پای صندوق های رای، کسب مشروعیت و تهیه آذوقه تبلیغاتی برای یک دوره دیگر، و دومین هدف معطوف به "خودی های نظام"  و ناظر بر تصفیه حساب مافیاهای قدرت و ثروت با یکدیگر می باشد.

از آنجا که حکومت اسلامی و اسلام با سرعتی شتابان از جامعه ایران طرد و منزوی می شوند؛ می بایستی برای متوقف کردن این روند چاره ای اندیشیده می شد.

 اسلامگرایان که تجربه غنی ای در استفاده ابزاری از اقشار عقب مانده اجتماعی و سیاسی داشته و دارند، آنجا که با مقاومت و مبارزه اقشار و طبقات رزمنده اجتماعی – سیاسی روبرو می شوند ، بلافاصله پیوندها را با حلقه های ضعیف اقشار اجتماعی – سیاسی فعال کرده و با استقاده ابزاری از آنها و ایجاد انشقاق در جنبش، در روند تکوین قطب نیرومند سیاسی – اجتماعی اختلال  ایجاد کرده و کوشش می کنند که مسیر و اهداف جنبش های سیاسی – اجتماعی را منحرف سازند.

انقلاب ضد استبدادی 1357 با تاکتیک همسویی خمینی با مبارزات مردم ایران و تغییر اهداف آن به لجن کشیده شد و همچنین در اوائل انقلاب، خمینی شعار امریکاستیزی چپ را قاپید و از عزیمتگاهی ارتجاعی پرچم آمریکا ستیزی را برافراشت و بخشی از نیروی چپ را از لحاظ سیاسی خلع سلاح کرد.

مورد سوم در جریان اوجگیری جنبش های اجتماعی و نمایش"اصلاح طلبانه خاتمی"  بود که هیچگاه از لبخند به مردم، و رای به ولی فقیه دریغ نکرد. و نتیجه اش سرکوب، ترور دگراندیشان و تنها ماندن جنبش دانشجویی در مقابل گروه های سرکوبگر و فاجعه  18 تیر بود. 

 چهارمین تجربه در شرایطی بوقوع می پیوندد که جنبش های اجتماعی مستقل زنان، کارگران و دانشجویان در حال خودشناسی، خودیابی و خودسامانگری هستند؛ و نیز درگیری های باندهای حکومتی آنچنان تعمیق یافته است که در تدارک حذف سیاسی و احیانا فیزیکی یکدیگر هستند. و ناتوانایی در سرکوب جنبش های اجتماعی به دلیل بحران رشد یابنده داخلی در تمام عرصه ها و پتانسیل بالا برای شورش های سراسری و غیرقابل کنترل توده ای در جامعه جوان ایران؛

 و شرایط انزوای جهانی حکومت اسلامی ؛ عواملی هستند که بستر همسویی با مطالبات جنبش های اجتماعی و همسویی موقت با جنبش ها را به حاکمان تحمیل می کند.       

جانیان دیروز با پوشیدن قبای اپوزیسیون، بخش های عقب مانده اجتماعی - فرهنگی جامعه و نیروهای ناپیگیر سیاسی را بدنبال خود کشیده و حتی از آنها بعنوان گوش دم توپ درگیری های جناحی بهره برداری می کنند.

درگیری در بالا به منظور  تقسیم قدرت و ثروت ملت ایران شدت یافته است و کاندیدا که همه بر سر هدف آرایش چهره کریه جمهوری اسلامی، حفظ نظام و سیطره اسلام در ایران توافق دارند، کوشش می کنند مردم و نیروهای سیاسی را بعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف محافل حکومتی به خیابان ها بیاورند.

مناظره احمدی نژاد با موسوی که منجر به زنجیر پاره کردن احمدی نزاد گردید، درگیری های جناح های حکومتی را وارد فاز غیر قابل برگشتی کرده است که قابل رفوگری نبوده و حتی می تواند شکاف ها در بالا روند شتاب یابنده ای را پیش گرفته و کنترل اوضاع از دست مافیای سید علی خارج شود.

در مرحله حساس کنونی از رسوایی محافل حکومتی، بایستی از مردم خواست که نگاهی از آینه جلو به عقب داشته باشند و تاریخ نکبت بار 30 سال حکومت اسلام در ایران را مورد نقد قرار داد و از نقد آن که در روند افشاگری و بسط آن به کلیت نظام انجام می گیرد؛ نخست به ریزش توهم مردم نسبت به رژیم اسلامی یاری رساند و سپس انتقادات و بگو مگو های بالایی ها را به نقد همه جانبه سیاسی از کلیت حکومت ، و طرح جنبش مطالبه محور را به جنبشی هدفمند برای تغییر حکومت اسلامی و برقراری نظامی نوین ارتقاء داد.

برای بیرون کشیدن ملت از زیر اختاپوس توهم به رژیم، ما بایستی رابطه بحران اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی رژیم با بنیادهای نظری حکومت اسلامی و قانون اساسی نشان داده و موانع تحولات دمکراتیک را معرفی کنیم.

تحقق مطالبات جنبش های اجتماعی با تغییر ریل از حکومت اسلامی به حکومت ملی – دمکراتیک آغاز می شود و با توانمندی و دخالتگری جنبش های اجتماعی، سیاست گذاری نیز از شکل آمرانه به دمکراتیک تحول می یابد.

واقعیت امروز ایران اینست که کلیت رژیم ( تمامی نهادهای دینی، قضایی، مقننه و اجرایی ) و نیز کاندیدای برگزیده شورای نگهبان، در برابر روند دمکراتیزاتسیون جامعه قرار دارند.

بازتاب مقاومت در برابر پیشروی جنبش آزادی، دمکراسی و جمهوریت در ایران را می توان در سرکوب جنبش های سیاسی – اجتماعی مشاهده کرد و علت اصلی این مقابله نه نیت های خیر یا شر، راستگویی یا دروغگویی، صداقت یا ناصداقتی افراد، بلکه همه کج روی ها و کج اندیشی ها ریشه در مغایرت و تناقض بنیادی اسلام و حکومت اسلامی با نیازهای جامعه مدرن و انسان دنیای مدرن دارد.

تضاد چندگانه جامعه ما، تضاد نوگرایی و کهنه پرستی، تضاد جامعه جوان، مدرن و پویا با نظام فرسوده ، پیشاقرون وسطایی، تضاد جنبش آزادی و ترقی خواهی با استبداد دینی، تضاد پان اسلامیسم با ایران محوری و ایراندوستی، تضاد اکثریت حقوق بگیر و بی مال و اقلیت مالک بر ثروت های کشور، تضاد بین تمرکز قدرت و ثروت در دست اقلیت و محرومیت اکثریت جامعه در دخالتگری در قدرت سیاسی و استتفاده از ثروت و دارایی کشور می باشند.

وجود تنش ها و جنبش های نهان و آشکار در جامعه معلول مجموعه ای از تضادها بوده و تحقق مطالبات جنبش های اجتماعی حتی بشیوه سر و دم بریده اش در چارچوب نظام کنونی ناممکن است.

مطالبات جنبش زنان در حکومتی که بر فلسفه زن ستیزی استوار است و تبعیض جنسیتی جزء لاینفک اسلام و حکومت اسلامی است، و دخیل بستن به پرچم سبز بقول میرحسین موسوی " پرچم عترت پیامبر" سرابی ست که نتیجه اش شقه شقه شدن جنبش زنان است.

حکومت اسلامی هرگز نمی تواند آزادی و استقلال صنفی – سیاسی جنبش کارگری و دانشجویی را تحمل کند؛ چراکه اسلام و حکومت اسلامی در تضاد بنیادی با آزادی دگراندیشان قرار دارد.

تا زمانی که حکومت اسلامی پا برجاست؛   " ویرانی کشورمان در یک جنگ نابرابر"، و  موجودیت ایران و ملت تاریخی مان همواره می تواند مورد تهدید قرار گیرد.  

تا زمانی که حکومت اسلامی پا برجاست؛ بدرستی باید هوشیار بوده و از "خطر تجزیه کشورمان" بیمناک.

تا زمانی که عرب مسلکان بر اریکه قدرت نشسته اند؛ " از تسلط ارتجاع لجام گسیخته ای که می خواهد با پشتوانه ثروتهای ملی به تاراج برده کشور ما را به یک ماتمکده مذهبی تبدیل کند" باید وحشت داشته باشیم.  

برای نجات ایران، برای مقابله با جنگ طلبی رژیم و برای پیشگیری از سقوط جامعه ایرانی در فقر،استیحصال و ... بایستی وحدت کلام ملی _دمکراتیک در گسترده ترین شکل متحقق شود.

 برای تشکیل وسیع ترین ائتلاف توده ای علیه حکومت اسلامی با شعار نه به عرب مسلکان، مدافعان حکومت دینی را منزوی کرده و آلترناتیو ملی- دمکراتیک را هرچه گسترده تر تبلیغ کنیم.  

                      آزادی، جمهوری، دمکراسی و لائیسیته در ایران؛ با نفی دین سالاری امکانپذیر است!   

                                                                      بنابراین ؛

                                                  ایرانیم؛ به عرب مسلکان رای نمی دهم!

                                                                 تریبون ایران

 
فروپاشی رژیم اسلامی و ترفند تلاشی ملت و کشور ایران

از آنجا که مردم ایران و جامعه جهانی نه می خواهند و

نه می توانند دیگر رژیم اسلامی  ایران را تحمل کنند و

همصدایی برای برکناری رژیم در حال تکوین است،

گرایشاتی می خواهند از آب گل آلود ماهی گرفته و

پروژهسرنگونی  و فروپاشی رژیم اسلامی را

به حرکتی برای تلاشی کشور و ملت ایران تبدیل کنند.

 
جنبش های اجتماعی و اپوزیسیون

28 سال پیش در شرایطی که مردم در تب داغ برکناری استبداد ستم شاهی می سوختند، در مقابل پرسش " آری یا نه " به جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
نیروهای واپس گرای اسلامی بر موج جنبش ضد استبدادی سوار شدند و راه استقرار  استبدادی بمراتب ارتجاعی تر و وحشیانه تر از نظام  پیشین را برگزیدند. 
اقدام برای پس گرفتن تمامی دستاوردهای پس از

 
هشتمین نه ، به انتصابات در حکومت اسلامی !
هشتمین نه ، به انتصابات در حکومت اسلامی !

 بنیادهای سیاسی حکومت اسلامی  بر بی حقی شهروند ایرانی استوار است و حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در دایره مدافعان و وفاداران به رژیم اسلامی معنا می یابد . انتخابات هشتمین دوره نمایندگان سران رژیم در مجلس کذایی شان ، با انتخابات گذشته تفاوت هایی دارد که اساسا ناظر بر بازی ندادن بخشی از "خودی های" نظام در قدرت  است. آش انتصابات مجلس هشتم آنقدر شور شده است که حتی از گلوی بخش قابل توجهی از یاران و یاوران 29 ساله اسلام و حکومت اسلامی پائین نمی رود.
 "مجلس" در مکانیزم  نظام کنونی زائده ای بیش نیست و تنها جنبه زینتی و چشم و هم چشمی دارد و بر همین اساس طی 29 سال گذشته مفاهیمی چون مجلس ، انتخابات و نمایندگی مردم توسط اسلامگرایان لوث گشته  و این مفاهیم شریف به لجن کشیده شده اند.
در حکومت اسلامی دستگاه قوه مقننه ، قضاییه و مجریه در هم تنیده شده اند و تمامی نهادهای نامبرده نقش  کار چاق کن مافیای گردنندگان رژیم را دارند ، سخن از مجلس  و  انتخابات در ایران اگر از نادانی نباشد ، یقینن از سر فریبکاری و تبهکاری است.  
 حکومت ناجمهوری اسلامی در طول حیات خود ، نه تنها ظرفیت پذیرش  آزادی احزاب سیاسی  را نداشته است ، بلکه حتی  تشکل های صنفی و مستقل زنان ، دانشجویان و کارگران را تحمل نکرده است.
 " انتخابات " در حکومت اسلامی همواره در محدوده " خودی "  های نظام انجام گرفته است و ربطی به منافع ملت ایران ، طبقات و اقشار اجتماعی و احزاب آنها نداشته و ندارد. مسئله اصلی حاکمان اسلام است و نه ایران. گردانندگان رژیم  بی شرمانه کالای قاچاق انتصابات شورای نگهبان را، زیر نام " انتخابات " وارد اذهان مردم می کنند تا با تحمیق مردم اسباب تداوم بقاء حکومت اسلامی  را فراهم سازند.  
 دمکراسی برای یک  ایرانی یعنی حق  نقد ، نفی  و برکناری حکومت اسلام  در ایران  است. مردم ایران بیش از هر چیز به  آزادی در قضاوت ، انتخاب و عمل نیاز دارند تا اراده ملی و دمکراتیک شان را اعمال کنند.
امروز مسئله مردم شرکت یا عدم شرکت در سیاه بازی های انتخاباتی آخوندها نیست. آنها و پیشگامان شان در جنبش های اجتماعی زنان ، کارگران و دانشجویان از حکومت استبداد ، جهل و خرافات به تنگ آمده اند و در صدد استفاده از فرصت ها برای تغییر ریل هستند که زیگنال های آن در جنبش های اجتماعی زنان ، دانشجویان و کارگران شنیده می شوند

.
 به امید هشتمین نه به انتصابات در حکومت اسلامی !   
                                                                                    اقبال اقبالی  12.03.2008

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
نوروزتان خجسته و بیرق پیکارتان بر افراسته باد !

 نوروزتان خجسته و بیرق پیکارتان بر افراسته باد !

نوروز ، پیر کهن سال ما، از راه پر فراز و نشیب چند هزارساله، شادمانه باز آمده است .
با پیامی به مردمان فلات ایران؛
که بهار در انتظار شماست!
باید گرد و غبار زمستانی نشسته بر اندیشه و پندار را زدود!
انجماد گفتار و کردار را به گرما و طراوت بهاری سپرد!
تا هزاران گل بشکفد و در پرتو آزادی، زندگی شکوفا شود!
هر روزتان نو روز ؛ نوروزتان پیروز!  
برفراشته باد بیرق پیکار برای جمهوری، دمکراسی و لائیسیته !

                                                                                        
تریبون ایران
 
راه دوزخ، با رنگ سبز فرش می شود!

                       راه دوزخ، با رنگ سبز فرش می شود!

 روزنامه های ایران و سایت های وابسته به رژیم نکبت و جهل، بر شیپور بازار گرمی انتخاب یکی از چهار گزینه شورای نگهبان می دمند و روشنفکرنماها بدنبال سراب  "حکومت اسلامی قابل تحمل تر" دوش بدوش روضه خوانان حکومتی کوشش می کنند تا مردم را بپای صندوق های رای فرستاده و "حماسه"  دیگری را در پشتیبانی "امت" از حکومت اسلامی بنمایش گذارند!
مدافعان سراب "حکومت اسلامی قابل تحمل تر"، شرکت در انتخابات را با چشم دوختن به  تغییر در نظام اسلامی توجیه کرده و به زیر سایه عبای یکی از منتخبین شورای نگهبان پناه می برند تا "برنامه ای جهت بهبود اوضاع" را یاری رسانند.
از سوی دیگر افشاگران حکومت اسلامی و جبهه عظیم نه به حکومت اسلامی را به بی عملی و عدم شرکت در سازندگی متهم می کنند.
استدلال "پیروان سراب اصلاحات" در انتخابات بر دو فرضیه نادرست؛ امکان تغییر نظام کنونی و تغییر شرایط  از کانال همکاری با جناح هایی از فاشیسم حاکم استوار است.


امکان تغییر نظام!


در 30 سال گذشته اپوزیسیون آزادیخواه و دمکرات، بکرات در باره این موضوع گفته و نوشته اند که حکومت اسلامی ظرفیت اصلاح پذیری در راستای منافع ملی ایرانیان و دمکراتیزاسیون جامعه را ندارد و تجربه سه دهه گذشته هم این نظریه را تائید کرده است.                    
اگر روزی در ایران زیر سیطره عرب مسلکان، برابری حقوق زن ومرد، آزادی تشکل های مربوط به جنبش های اجتماعی زنان، کارگران و جوانان،  و آزادی احزاب سیاسی برسمیت شناخته شده و تحقق یابد؛ آن نظام چیزی غیر از حکومت اسلامی است. زیرا حکومت اسلامی تضاد بنیادی با آزادی، دمکراسی و حقوق بشر دارد و قانون اساسی نظام، پلاتفرم آشتی ناپذیری حکومت اسلامی با دنیای آزادی،دمکراسی و عدالت اجتماعی است.


 شکست کوشش های "ملی گرایان عرب مسلک" نظیر بازرگان، تحمل ناپذیری پوشش "اصلاح طلبی" بر تن خاتمی، ریشه در ماهیت اسلام سیاسی، قانون اساسی و سیستم مافیایی قدرت دارد.
 پس از 30 سال تجربه حکومت اسلامی، امید بستن به اصلاحات در بالا؛ با آگاهی نسبت به اسلام ، سیستم حکومتی، قانون اساسی ارتجاعی و سیطره اختاپوس مافیای عرب مسلک در جامعه، اگر دفاع از وضعیت موجود نیست پس چه نام دارد.


این روزها کسانی که شرمگینانه به زیر پرچم حکومت اسلام در ایران خزیده اند، برچسب بی عملی به مخالفین کلیت نظام می چسبانند و فراموش می کنند نقشی را که این نیرو در آشکار ساختن ماهیت ضد بشری این رژیم و ارتقاء شعور دمکراتیک سیاسی و اجتماعی مردم داشته اند و نادیده می گیرند اینهمه جان های شیرین و عزیز، فداکاری ها و پایداری ها که در راه آزادی ،دمکراسی و عدالت اجتماعی هزینه شده است.
 آنها که نمی توانند خیره به سرافرازان و راست قامتان جنبش آزادی ایران بنگرند و راه پیمایی آهسته و پیوسته جنبش را نمی بینند، ستون های اصلی مقاومت را به بی عملی متهم کرده و آنها را به عملگرایی دعوت می کنند، عملگرایی که چیزی جز دنباله روی از خواسته ها حاکمان نبوده و اقدامی نه در راستای برکناری نظام بلکه ناظر بر حفظ  و تحکیم پایه های حکومت اسلام در ایران می باشد.


آیا از کانال همکاری با جناحی از فاشیسم اسلامی می توان دریچه ای بسوی آزادی گشود؟


حکومت اسلامی نظامی مبتنی بر اصول دین عرب در دوران شترچرانی است که همه چیز با آن محک خورده و از دالان های تاریک 1400 ساله عبور کرده و بالاخره با تائید ولی فقیه مابازاء سیاسی، فرهنگی، اجتماعی  و ...  می یابد.
حکومتی که بر اساس مذهب، ایدئولوژی و قومیت بنا شود نتجه اش جمهوری اسلامی در ایران، استالینیزم در کشور ناشوروی و فاشیسم در آلمان می شود که هر سه لطمات جبران ناپذیری به بشریت وارد ساختند. فاشیسم زیر چتر اسلام، پرولتاریا و نژاد برتر هیچگونه پیوندی با آزادی و دمکراسی نداشته و ندارند ؛ چراکه دستگاه نظری و فلسفه حکومتی شان نه بر محور انسان و شهروند در جامعه ، بلکه از روزنه و با عینک مذهب، منافع قشر محدودی در جامعه و نژاد یا قوم  دنیا را نگریسته و همه چیز را آنگونه تعریف می کنند که حقیرانه می بینند.

همکاری یعنی شراکت با دیگری در کاری، شغلی و یا تحقق پروژه ای معنا می شود. در حکومت های توتالیتر مذهبی، ایدئولوژیک و نژادی ، همکاری مترادف با سرسپردگی است و همکاری با جناحی از فاشیسم در قالب های سرسپردگی و بهره دهی ابزارگونه جامعه عمل می پوشد.
همکاری با رژیم اسلامی در سه دهه گذشته حاوی تجارب پر باری برای اپوزیسیون داشته است و شناخت ما را از  درک حکومت های توتالیتر مذهبی از همکاری شفافیت می بخشد.

همکاری ملی گرایان عرب مسلک، سازمان عرب مسلک مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدایی خلق ( اکثریت ، کشتگر و ..)، حزب توده ، حزب رنجبران و ... با حکومت اسلامی و بررسی علل شکست همکاری ها برای امروز که بخشی از همان نیروها خطای گذشته را تکرار می کنند، بسیار آموزنده است.
علت شکست همکاری با حکومت اسلامی نه بخواست و اراده این نیروها بلکه به تحمیل رژیم توتالیتر انجام پذیرفت.
درک حکومت اسلامی از همکاری، همان سرسپردگی سیاسی، مذهبی، فرهنگی و ...  آن نیروها بود و  به همین علت پس از بهره کشی از آنها و زائد و بی مصرف شدن شان، آنها را از خود راند.
پشتیبانان همکاری با جناحی از فاشیسم حاکم در ایران نمی توانند نمونه ای از یک تجربه همکاری با فاشیسم را در تاریخ  ذکر کنند که در پی آن دریچه ای بسوی آزادی گشوده شده است. تجارب سرسپردگی به حکومت اسلامی چیزی جز خفت و خواری برای دنبالچه های رژیم و ضربه به ستون های جنبش آزادی و دمکراسی بدنبال نداشته است.  


کسانی که امروز به امید یکی از برگزیدگان شورای نگهبان نظام آرزوهاشان را بعنوان مطالبه از رئیس جمهور مکتوب کرده اند، فراموش می کنند که رئیس جمهور در حکومت اسلامی عروسک خیمه شب بازی است که سرنخ ها در دست ولی فقیه و آیات عظام و مافیای قدرت و سرمایه وصل هستند و در یک نظام فاشیستی – مذهبی فرستادن مردم در پی مهره بی خاصیت ، به زیان جنبش آزادی و دمکراسی تمام خواهد شد.  
همکاری با جناح های حکومتی نه تنها بخشی از مردم را در توهم به رژیم فرو خواهد برد، بلکه با رنگ سبز، جاده ای بسوی دوزخ فرش می شود که ادامه دهنده گان راه جان باختگان دهه 60، با سر افراشته از آن عبور خواهند کرد.


آنها که امروز به پای صندوق های رای می روند تا از قبر کوچک خارج شوند، بدانند که بسوی قبرهای بزرگتری در حرکت اند و تا زمانی که با افکار سردخانه ای دنیا را بنگریم، فقط در قبرها جابجا می شویم.


برای ساختن جامعه ای شایسته انسان ایرانی؛
باید تمام قد ایستاد شانه به شانه، برای خارج شدن از گورستانی که حکومت اسلامی برای ما ساخته است وحدت کردار و گفتار ملی – دمکراتیک را سازمان دهیم!                   
نه به انتخاب یکی از منتخبین فسیل های شورای نگهبان را فریاد زنیم!
نه به حکومت اسلامی در ایران را با تقویت و سازماندهی جنبش های مستقل اجتماعی کارگران، زنان و دانشجویان پی گیریم!
انتخابات در ایران، بدون آزادی های بی قید وشرط همه احزاب سیاسی، نهادهای اجتماعی و دمکراتیک، غیر قانونی و مغایر با ابتدایی ترین حقوق شهروند ایرانی و حقوق بین الملل است!

    تریبون ایران  

 
نه به برگزیدگان شورای نگهبان!

 

  نه به برگزیدگان شورای نگهبان!

 

                 

                                                   تریبون ایران

 

تغییر سایز نوشته ها

Larger FontSmaller Font
بازديدکنندگان: 309169
 
spacer spacer


برای نجات جان زندانیان دربند با یکدیگر هم پیمان شویم
13 تير 1388,ساعت 01:04:57

برای نجات جان زندانیان دربند با یکدیگر هم پیمان شویم



هموطنان عزیز!

موج خروشان اعترضات مردمی علیه 30 سال استبداد دینی حاکم بر کشور، حکومت پادگانی جمهوری اسلامی را واداشت تا با بسیج گسترده نیروهای سرکوب خود همه ایران را به یک دژ نظامی تبدیل کند. گزمه های حکومتی با شقاوت تمام خانه به خانه درپی شکارجوانان آمده اند. ابعاد دستگیریها، اعدامها و تخریب اموال شخصی و عمومی مردم پیش از آن است که گزارش میشود. تثبیت مجدد دستگاه سرکوب و اختناق رژیم اسلامی خطراعدام گروهی هموطنان دربند مان را در پی خواهد داشت. این شیوه  حکومتمداری سران جمهوری اسلامی است که  پس از هر خیزش مردمی با قتل و ارعاب ماندگار شدن خود را پی می جویند. ما جمعی از ایرانیان دموکراسی خواه در شهر استهکلم بر این باور هستیم در این روزهای خطیر که هزاران هموطن دربندمان که در زندانهای جمهوری اسلامی درالتهاب لحظه مرگ بسر میبرند به همبستگی من و تو و ما نیاز دارند که بهم بپیوندیم ، بپاخیزیم و به یاری آنان بشتا